اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

صفحه 1 از 3 1, 2, 3  الصفحة التالية

اذهب الى الأسفل

اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف naz khatun في 14/9/2007, 17:23

کاش قبل از خوندن و پست زدن اینجا یه سری به تاپیک "طلاق" تو تالار خانوما بزنیم
من بعد از خوندن نظرات بچه ها تو اون تاپیک یهو به فکرم زد بحثی هم پیرامون "چگونه ازدواج کنیم" راه بندازیم
بعد چون فکر کردم اگر همونجا بحثو شروع کنم باز خرابکاری میشه، پس تصمیم گرفتم تاپیک جدایی استارت کنم با این موضوع
اینکه اول ازدواج کنیم بعد دل ببندیم، یا اول دل ببندیم بعد ازدواج کنیم؟؟؟؟
حالا منتظر نظرات دوستان هستم
gol



ایکار جان شرمنده بی اجازه تاپیک استارت شد
اگر به نظرت بی معنی بود و لزومی نداشت دیلتش کن
flower
avatar
naz khatun
عضو ویژه

انثى تعداد پستها : 898
Age : 34
موقعيت : تبريز
Registration date : 2007-04-12

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف Darkest Forest في 14/9/2007, 18:44

اول سلام

دوم اینکه مگه سابقا برای استارت تاپیک اجازه می گرفتن ؟ Wink flower

سوم هم اینکه به نظر من ( با توجه به چیزهایی که در تالار خانم ها خواندم) موضوع مهم شناخت عشق است ! اصلا عشق یعنی چه ؟! این کلمه آن قدر در زندگی روزمره و غیر روزمره ما تکرار شده که واقعا بعضی اوقات حس می کنم بی معنی تر از عشق بر روی زمین وجود ندارد . تازه اینکه عشق صورت های گوناگون دارد موضوعر ا آنچنان پیچیده می کند که نمی توان به راحتی حتی به آن اندیشید چه رسد به نظر دادن .
من فکر می کنم عشق میزان علاقه ای است که منجر به فداکاری شود ! یعنی اگر شما عاشق شخصی یا چیزی باشدی ، در مورد آن شخص یا آن چیز از خود گذشتگی می کنید !
مثلا اگر مادری حاضر است برای نجات فرزندش جانش را فدا کند ، به علت عشق به فرزند است و بر عکس ! یعنی این فداکاری بیانگر عشق اوست !
به همین دلیل گمان می کنم که اگر انسان واقعا عاشق کسی یا چیزی باشد ( در اینجا صرفا شخص مد نظر است ) نمی تواند او را از دست دهد ! به هیچ قیمتی ! ( بنابراین طلاق به علت شرایط <حالا هر نوع شرایطی که باشد> بی معنی است ) فکر می کنم جواب سوال نازخاتون هم ، همین است ! اگر کسی قصد ازدواج دارد ، باید با کسی ازدواج کند که عاشقانه او را دوست دارد و بالعکس ، تا این فداکاری متقابل که اصولا معنا دهنده ی عشق است ( البته از نظر من ) به نوعی معناگر زندگی مشترک باشد ! flower

__________________________________
باری
دل در این برهوت ،
دیگر گونه چشم اندازی می طلبد
avatar
Darkest Forest
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 274
Registration date : 2007-04-18

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف naz khatun في 15/9/2007, 04:12

سلام به روی قشنگتر از ماهت (من هم طبق عادت میخواستم بگم، سلام به روی ماه نشسته ت، ولی نه ایکاری پیسره خوبیه این انگا بهش نمی چسبه)

برای منی که پابرهنه اومدم بین تاپیک بالاییها، بله اجازه واجبه

هی داری تلافی میکنی دیگه، نه؟ میخوای تاپیک منو منحرف کنی؟؟؟
ولی بی شوخی خیلی خوب و به جا موضوع رو شروع کردی، مشکل همه ی ما اینه که اصلا عشق رو نمی شناسیم.
خدا سلامت کنه استاد ادبیاتمونو، همیشه ورد زبونش این بود: "عشق مظلوم ترین کلمه ی زبان فارسیه" و حالا من هم که اون موقع ها شاید مسخره ش میکردم میفهمم منظورش چی بود.
بعد این وسط هم بگم، وقتی اون قسمت فداکاریتو خوندم از خودم متنفر شدم. چقدر آسون و بدون درک این معنی، اسم عاشق رو خودم گذاشتم و آسونتر ازش گذشتم.(این قسمت اصلا ربطی به بحث نداشت، فقط دلم سوخت)

ولی برای قسمت سوم حرفات باید بگم که؛ این دید مختص من و تو و هم سن و سالان ماست. پدرومادرهای ما از عشق تعبیر دیگه ای دارند. البته شاید گوشه هاییش نزدیک نظر ما باشه، اما اصولا اکثرشون معتقدند که عشق یعنی جلف بازی، یعنی گناه.
اصلا نمیدونم با شنیدن این کلمه ی مظلوم چه فکری به ذهنشون خطور میکنه که اون رو گناه میدونن؟؟؟؟؟
وباز نمیدونم این افکار غلط از دینمون نشأت گرفته یا از عرفمون!؟ امر مسلم اشکال از دینمون نبود و نیست. که دینمون عشق رو؛ چه زمینی باشه چه آسمونی؛ از نوع واقعیش، میپسنده و تقدیرش میکنه. حالا جواب این سوال چی میشه؟
کاش میشد کسی رو از نسل قبلی اینجا پیدا کرد که بگه دیدشون به این مسئله چگونه ست؟ بتونه جواب ابهاماتمونو بده! چون هرچقدر هم بحث کنیم، اکثریتمون نظرات یکسانی در این مورد داریم. و این طوری به هیچ نتیجه ای نمی رسیم.
avatar
naz khatun
عضو ویژه

انثى تعداد پستها : 898
Age : 34
موقعيت : تبريز
Registration date : 2007-04-12

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف j.j في 15/9/2007, 09:59

بيشتر ما انسان ها روي چهره خودمون نقابي زده ايم كه در واقع اون نقاب كمبود هاي ما محسوب ميشه يعني اگه ما خودمونو خيلي مهربون نشون بديم يعني درواقع كمبود مهر و محبت داريم وبا اين نقاب عيب خودمون رو مي پوشونيم ...با اين ديد به نظر من شناخت مهم ترين عامل براي هرچيزي هست
بنابراين وقتي ما مي بينيم كه كسي خودش رو عاشق سينه چاك معرفي مي كنه يا خودمون رو عاشق سينه چاك كسي مي پنداريم اگه از مخاطب يا خودمون شناخت كافي نداشته باشيم مسلما در آينده با بحران شخصيت مواجه مي شيم و چون نقاب ما ظاهري هست به راحتي از صورتمون كنده ميشه و ما شخصيت حقيقي خودمون رو نشون ميديم حال هرچه نقاب ما از شخصيت ما فاصله بيشتري گرفته باشه وضعيت بحراني تر و حاد تر ميشه
پس شناخت مهم ترين اصل براي درك متقابل هست و اين ميسر نميشه مگر با امتحان و سنجش خودمون يا مخاطبمون حالا اين سنجش و امتحان هرچي محكم تر باشه شناخت ما بيشتر ميشه .
اديان راه هاي زيادي رو براي شناخت خود و ديگران معرفي كرده اند كه من از گفتنش صرف نظر مي كنم ولي به نظر من فقط شناخت عميق ميتونه پايه هاي دوستي و عشق رو مستحكم تر كنه
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف Darkest Forest في 18/9/2007, 18:31

naz khatun نوشته است:سلام به روی قشنگتر از ماهت (من هم طبق عادت میخواستم بگم، سلام به روی ماه نشسته ت، ولی نه ایکاری پیسره خوبیه این انگا بهش نمی چسبه)

برای منی که پابرهنه اومدم بین تاپیک بالاییها، بله اجازه واجبه

هی داری تلافی میکنی دیگه، نه؟ میخوای تاپیک منو منحرف کنی؟؟؟
ولی بی شوخی خیلی خوب و به جا موضوع رو شروع کردی، مشکل همه ی ما اینه که اصلا عشق رو نمی شناسیم.
خدا سلامت کنه استاد ادبیاتمونو، همیشه ورد زبونش این بود: "عشق مظلوم ترین کلمه ی زبان فارسیه" و حالا من هم که اون موقع ها شاید مسخره ش میکردم میفهمم منظورش چی بود.
بعد این وسط هم بگم، وقتی اون قسمت فداکاریتو خوندم از خودم متنفر شدم. چقدر آسون و بدون درک این معنی، اسم عاشق رو خودم گذاشتم و آسونتر ازش گذشتم.(این قسمت اصلا ربطی به بحث نداشت، فقط دلم سوخت)

ولی برای قسمت سوم حرفات باید بگم که؛ این دید مختص من و تو و هم سن و سالان ماست. پدرومادرهای ما از عشق تعبیر دیگه ای دارند. البته شاید گوشه هاییش نزدیک نظر ما باشه، اما اصولا اکثرشون معتقدند که عشق یعنی جلف بازی، یعنی گناه.
اصلا نمیدونم با شنیدن این کلمه ی مظلوم چه فکری به ذهنشون خطور میکنه که اون رو گناه میدونن؟؟؟؟؟
وباز نمیدونم این افکار غلط از دینمون نشأت گرفته یا از عرفمون!؟ امر مسلم اشکال از دینمون نبود و نیست. که دینمون عشق رو؛ چه زمینی باشه چه آسمونی؛ از نوع واقعیش، میپسنده و تقدیرش میکنه. حالا جواب این سوال چی میشه؟
کاش میشد کسی رو از نسل قبلی اینجا پیدا کرد که بگه دیدشون به این مسئله چگونه ست؟ بتونه جواب ابهاماتمونو بده! چون هرچقدر هم بحث کنیم، اکثریتمون نظرات یکسانی در این مورد داریم. و این طوری به هیچ نتیجه ای نمی رسیم.
اول سلام

برای چند خط اول --------> Embarassed
khejalatflower

خوب برای دفاع از قسمت سوم حرف هام باید بگم که اونها ( یعنی پدر ها و مادرها و افرادی که به طور کلی متعلق به نسل قبل تر هستند) با عشق مشکلی ندارند . درست اگر نگاهی به تاریخ ایران بیاندازیم پر از عشق و عاشقی است و این عشق و عاشقی ها به حیطه ی ادبیات و عرفان و حتی مذهب باز شده . کسی هست که با قصه شیرن و فرهاد ، لیلی و مجنون ، بیژن و منیژه و خیلی ها زوج های دیگر آشنا نباشد ؟! من فکر نمی کنم نسل های پیش با عشق مشکلی داشته باشند ، اتفاقا آنها بیشتر از ما در گیر این مساله بوده اند و بیشتر از ما این موضوع را درک کرده اند .
موضوع اینجاست که در برخورد با یک عشق ، فقط طرفین می توانند عشق را درک کنند و دیگران ( یعنی هر آن کس که از خارج این دو نفر به موضوع نگاه کند) چیزی جز یک رابطه نمی بیند ، اینجاست که به نظر من مذهب ( یا بهتر بگویم افراد دگم مذهبی<که البته این موضوع بسیار جای بحث دارد ، اگر مایل باشید موضوع را باز می کنیم >) قدری پایش را از گلیمش دراز کرده و باعث شده اوضاع به هم بریزد
در هر صورت برای پدر و مادری که به جز رابطه ی فرزندشان چیز دیگری نمی بینند ! چه کار باید کرد ؟! باز به نظر من باید توضیح داد ! همین و بس ! باید نشست و بدون هیچ گونه کش مکش بی مورد توضیح داد !

در ضمن من به جای هر نسلی که بگید حاضرم فکر کنم khejalat flower

__________________________________
باری
دل در این برهوت ،
دیگر گونه چشم اندازی می طلبد
avatar
Darkest Forest
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 274
Registration date : 2007-04-18

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف Darkest Forest في 18/9/2007, 18:38

flower
j.j نوشته است:بيشتر ما انسان ها روي چهره خودمون نقابي زده ايم كه در واقع اون نقاب كمبود هاي ما محسوب ميشه يعني اگه ما خودمونو خيلي مهربون نشون بديم يعني درواقع كمبود مهر و محبت داريم وبا اين نقاب عيب خودمون رو مي پوشونيم ...با اين ديد به نظر من شناخت مهم ترين عامل براي هرچيزي هست
بنابراين وقتي ما مي بينيم كه كسي خودش رو عاشق سينه چاك معرفي مي كنه يا خودمون رو عاشق سينه چاك كسي مي پنداريم اگه از مخاطب يا خودمون شناخت كافي نداشته باشيم مسلما در آينده با بحران شخصيت مواجه مي شيم و چون نقاب ما ظاهري هست به راحتي از صورتمون كنده ميشه و ما شخصيت حقيقي خودمون رو نشون ميديم حال هرچه نقاب ما از شخصيت ما فاصله بيشتري گرفته باشه وضعيت بحراني تر و حاد تر ميشه
پس شناخت مهم ترين اصل براي درك متقابل هست و اين ميسر نميشه مگر با امتحان و سنجش خودمون يا مخاطبمون حالا اين سنجش و امتحان هرچي محكم تر باشه شناخت ما بيشتر ميشه .
اديان راه هاي زيادي رو براي شناخت خود و ديگران معرفي كرده اند كه من از گفتنش صرف نظر مي كنم ولي به نظر من فقط شناخت عميق ميتونه پايه هاي دوستي و عشق رو مستحكم تر كنه
اول سلام

جواد جان نمی شه منکر حرف هایت شد flower اینکه شناخت برای آدم مهم ترین چیز است ، واضح است flower
اما موضوع با شناخت خود خاتمه پیدا نمی کند ، حتی با شناخت طرف مقابل هم خاتمه پیدا نمی کند ! چیزی فرای اینها لازم است که کسی بتواند روی عشق اش مهر درستی بزند . این موضوع چون با احساس گره می خورد خارج از دایره ی منطق دور می خورد و باعث می شود با حساب های دو دوتا چهارتایی منطقی به جایی که نرسیم هیچ ، بیشتر گیج شویم ! شناخت خود و شناخت طرف مقابل و حذف صورتک و نقاب لازم است ولی کافی نیست !
و چیزی که این میان نیاز است ، چیزی است که بنا به نظر من فداکاری است ! به قول حسین پناهی ، تا نظر شما چه باشد

__________________________________
باری
دل در این برهوت ،
دیگر گونه چشم اندازی می طلبد
avatar
Darkest Forest
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 274
Registration date : 2007-04-18

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف کرگدن في 19/9/2007, 02:39

درود

به نظر من فداکاری کردن برای معشوق یکی از نتایج عشقه ( یا حتی حس اینکه حاضری براش فداکاری کنی
ولی خود عشق نیست

به نظر من عشق احساسی هست و منطقی نیست (فکری نیست)
دلیل و منطق هم نداره که بتونی به خیلی از چرا ها پاسخ بدی

به نظر من یکی شدن دو روح هست
وجود طرف رو در خودتون احساس کنید با لذت های اون شاد بشید و با غم هاش ناراحت
اونرو از وجود خودتون بدونید و نه موجودی جدا
در این زمانه که خوشنودی اون خوشنودی شما هم هست
حاضرید خیلی کارها رو بکنید که اون خوشحال بشه و شما از خوشحالی اون خوشحال بشد
خواسته های اون رو بر خواسته های خودتون ترجیح می دید
علایق - تصمیم گیری ها و......
فداکاری می کنید چون اون رو خودتون می دونید


اين مطلب آخرين بار توسط در 19/9/2007, 04:20 ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
avatar
کرگدن
عضو ثابت

ذكر تعداد پستها : 37
Registration date : 2007-09-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف Desideria في 19/9/2007, 03:56

اسم تاپیکو عوض کنید خب !!!!


من ترجیح میدم اول عاشق بشم بعد ازدواج کنم اما نه عشقی که فقط با یه نگاه و باشه . عشق همراه با عقل
عشقی که به خاطر تفکرات و منش و مرام باشه
یه چیزی مثه ارادت مرید به مرادش !

به نظر من عشق تنها درست نیست . عشق همراه با عقله که شناخت رو به همراه داره و میتونه زمینه ساز یه زندگی شیرین باشه حتی اگه سختی توی اون زندگی زیاد باشه

__________________________________
و چه زشت به من و سادگیم خندیدی
به من و عشقی پاک که دلم میگفت
تا ابد مال تو بود ......
و هست ....
avatar
Desideria
مدیر
مدیر

انثى تعداد پستها : 800
Age : 36
Registration date : 2007-04-12

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف کرگدن في 19/9/2007, 04:20

Desideria نوشته است:اسم تاپیکو عوض کنید خب !!!!


من ترجیح میدم اول عاشق بشم بعد ازدواج کنم اما نه عشقی که فقط با یه نگاه و باشه . عشق همراه با عقل
عشقی که به خاطر تفکرات و منش و مرام باشه
یه چیزی مثه ارادت مرید به مرادش !

به نظر من عشق تنها درست نیست . عشق همراه با عقله که شناخت رو به همراه داره و میتونه زمینه ساز یه زندگی شیرین باشه حتی اگه سختی توی اون زندگی زیاد باشه

من اینطوری برداشت کردم(نظر خودمم همینه)

عشق خودش احساساته و به تنهایی برای شروع زندگی مشترک کافی نیست
باید همراه عقل و تفکر و منطق باشه تا بشه بر اساس اون تصمیم گیری منطقی تر و درست تری رو کرد

منظور شماهم همین بود؟flower
avatar
کرگدن
عضو ثابت

ذكر تعداد پستها : 37
Registration date : 2007-09-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف Meteora في 19/9/2007, 07:11

سلام flower
به نظر من عشق انقدر به گند کشیده شده که دیگه در نظر پدر مادرها چیز بدی شده. شده یک گناه.
شایدم حق دارن. چون این روزا کسی که واقعا عاشق بشه کمه. همه درگیر یک هوس میشن و هوس هم همیشه گناه به دنبال خودش داره. برای همین بزرگترها عشق رو به عنوان دروازه ی گناه و بدبختی میشناسن.
به نظر من باید با عشق ازدواج کرد. ولی با عشق حقیقی. این که با یک نگاه دلت بلرزه عشق نیست هوسه. و اونایی که اینجوری عاشق میشن همیش به مشکل برمیخورن.
من دوست دارم با عشق ازدواج کنم.عاشق باشم با چشم باز. نه عاشق کور. چون اگه عاشق باشم میتونم گذشت کنم... فداکار باشم و در کل همسر خوبی باشم.
اگه اول ازدواج کنیم... مطمئنیم بعدش حتما عشق به وجود میاد؟
به خود فرد هم بستگی داره. یکی اگه بعد از ازدواج از طرف محبت ببینه میتونه عاشقش بشه. ولی من باید از اول از طرف خوشم بیاد. علاقه و محبت طرف مقابلم(متاسفانه یا خوشبختانه) چندان تاثیری رو من نداره...!
در کل باید عاشق بود...! چه قبل ازدواج...چه بعدش!!!
avatar
Meteora
گفتمانی

انثى تعداد پستها : 83
Registration date : 2007-04-19

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف j.j في 19/9/2007, 07:17

Darkest Forest نوشته است:flower
j.j نوشته است:بيشتر ما انسان ها روي چهره خودمون نقابي زده ايم كه در واقع اون نقاب كمبود هاي ما محسوب ميشه يعني اگه ما خودمونو خيلي مهربون نشون بديم يعني درواقع كمبود مهر و محبت داريم وبا اين نقاب عيب خودمون رو مي پوشونيم ...با اين ديد به نظر من شناخت مهم ترين عامل براي هرچيزي هست
بنابراين وقتي ما مي بينيم كه كسي خودش رو عاشق سينه چاك معرفي مي كنه يا خودمون رو عاشق سينه چاك كسي مي پنداريم اگه از مخاطب يا خودمون شناخت كافي نداشته باشيم مسلما در آينده با بحران شخصيت مواجه مي شيم و چون نقاب ما ظاهري هست به راحتي از صورتمون كنده ميشه و ما شخصيت حقيقي خودمون رو نشون ميديم حال هرچه نقاب ما از شخصيت ما فاصله بيشتري گرفته باشه وضعيت بحراني تر و حاد تر ميشه
پس شناخت مهم ترين اصل براي درك متقابل هست و اين ميسر نميشه مگر با امتحان و سنجش خودمون يا مخاطبمون حالا اين سنجش و امتحان هرچي محكم تر باشه شناخت ما بيشتر ميشه .
اديان راه هاي زيادي رو براي شناخت خود و ديگران معرفي كرده اند كه من از گفتنش صرف نظر مي كنم ولي به نظر من فقط شناخت عميق ميتونه پايه هاي دوستي و عشق رو مستحكم تر كنه
اول سلام

جواد جان نمی شه منکر حرف هایت شد flower اینکه شناخت برای آدم مهم ترین چیز است ، واضح است flower
اما موضوع با شناخت خود خاتمه پیدا نمی کند ، حتی با شناخت طرف مقابل هم خاتمه پیدا نمی کند ! چیزی فرای اینها لازم است که کسی بتواند روی عشق اش مهر درستی بزند . این موضوع چون با احساس گره می خورد خارج از دایره ی منطق دور می خورد و باعث می شود با حساب های دو دوتا چهارتایی منطقی به جایی که نرسیم هیچ ، بیشتر گیج شویم ! شناخت خود و شناخت طرف مقابل و حذف صورتک و نقاب لازم است ولی کافی نیست !
و چیزی که این میان نیاز است ، چیزی است که بنا به نظر من فداکاری است ! به قول حسین پناهی ، تا نظر شما چه باشد
خب اگه ما از خودمون و طرف خودمون شناخت كافي داشته باشيم و قصد بهتر شدن زندگي خودمون رو داشته باشيم به كمك ايثار و فداكاري و گذشت ميتونيم مشكلات رو پشت سر بگذاريم ونگذاريم به خودمون و خانوادمون سخت بگذره flower
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف soltaneabha في 20/9/2007, 06:06

عشق که کشکه
ولی همین کشک باشه و بعدش ازوداج بهتر از اینه که اول ازدواج واشه بعدش کشک
avatar
soltaneabha
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1104
موقعيت : ترینیداد و توباگو
Registration date : 2007-09-08

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف Desideria في 21/9/2007, 08:20

j.j نوشته است:خب اگه ما از خودمون و طرف خودمون شناخت كافي داشته باشيم و قصد بهتر شدن زندگي خودمون رو داشته باشيم به كمك ايثار و فداكاري و گذشت ميتونيم مشكلات رو پشت سر بگذاريم ونگذاريم به خودمون و خانوادمون سخت بگذره flower


flower شناخت همون چیزی یه که بهش میگن عقل
و گذشت
میشه عشق


مرسی جواد

__________________________________
و چه زشت به من و سادگیم خندیدی
به من و عشقی پاک که دلم میگفت
تا ابد مال تو بود ......
و هست ....
avatar
Desideria
مدیر
مدیر

انثى تعداد پستها : 800
Age : 36
Registration date : 2007-04-12

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف Darkest Forest في 22/9/2007, 09:00

کرگدن نوشته است:درود

به نظر من فداکاری کردن برای معشوق یکی از نتایج عشقه ( یا حتی حس اینکه حاضری براش فداکاری کنی
ولی خود عشق نیست

به نظر من عشق احساسی هست و منطقی نیست (فکری نیست)
دلیل و منطق هم نداره که بتونی به خیلی از چرا ها پاسخ بدی

به نظر من یکی شدن دو روح هست
وجود طرف رو در خودتون احساس کنید با لذت های اون شاد بشید و با غم هاش ناراحت
اونرو از وجود خودتون بدونید و نه موجودی جدا
در این زمانه که خوشنودی اون خوشنودی شما هم هست
حاضرید خیلی کارها رو بکنید که اون خوشحال بشه و شما از خوشحالی اون خوشحال بشد
خواسته های اون رو بر خواسته های خودتون ترجیح می دید
علایق - تصمیم گیری ها و......
فداکاری می کنید چون اون رو خودتون می دونید

اول سلام

flower

چه طور می شود به جایی که می گویید رسید ! فقط با تکیه بر احساس ! تا جایی که من سر از احساس آدمی در می آورم ، به شدت متغیر است ! پیش آمده که کسی به عنان مثال غذایی را بسیار دوست داشته و نا گهان به هیچ علتی ( یا علتی کم اهمیت ) نه تنها علاقه ی خود را به غذا از دست داده است ، بلکه به نوعی از آن متنفر گشته !
احساس آدم ها آن قدر متغیر است که اگر به وسیله ی عقل کنترل نشود ، حتی خودش را گیج می کند ، چه رسد به انسان را !
از طرفی ، چه ضمانتی وجود دارد ، که احساس نتیجه نیروی غریزی ( همان هوس کذایی) نباشد ! اگر گرایش شدید حسی دو انسان به هم ، صرفا نتیجه نیروی غریزی باشد ، باز هم نام عشق را بر این گرایش می گذارید ؟! flower

من فداکاری را از نتایج عشق نمی دانم ، چون عشق را چیزی ماورایی نمی بینم ! لازم باشد بیشتر توضیح می دهم flower
پاینده باشید flower

__________________________________
باری
دل در این برهوت ،
دیگر گونه چشم اندازی می طلبد
avatar
Darkest Forest
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 274
Registration date : 2007-04-18

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف Darkest Forest في 22/9/2007, 09:05

Desideria نوشته است:اسم تاپیکو عوض کنید خب !!!!


من ترجیح میدم اول عاشق بشم بعد ازدواج کنم اما نه عشقی که فقط با یه نگاه و باشه . عشق همراه با عقل
عشقی که به خاطر تفکرات و منش و مرام باشه
یه چیزی مثه ارادت مرید به مرادش !

به نظر من عشق تنها درست نیست . عشق همراه با عقله که شناخت رو به همراه داره و میتونه زمینه ساز یه زندگی شیرین باشه حتی اگه سختی توی اون زندگی زیاد باشه
اول سلام

کدارم را بر دیگری ترجیح دهیم ؟! اگر در حادثه ای به عنوان مثال عشق به فداکاری برای معشوق دستور دهد و اما عقل منطق گرا به فداکاری برای جمع ! به کدام یک رجوع کنیم ؟ flower هر دو با هم نمی شود ! اما کدام بر دیگری بر تری دارد ؟! اگر عشق بر تری دارد ، پس دیگر نباید در تصمیم گیری ( به خصوص برای ازدواج ) به عقل تکیه کرد ! اما اگر عقل بر تری دارد ، پس برای ازدواج نیاز به عشق نیست ! می توان ازدواج کرد و منتظر ماند تا شاید عشق به وجود بی اید شد flower

__________________________________
باری
دل در این برهوت ،
دیگر گونه چشم اندازی می طلبد
avatar
Darkest Forest
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 274
Registration date : 2007-04-18

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف Darkest Forest في 22/9/2007, 09:06

Meteora نوشته است:سلام flower
به نظر من عشق انقدر به گند کشیده شده که دیگه در نظر پدر مادرها چیز بدی شده. شده یک گناه.
شایدم حق دارن. چون این روزا کسی که واقعا عاشق بشه کمه. همه درگیر یک هوس میشن و هوس هم همیشه گناه به دنبال خودش داره. برای همین بزرگترها عشق رو به عنوان دروازه ی گناه و بدبختی میشناسن.
به نظر من باید با عشق ازدواج کرد. ولی با عشق حقیقی. این که با یک نگاه دلت بلرزه عشق نیست هوسه. و اونایی که اینجوری عاشق میشن همیش به مشکل برمیخورن.
من دوست دارم با عشق ازدواج کنم.عاشق باشم با چشم باز. نه عاشق کور. چون اگه عاشق باشم میتونم گذشت کنم... فداکار باشم و در کل همسر خوبی باشم.
اگه اول ازدواج کنیم... مطمئنیم بعدش حتما عشق به وجود میاد؟
به خود فرد هم بستگی داره. یکی اگه بعد از ازدواج از طرف محبت ببینه میتونه عاشقش بشه. ولی من باید از اول از طرف خوشم بیاد. علاقه و محبت طرف مقابلم(متاسفانه یا خوشبختانه) چندان تاثیری رو من نداره...!
در کل باید عاشق بود...! چه قبل ازدواج...چه بعدش!!!
اول سلام

flower بابت حضور !

__________________________________
باری
دل در این برهوت ،
دیگر گونه چشم اندازی می طلبد
avatar
Darkest Forest
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 274
Registration date : 2007-04-18

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف Darkest Forest في 22/9/2007, 09:12

j.j نوشته است:
خب اگه ما از خودمون و طرف خودمون شناخت كافي داشته باشيم و قصد بهتر شدن زندگي خودمون رو داشته باشيم به كمك ايثار و فداكاري و گذشت ميتونيم مشكلات رو پشت سر بگذاريم ونگذاريم به خودمون و خانوادمون سخت بگذره flower
اول سلام

جواد جان به گمانم داریم دچار شعار زدگی می شویم flower
در کلیت جمله های این پستتان هیچ اشکالی نیست ، اما ریز که شویم موضوع قدری گیج کننده می شود !
فرضا اگر کسی را خوب شناختید و آن شخص علی رغم آنکه دوستش دارید و علی رغم اینکه بسیار شخص شایسته ای بود ف مجموعه عاداتی داشت که شما آن را نمی پسندید ( عادات نا پسند منظورم نیست ) آن وقت چه گونه می شود برای چنین شخصی فداکاری کرد ؟!
یا به فرض مثال شما از خودتان و شخص دیگری شناخت کامل دارید و آن شخص را هم عاشقانه دوست دارید ! اما می دانید که اگر در کنار او بمانید نه تنها موجب پیش رفت او نمی شوید ، بلکه باعث می شوید که تنزل کند ! شما فدا کاری می کنید ؟! در این صورت چگونه زندگی خانوادگی تان می تواند مشکلات را پشت سر گذارد ؟ flower

__________________________________
باری
دل در این برهوت ،
دیگر گونه چشم اندازی می طلبد
avatar
Darkest Forest
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 274
Registration date : 2007-04-18

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف j.j في 22/9/2007, 11:42

Darkest Forest نوشته است:
j.j نوشته است:
خب اگه ما از خودمون و طرف خودمون شناخت كافي داشته باشيم و قصد بهتر شدن زندگي خودمون رو داشته باشيم به كمك ايثار و فداكاري و گذشت ميتونيم مشكلات رو پشت سر بگذاريم ونگذاريم به خودمون و خانوادمون سخت بگذره flower
اول سلام

جواد جان به گمانم داریم دچار شعار زدگی می شویم flower
در کلیت جمله های این پستتان هیچ اشکالی نیست ، اما ریز که شویم موضوع قدری گیج کننده می شود !
فرضا اگر کسی را خوب شناختید و آن شخص علی رغم آنکه دوستش دارید و علی رغم اینکه بسیار شخص شایسته ای بود ف مجموعه عاداتی داشت که شما آن را نمی پسندید ( عادات نا پسند منظورم نیست ) آن وقت چه گونه می شود برای چنین شخصی فداکاری کرد ؟!
یا به فرض مثال شما از خودتان و شخص دیگری شناخت کامل دارید و آن شخص را هم عاشقانه دوست دارید ! اما می دانید که اگر در کنار او بمانید نه تنها موجب پیش رفت او نمی شوید ، بلکه باعث می شوید که تنزل کند ! شما فدا کاری می کنید ؟! در این صورت چگونه زندگی خانوادگی تان می تواند مشکلات را پشت سر گذارد ؟ flower
نه اين ها شعار نيست حقيقت هست كه با توانايي ما به واقعيت تبديل ميشه
وقتي شما از كسي شناخت كامل داشته باشي و اون رو دوست داشته باشي خب هميشه سعي مي كني مطلبي رو نگي يا كاري رو انجام ندي كه اون بدش بياد يا از شما ناراحت بشه و با احترام باهاش رفتار مي كني و سعي مي كني مشكلات رو از راه هايي كه ميدوني اون با شما مخالفت نميكنه باهاش درميون بذاري و حل كني
درضمن به نظر من اگه كسي رو واقعا دوست داشته باشيم هرچقد كه رفتار طرف مقابل بد باشه باز ارزش فداكاري و گذشت رو داره و خيلي ها رو ديم كه اين كار رو مي كنند و زندگي خوبي هم دارند flower
در فرض دوم هم مي گويم اگر كسي عاشقانه كسي را دوست داشته باشد اصلا خودش را نمي بيند و هر فدا كاري مي كند تا طرف مقابل صدمه نبيند و شناخت در اينجا كمك مي كند كه دوستي اش مثل دوستي خاله خرسه نباشد .flower من بار ها گفتم اگر كسي كه من عاشقشم بخواد با كس ديگه ايي ازدواج بكنه حاضرم همه نوع فداكاري بكنم تا اون خوشبخت بشه flower
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف کرگدن في 22/9/2007, 15:35

Darkest Forest نوشته است:
اول سلام

flower

چه طور می شود به جایی که می گویید رسید ! فقط با تکیه بر احساس ! تا جایی که من سر از احساس آدمی در می آورم ، به شدت متغیر است ! پیش آمده که کسی به عنان مثال غذایی را بسیار دوست داشته و نا گهان به هیچ علتی ( یا علتی کم اهمیت ) نه تنها علاقه ی خود را به غذا از دست داده است ، بلکه به نوعی از آن متنفر گشته !
احساس آدم ها آن قدر متغیر است که اگر به وسیله ی عقل کنترل نشود ، حتی خودش را گیج می کند ، چه رسد به انسان را
ز طرفی ، چه ضمانتی وجود دارد ، که احساس نتیجه نیروی غریزی ( همان هوس کذایی) نباشد ! اگر گرایش شدید حسی دو انسان به هم ، صرفا نتیجه نیروی غریزی باشد ، باز هم نام عشق را بر این گرایش می گذارید ؟! flower

من فداکاری را از نتایج عشق نمی دانم ، چون عشق را چیزی ماورایی نمی بینم ! لازم باشد بیشتر توضیح می دهم flower
پاینده باشید flower

جوابم مثبت هست و هنوز میگم احساسی هستflower

ولی یه فرقی هست
بسیار شدید ترهست نسبت به اون احساسات دیگر
چون معشوق رو جزئی از وجود خود می دونه

شما اعتقاد دارید عقلی هست؟
بر اساس درک و تفکر؟
یا؟


اگر شما کسی رو برتر از خودتون بدونید برای او فداکاری می کنید
وگرنه دلیلی برای فداکاری نیست

از نظر روانشناسی عشق جزو احساسات هستflower
و چیزی نیست که بنده گفته باشم
علاقه بسیار زیاد و شدید یا احساس یکی بودن روعشق می گن (تعریف علمی)
که بر اساس این احساس انسانها حاظر هستند از خود گذشتگی کنند
فداکاری با ارزش دونستن نتیجه کاری از حقوق مسلم هر شخص هست
تا وقتی که شما چیز با ارزش تری نداشته باشید فداکاری معنی ندارهflower
avatar
کرگدن
عضو ثابت

ذكر تعداد پستها : 37
Registration date : 2007-09-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف j.j في 23/9/2007, 08:47

به نظر من ابتدا بايد تفاوت بين عشق و هوس كنكاش بشه و شناسايي بشه


اين مطلب آخرين بار توسط در 23/9/2007, 12:25 ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف Darkest Forest في 23/9/2007, 12:08

اول سلام

جواد جان اینجا تالار هم اندیشی است flower
لطفا علاوه بر ادیت پست بالا ، از نقل مطالب دیگران به هر نوع در این تالار خودداری کنید flower


با تشکر flower

--------------------------------------
حتما جواب پست های دوستان را در اولین فرصت می دهم flower

__________________________________
باری
دل در این برهوت ،
دیگر گونه چشم اندازی می طلبد
avatar
Darkest Forest
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 274
Registration date : 2007-04-18

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف j.j في 23/9/2007, 12:38

آيا ميشه اول عاشق كسي نبود و بعد عاشق همون كس شد؟
اصلا عشق وعاشقي ارادي هست يا غير ارادي ؟
سرمنشا عشق و تنفر چيست ؟
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف naz khatun في 25/9/2007, 15:32

خوشم میاد که نه ایکار حال ادامه و مدیریت بحثو داره نه من
ایول به جفتمون
اون چون مدیره، من چون استارترم
avatar
naz khatun
عضو ویژه

انثى تعداد پستها : 898
Age : 34
موقعيت : تبريز
Registration date : 2007-04-12

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف j.j في 26/9/2007, 09:35

آيا عشق بايد حتما منجر به ازدواج بشه ؟
آيا در زندگي زناشويي عشق حتما بايد وجود داشته باشد ؟
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: اول ازدواج بعد عشق؛ يا اول عشق بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟

پست من طرف Desideria في 27/9/2007, 05:34

j.j نوشته است:آيا عشق بايد حتما منجر به ازدواج بشه ؟
آيا در زندگي زناشويي عشق حتما بايد وجود داشته باشد ؟
flower
عشق حتمن نمیتونه منجر به ازدواج بشه ! مخصوصن اگه یک طرفه باشه

اما در زندگی زناشویی باید عشق باشه وگرنه اون زندگی نیست ! بردگیه

__________________________________
و چه زشت به من و سادگیم خندیدی
به من و عشقی پاک که دلم میگفت
تا ابد مال تو بود ......
و هست ....
avatar
Desideria
مدیر
مدیر

انثى تعداد پستها : 800
Age : 36
Registration date : 2007-04-12

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

صفحه 1 از 3 1, 2, 3  الصفحة التالية

بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد