داستاني براي گفتمان

صفحه 7 از 10 الصفحة السابقة  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9, 10  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف naz khatun في 7/10/2007, 17:33

خوشم میاد که همه شون یکی یکی دارن محو و نابود میشن
همینه دیگه، آدم اینقد بشینه سر اینترنت و هی فاروم بازی کنه عاقبتی بهتر از این نخواهد داشت
جیگرم خونک شد
khejalat
avatar
naz khatun
عضو ویژه

انثى تعداد پستها : 898
Age : 33
موقعيت : تبريز
Registration date : 2007-04-12

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف naz khatun في 7/10/2007, 17:41

حالا زود باشه ادامه ی داستانو بنویس ایکاری Twisted
avatar
naz khatun
عضو ویژه

انثى تعداد پستها : 898
Age : 33
موقعيت : تبريز
Registration date : 2007-04-12

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف JordaN في 7/10/2007, 18:47

ایکاری ممنون
avatar
JordaN
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1021
Age : 33
موقعيت : 021
Registration date : 2007-07-20

http://www.goftman.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف j.j في 8/10/2007, 09:57

moosa نوشته است:میگم ایکار نمی شد یه جوری می نوشتی که ضربه ی آروم تری به سرم می خورد؟ shaki khejalat اصلا چه نیازی به خشونت بود؟! shaki khejalat می نوشتی که طرف با اتری چیزی بی هوشم کنه! Crying or Very sad khejalat از دیشب تا حالا، پنج تا ستاره دارند دور سرم می چرخن! Mad پروژه ی مریخ نورد ناسا هم همینجوری مونده رو دستم!Evil or Very Mad khejalat اگه اخراجم کردن، یقیه ی تو رو میگیرما! گفته باشم! khejalat
آخي عمويي غمت نبينم boos
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف moosa في 21/10/2007, 16:12

ایکاری! ایکاری! ایکاری! Crying or Very sad
و هزار وسیصد چهارصد امید اومدم اینجا، توقع داشتهم که حداقل 7-8 قسمت داستان( khejalat ) رو بخونم و حال کنم! shaki khejalat زدی کاخ آرزوهام رو ویرون کردی! shaki Very Happy

(یه کم سنگین و موقر و آقا و اینا باشم! Suspect همه می دونیم سرت شلوغه و وقت گذاشتن واسه داستان انرژی و و قت زیادی ازت می گیره! ولی جون عمت اینا گوشه چشمی هم به ما، که تو کف ادامه ی ماجرا موندیم، داشته باش!) khejalat gellas
avatar
moosa
عضو

ذكر تعداد پستها : 34
Registration date : 2007-07-20

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف j.j في 22/10/2007, 09:26

عمويي چقدر پيرشدي Razz
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف moosa في 29/10/2007, 15:50

نکنه اینجا طاعون اومده؟! khejalat
avatar
moosa
عضو

ذكر تعداد پستها : 34
Registration date : 2007-07-20

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف Sophia في 29/10/2007, 23:49

جذام ss
avatar
Sophia
قدیمی

انثى تعداد پستها : 489
Age : 31
Registration date : 2007-04-15

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف j.j في 30/10/2007, 11:17

ايدز Mad
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف ali bamaram في 30/10/2007, 18:03

ایکاری اونقدر خودتو لوس کردی که دیگه این تاپیک هم رفت جزء آثار باستانی باید به جای تخت جمشید روش سد بسازن بره زیر آبshaki Evil or Very Mad

میگم موسی فرعونی جواتی به نکته خوبی اشاره کرد خیلی پیر شدی Very Happy تو گفتمان که نی نی بودی یعنی غم فراق ما اینقدر عذابت داده Evil or Very Mad
avatar
ali bamaram
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1779
Age : 33
موقعيت : کویر دل ....
Registration date : 2007-04-15

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف j.j في 31/10/2007, 08:30

چشماشم خيلي ضعيف شده اصلا انگار ما رو نمي بينه Very Happy
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف ali bamaram في 31/10/2007, 10:27

پیریه دیگه دایی جوات ادمو کور هم میکنه
avatar
ali bamaram
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1779
Age : 33
موقعيت : کویر دل ....
Registration date : 2007-04-15

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف j.j في 31/10/2007, 10:31

دايي جون عينك بزنه يا عمل ليزيك كنه خوب ميشه Very Happy
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف Sophia في 2/11/2007, 22:18

ایکاری داری مجبورم میکنی بگم بابات با کمربندش بیاد Suspect
avatar
Sophia
قدیمی

انثى تعداد پستها : 489
Age : 31
Registration date : 2007-04-15

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف Desideria في 3/11/2007, 04:16

Sophia نوشته است:ایکاری داری مجبورم میکنی بگم بابات با کمربندش بیاد Suspect

امیییییییییییییییییییییییییییییییییییر

__________________________________
و چه زشت به من و سادگیم خندیدی
به من و عشقی پاک که دلم میگفت
تا ابد مال تو بود ......
و هست ....
avatar
Desideria
مدیر
مدیر

انثى تعداد پستها : 800
Age : 35
Registration date : 2007-04-12

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف ali bamaram في 3/11/2007, 08:22

j.j نوشته است:دايي جون عينك بزنه يا عمل ليزيك كنه خوب ميشه Very Happy
من نظرم اینه اگه مشتینگ یا کف گرگینگ بخوره پای چشمش خوب میشه
avatar
ali bamaram
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1779
Age : 33
موقعيت : کویر دل ....
Registration date : 2007-04-15

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف j.j في 3/11/2007, 08:32

ali bamaram نوشته است:
j.j نوشته است:دايي جون عينك بزنه يا عمل ليزيك كنه خوب ميشه Very Happy
من نظرم اینه اگه مشتینگ یا کف گرگینگ بخوره پای چشمش خوب میشه
پس كارخودته بزن بينيم چي ميشهTwisted
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف Darkest Forest في 6/11/2007, 02:23

اول سلام

نه جذامی در کاره و نه طاعون ، نیازی هم به بابا امیرو کمربندش نیست
khejalat
من شرمنده و نادمم ، و هر چند از قدیم تقریر شده ؛ شرمندگی را سودی نیست ، اما بنده نیک می دانم که شرمندگی کلی از نظر نرون های عصبی بر روی طرفین مقابل ( یعنی شما دوست عزیز) تاثیر گذارد و باعث شود که گناه من همی به باد افره مگیرید khejalat flower

مامان سوفی و موسی و دزیره و نازی و علی و جواد و جردن عزیز ، همه تون ر خیلی خیلی دوست دارم flower و از لطفتون ممنونم flower

بابت تاخیر پوزش می خوام و قول می دهم تا شب و نهایتا تا فردا شب قسمت بعدی را بنویسم

ارادتمند همگی ایکار

__________________________________
باری
دل در این برهوت ،
دیگر گونه چشم اندازی می طلبد
avatar
Darkest Forest
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 274
Registration date : 2007-04-18

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف ali bamaram في 6/11/2007, 12:28

ما دوستت داریم ایکاری اگه حرفی پیش میاد فقط شوخیه flower boos
حالا خودتو لوس نکن باید دو قسمت از داستان رو بذاری وگرنه دونه دونه پرهاتو اتیش میزنم Very Happy
avatar
ali bamaram
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1779
Age : 33
موقعيت : کویر دل ....
Registration date : 2007-04-15

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف Desideria في 6/11/2007, 12:51

ای بترکیییییییییییییییییییییییی
بابا بذار دیگه انقدر لوس نشو

__________________________________
و چه زشت به من و سادگیم خندیدی
به من و عشقی پاک که دلم میگفت
تا ابد مال تو بود ......
و هست ....
avatar
Desideria
مدیر
مدیر

انثى تعداد پستها : 800
Age : 35
Registration date : 2007-04-12

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف j.j في 7/11/2007, 13:09

Darkest Forest نوشته است:اول سلام

نه جذامی در کاره و نه طاعون ، نیازی هم به بابا امیرو کمربندش نیست
khejalat
من شرمنده و نادمم ، و هر چند از قدیم تقریر شده ؛ شرمندگی را سودی نیست ، اما بنده نیک می دانم که شرمندگی کلی از نظر نرون های عصبی بر روی طرفین مقابل ( یعنی شما دوست عزیز) تاثیر گذارد و باعث شود که گناه من همی به باد افره مگیرید khejalat flower

مامان سوفی و موسی و دزیره و نازی و علی و جواد و جردن عزیز ، همه تون ر خیلی خیلی دوست دارم flower و از لطفتون ممنونم flower

بابت تاخیر پوزش می خوام و قول می دهم تا شب و نهایتا تا فردا شب قسمت بعدی را بنویسم

ارادتمند همگی ایکار
ماهم دوستت داريم ايكاريوفkhejalat
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف moosa في 9/11/2007, 14:51

Darkest Forest نوشته است:
من شرمنده و نادمم ، و هر چند از قدیم تقریر شده ؛ شرمندگی را سودی نیست ، اما بنده نیک می دانم که شرمندگی کلی از نظر نرون های عصبی بر روی طرفین مقابل ( یعنی شما دوست عزیز) تاثیر گذارد و باعث شود که گناه من همی به باد افره مگیرید

ما راه را بر ندامت بستیدیم و نورون را قطع!khejalat از قدیم الایام حکما گفتندی و عامه به تصدیق سر جنباندی که ندامت را سودی نبُود! و تو ای فتی! انگشت ندامت به دندان مگیر! زیر ناخن پر ز میکروب بود و میکروب مرض به ابدان اندازد و خلق را به تنگ آورد!Mad
برجه کیبورد به دست گیر و از کیبورد ِ بیان همی قند و شکر تراوش کن که خواجه ی شیراز گفته و چه خوب گفته که : «بگشای لب که قند فراوانم آرزوسـتheart »


راستی من هنوز کور نشدم، پیر هم نشدم! به فرم ایکاری؛ جواد و علی و اینا! ممنون از لطفتنون!
avatar
moosa
عضو

ذكر تعداد پستها : 34
Registration date : 2007-07-20

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف PIXY LOVELY في 10/11/2007, 02:33

بابايي موسي Rolling Eyes
avatar
PIXY LOVELY
گفتمانی

انثى تعداد پستها : 100
موقعيت : sky of love
Registration date : 2007-10-15

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف j.j في 10/11/2007, 03:25

moosa نوشته است:
Darkest Forest نوشته است:
من شرمنده و نادمم ، و هر چند از قدیم تقریر شده ؛ شرمندگی را سودی نیست ، اما بنده نیک می دانم که شرمندگی کلی از نظر نرون های عصبی بر روی طرفین مقابل ( یعنی شما دوست عزیز) تاثیر گذارد و باعث شود که گناه من همی به باد افره مگیرید

ما راه را بر ندامت بستیدیم و نورون را قطع!khejalat از قدیم الایام حکما گفتندی و عامه به تصدیق سر جنباندی که ندامت را سودی نبُود! و تو ای فتی! انگشت ندامت به دندان مگیر! زیر ناخن پر ز میکروب بود و میکروب مرض به ابدان اندازد و خلق را به تنگ آورد!Mad
برجه کیبورد به دست گیر و از کیبورد ِ بیان همی قند و شکر تراوش کن که خواجه ی شیراز گفته و چه خوب گفته که : «بگشای لب که قند فراوانم آرزوسـتheart »


راستی من هنوز کور نشدم، پیر هم نشدم! به فرم ایکاری؛ جواد و علی و اینا! ممنون از لطفتنون!
واي عمويي عاشق شدندي
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستاني براي گفتمان

پست من طرف naz khatun في 15/11/2007, 08:50

ایکاری ایشالا میدم این بچه ها شکارت کنن
اون یکیام پوستتو بکنن
خودم هم با کمک دزی ازت یه سوپ خوشمزه ی مرغ درست کنیم (با اضافه های گوشتتم سالاد اولویه درست میکنیم) بدیم ملت گفتمان بخورن تا دیگه اینقد مارو سرکار نذاری

یالا بنویس
Mad shaki
avatar
naz khatun
عضو ویژه

انثى تعداد پستها : 898
Age : 33
موقعيت : تبريز
Registration date : 2007-04-12

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

صفحه 7 از 10 الصفحة السابقة  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9, 10  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد