دلتنگي هاي يک روز سرد

صفحه 1 از 2 1, 2  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف bahram2584 في 29/10/2007, 11:53

یادش به خیر روزگار غریبی بود چند سال قبل شاید هم یه نمه کمتر یادش به خیر نیما جون یه روز شاید منو بشناسی فعلا نمیدونم چی بگم این حسنی در به در هم که وصل شده بهت این در به در هم از اون در به درای باحاله اسمتونو دیدم گفتم به یاد جوونیا یه دونه از این خونه ها باز کنم رفتم تو کار ادبیات البته اگه یهویی دیدی خوب از کار در نمیاد بگو سریع نماشو عوض کنم امیدوارم هیمشه سرسبز و شاد باشید در پناه حق

[img]/users/2712/45/17/79/smiles/9718.gif[/img]

راستی نیما اگه یهویی اومدی اینجا میخواستم ببینم صاحاب اینجا کیه البته منظورم سایته

[img]/users/2712/45/17/79/smiles/676145.gif[/img]
avatar
bahram2584
گفتمانی

ذكر تعداد پستها : 59
Registration date : 2007-10-29

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف bahram2584 في 29/10/2007, 11:56

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سكوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه! اين درد مشترك من و توست كه گاهي نمي توانيم در چشمهاي يكد يگــرنگــــاه كنيم flower
avatar
bahram2584
گفتمانی

ذكر تعداد پستها : 59
Registration date : 2007-10-29

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف bahram2584 في 29/10/2007, 11:57

نیما جان فعلا برم بتونم بیشتر میام بهت سر میزنم امیدوارم خوش باشی خداییش خیلی سرت شلوغه مواظب خودت باش تا بعد دادا

boos
avatar
bahram2584
گفتمانی

ذكر تعداد پستها : 59
Registration date : 2007-10-29

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف j.j في 29/10/2007, 12:26

خوش امدي ودمت گرم باشه flower
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف bahram2584 في 31/10/2007, 05:21

خواهش جواد جان تو قبلی هم همین اسمت بود دادا

راستی صاحبا اینجا مثل اینکه قصد واگذاری دارن اصلا سر نمیزنن

راستی این شکل مردونه زنونش چی به چیه مثل اینکه در هم قاطیه
avatar
bahram2584
گفتمانی

ذكر تعداد پستها : 59
Registration date : 2007-10-29

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف bahram2584 في 31/10/2007, 05:23

دیوار دلم خسته فرو میریزد و میخواند تو را ، تا که شاید مرهمی باشی بر این زخم پر از خون و سلام بی جواب من ، و میجوید تمام خاطرات نارنجی عشق یا که من را در سکوت خاطراتی که جز بوی نم و حسرت چیزی نمیدانند و دیوار این خسته ترین دل ها فرو میریزد ، این صدای شکستن که از قعر وجود من بر میخیزد شاید تو را به این یاد وا دارد که روزی من هم بوده ام ، آری ..... دیوار دلم خسته فرو میریزد ، آری ..... من هم روزگاری بوده ام flower
avatar
bahram2584
گفتمانی

ذكر تعداد پستها : 59
Registration date : 2007-10-29

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف bahram2584 في 31/10/2007, 05:24

شبیه افسانه ها شده ای ! دیگر همه تو را می شناسند ! تو هم مرا از پیراهن روشن آن سالها بشناس ! چه خطوط تاری كه در گذر گریه ها بر چهره ام نشست ! چه رشته های سیاهی كه در انتظار آمدنت سفید شد ! چه زخمهایی كه ... بگذریم ! بگذریم ! مرا از آستین خیس همان پیراهن آشنا بشناس flower
avatar
bahram2584
گفتمانی

ذكر تعداد پستها : 59
Registration date : 2007-10-29

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف j.j في 31/10/2007, 09:26

bahram2584 نوشته است:خواهش جواد جان تو قبلی هم همین اسمت بود دادا

راستی صاحبا اینجا مثل اینکه قصد واگذاری دارن اصلا سر نمیزنن

راستی این شکل مردونه زنونش چی به چیه مثل اینکه در هم قاطیه
آره داشي (راستي كي بود اونجا به من مي گفت دادا Razz )من جواد2004 بودم flower
ادمين كه حضور مخفي داره ولي مديرا كمي تا قسمتي دانشجو هستند و درگير درس flower
شكل زنونه مردونش برعكس كار مي كنه khejalat
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف bahram2584 في 1/11/2007, 09:06

جواد جون دادا من نبودم ولی اگه یهویی بودم لو ندی بذار سکرت بمونه

البته مثل اینکه سایت از تو قطب ساپورت میشه دادا خیلی یخه

Very Happy

راستی دادا صاحبش کیه میشناسیش از بچه های قدیم گفتمانه البته خدا کنه اون در به در بزرگ نباشه که خودم میکشمش

avatar
bahram2584
گفتمانی

ذكر تعداد پستها : 59
Registration date : 2007-10-29

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف bahram2584 في 1/11/2007, 09:07

زندگی تاس خوب آوردن نیست، تاس بد را خوب بازی کردنه flower
avatar
bahram2584
گفتمانی

ذكر تعداد پستها : 59
Registration date : 2007-10-29

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف bahram2584 في 1/11/2007, 09:08

هرگز از کسي که هميشه با من موافق بود چيزي ياد نگرفتم flower
avatar
bahram2584
گفتمانی

ذكر تعداد پستها : 59
Registration date : 2007-10-29

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف bahram2584 في 1/11/2007, 09:09

من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود flower
avatar
bahram2584
گفتمانی

ذكر تعداد پستها : 59
Registration date : 2007-10-29

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف j.j في 3/11/2007, 04:30

bahram2584 نوشته است:جواد جون دادا من نبودم ولی اگه یهویی بودم لو ندی بذار سکرت بمونه

البته مثل اینکه سایت از تو قطب ساپورت میشه دادا خیلی یخه

Very Happy

راستی دادا صاحبش کیه میشناسیش از بچه های قدیم گفتمانه البته خدا کنه اون در به در بزرگ نباشه که خودم میکشمش

نه دادا خودت بودي يادم اومد آيديت هم دادا اميد بود cheers cheers cheers cheers cheers
خب هنوز خورشيد روي شما نتابيده كه يخاش آب شهboos
صاحبش فعلا مي ترسه خودشو لو بده ولي فكر كنم از گفتماني هاي قديم باشه منو داش رضا مي خواهيم بهش كلك بزنيم سايت رو ازش بگيريم شايدم همون در به در بزرگ باشه khejalat
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف bahram2584 في 3/11/2007, 11:42

دادا نه خداییش یادن نیومده ولی خوب یه روز حتما میگم احتمالا بشناسی منو راستی دادا این خورشید که خانومه وگرنه نتابه بهتره یهویی یه کاری دست آأم میده راستی مثل اینکه اگه اینجا نباشی باید یه نمه بره گوشه تاریخ ولی فکر کنم این در به دری که من میشناسم بچه ها رو دور هم جمع کنه ولی فکر نکنم بتونه برگردونه به سالها پیش همه یه جوری مشغول شدن هر کی رفته سی زندگی خودش

flower
avatar
bahram2584
گفتمانی

ذكر تعداد پستها : 59
Registration date : 2007-10-29

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف j.j في 4/11/2007, 10:15

bahram2584 نوشته است:دادا نه خداییش یادن نیومده ولی خوب یه روز حتما میگم احتمالا بشناسی منو راستی دادا این خورشید که خانومه وگرنه نتابه بهتره یهویی یه کاری دست آأم میده راستی مثل اینکه اگه اینجا نباشی باید یه نمه بره گوشه تاریخ ولی فکر کنم این در به دری که من میشناسم بچه ها رو دور هم جمع کنه ولی فکر نکنم بتونه برگردونه به سالها پیش همه یه جوری مشغول شدن هر کی رفته سی زندگی خودش
flower
مهم نيست دادا همه دوستان براي من مثل هم هستند مهربان و خوب flower
راستش من با آجي باران و عمو آريا بوي و بابا ايمي ويه عده ديگه كه صحبت مي كردم اونام ميگفتن از هرچي فارومه ديگه متنفر شديم Sad
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف saraironi في 4/11/2007, 10:31



[color=black]دلتنگی

نه نشان بودن تواست
نه نشان نبودنت
[color:260e=black:260e]هوای عاشقی ست
avatar
saraironi
گفتمانی

ذكر تعداد پستها : 63
موقعيت : تهران غربي
Registration date : 2007-05-19

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف j.j في 5/11/2007, 10:03

سرما فقط در طبيعت نيست سرما گاهي در دل ما آدم ها نيز هست سردي آنهايي كه ما براي آنها دلتنگيم ودر آنها دلتنگي وجود ندارد
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف dalileh في 5/11/2007, 17:20

bahram2584 نوشته است:دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سكوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه! اين درد مشترك من و توست كه گاهي نمي توانيم در چشمهاي يكد يگــرنگــــاه كنيم flower

به به سلام خوبین شما ؟khejalat
avatar
dalileh
عضو ویژه

انثى تعداد پستها : 677
موقعيت : آواره
Registration date : 2007-10-07

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف j.j في 10/11/2007, 02:43




[color=purple]من گرفتار سنگيني سكوتي هستم كه قبل از هر فريادي لازم است .


بنام بخشنده’ مهربان – ياور حق ، خداوند ايثار و انصاف .

با تو سخن گفتم ، با اين دل عاشق .

از دستت همچو من گريان و پريشان بود ( دل من ) ؛ من درد محبت را هرگز به تو نسپردم كه اين گونه مرا رسواي عاشق ترين خود كردي .

با مرغ عاشق از تو سخن گفتم – لب به سخن نگشود و سخن نگفت ، كلامي بر من نگفت ؛ بغض گريه مرا در آغوش گرفت ، قناري از ديدن اين صحنه غمگين شد و ديگر نخواند .

گلايه ام را به گل رازقي خواهم گفت كه به اين راحتي حرمت عشق را شكست و مرا در بذم تنهاييم رها كرد . آه ديگر اشك مجال نميداد ، اشك بود و اشك ، مثل خون ميباريد ؛ باران آن شب هم مثل شب هاي ديگر نبود كه مرا هم راهي كند ، مثل شلاق بر سرم مي كوبيد ، ديگر اشكها تمام شده بود . خوشحال از اين بودند كه ديگر رها شده اند ولي افسوس نمي دانستند كه اسير دل سنگ باد شده اند .

مي داني كه عشق تو جاري شده توي خون رگهايم ؟

نميدانم چرا كمي از آن معجونت به عاشق سر سپرده ات نمي دهي ، تو ميداني تمام هستي من يك قلب ساده است ، اون هم نثار تو مي كنم .

تو مي داني كه من ماهي افتاده به خاكت هستم ، پس كجاست آن چشمه’ محبتت .

تويي كه مي داني اولين و آخرين عشقم هستي به خدا دوستت دارم تا بي نهايت .

من مثل اون پرنده در قفس به خيال تو تا سحر گاه مي خوانم تا مرغان عاشق صداي مرا بشنوند .

لبان من تشنه’ لبان توست اي ... من ، دستان من دستان تو را مي جويد . من با اين دستانم وضو با نفس خيال تو ميگيريم ، كه تو را فردا خواهم ديد ، آيا فردايي خواهد بود ؟ بله ، از عشق تو هم ديوونگي عالمي داره . مخصوصا تو را در آغوش گرفتن .

دلم را به دريا زدم ، آمد به ميهماني درياي تو . واي بر من ، واي بر من ، كه تو آن گم كرده اي باشي كه بس دور است بين ما .

آه هزار بار مردن و رنج بردن با هزار رهي دشوار و به ظاهر خنده اي بر لب و حرفهاي پيچ در پيچ و گهگاهي هم دو خط شعري كه گوياي همه چيز است ، واي بر من كه تو آن گم كرده ام باشي ؛ دلم گهواره’‌عشق تو گشته ، مرا اين همه و لالايي نده – سوداي تو را دارم من از دل و جانم پس چرا پنهاني از اين بازي ؛ اي نزديك دور از من .

اين همه دور از تو ، در حسرت روزهاي بهاري تو ، بغض كرده قناري ، اي ... من .

[color:93ef=purple:93ef]بيا اين آزادي را با ، رها سازي پرنده ، زندگي را به او ببخش .
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف dalileh في 11/11/2007, 15:21

خب دلتنگیاتو تموم شد
avatar
dalileh
عضو ویژه

انثى تعداد پستها : 677
موقعيت : آواره
Registration date : 2007-10-07

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف j.j في 12/11/2007, 04:52

نچ flower
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف dalileh في 13/11/2007, 04:39

میدونین این بهرام چرا انقدر دلتنگه برای اینکه هیچ کس نمیشناستش بابا اون تو گفتمان معروف بود خیلی هم فعال ببنین چه ادمای هستین باعث میشین دلتنگتر بشه
avatar
dalileh
عضو ویژه

انثى تعداد پستها : 677
موقعيت : آواره
Registration date : 2007-10-07

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف bahram2584 في 13/11/2007, 10:19

به به چطور مطوری در به در مثل اینکه موتو آتیش زدن این حرفایی که گفتی همه رو تکذیب میکنم اصلا دوست ندارم بشناسنم اگه بفهمم چیزی گفتی دیگه بدونه شوخی نه من نه اینجا بر میگردم میرم خونمون


avatar
bahram2584
گفتمانی

ذكر تعداد پستها : 59
Registration date : 2007-10-29

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف bahram2584 في 13/11/2007, 10:19

امشب دیگر سکوت را بشکن٬ يگانه ام! ببین این منم٬ این منم که به کلبه عشقمان بازگشته ام! جای تو خالی است
avatar
bahram2584
گفتمانی

ذكر تعداد پستها : 59
Registration date : 2007-10-29

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دلتنگي هاي يک روز سرد

پست من طرف bahram2584 في 13/11/2007, 10:21

در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگي است / ورنه با يک استخوان صد سگ رفيقت مي شوند
avatar
bahram2584
گفتمانی

ذكر تعداد پستها : 59
Registration date : 2007-10-29

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

صفحه 1 از 2 1, 2  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد