استان تهران

صفحه 2 از 3 الصفحة السابقة  1, 2, 3  الصفحة التالية

اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:02

تهران چگونه پایتخت شد؟

حمید رضا حسینی
روزنامه نگار



در اواخر دهه ۱۳۴۰ خورشیدی وقتی تهران ، تند و نفس زنان خود را به کوهپایه های البرز می رساند ، بساز و بفروش هایی که تپه های قیطریه را می خراشیدند تا به جایش خانه های ویلایی و اعیانی بسازند، به سفال ها و ابزارهایی برخوردند که پرده از راز تمدنی ۳۲۰۰ ساله برمی داشت. تمدنی که به نام همان محل تمدن قیطریه خوانده شد.

برخی مورخان می گویند تهرانی ها در عصیان علیه حاکمان ید طولایی داشته اند

تا آن زمان شاید باورعمومی این بود که پیشینه باستانی تهران به همان حوالی ری محدود می شود، اما این کشف و کشف آثار دیگری از هزاره های پیش از میلاد در تپه های عباس آباد، بوستان پنجم خیابان پاسداران و دروس نشان داد تمام آبادی های ناحیه تاریخی قصران که اینک در معده پراشتهای تهران هضم شده اند، دوره ای درخشان از استقرار اقوام کهن و خلاقیت های فرهنگی را پشت سر گذارده اند.

با این حال در دوران اسلامی از میان روستاهایی که در قصران، پشت به البرز سترگ داده و از لار تا کن و سولقان و از دربند تا کوه بی بی شهربانو پراکنده بودند، تهران یکی از گمنام ترین ها بود و روستاهایی چون ونک و دولاب و مهران (ضرابخانه) به مراتب آبادتر و شهره تر و مهمتر بودند.

در واقع نام این روستاها و بسیاری دیگر از آبادی های قصران همچون طرشت، علی آباد، فره زاد (فرح زاد) و طجرشت (تجریش) خیلی زودتر از نام تهران به منابع تاریخی راه یافت و تهران در آغاز سده های میانی اسلامی شهرتی نداشت مگر به انارش که به غایت نیکو بود.

حتی وقتی نام بزرگان تهران به میان می آمد نام یکی دیگر از روستاها و شهرهای اطراف چاشنی اش می شد تا به ذهن شنونده آشنا باشد. مانند "محمد بن حماد رازی طهرانی" (متوفی ۲۶۱ هجری قمری) یا "محمد بن احمد بن حماد بن سعید انصاری ابوبشر دولابی طهرانی" (متوفی ۲۲۴ هجری قمری)

تهران که تخمین زده اند در این دوره ۲۷ هکتار وسعت داشت، وقتی به خود بالید و رونق گرفت که مغولان بسیاری شهرهای ایران را زیر سم ستوران خویش کوفتند. از آن جمله ری باستانی بود که در اوایل سده هفتم هجری به تصرف سپاه مغول درآمد و برای همیشه شکوه دیرپای خود را از کف نهاد.

ری که خراب شد، اهالی اش نیز آواره این سو و آن سو شدند و گروهی به تهران آمدند که از نزدیک ترین روستاها به ری بود. دقیقا نمی دانیم آن زمان این روستای کوچک خوش آتیه چقدرعمر کرده بود و چرا بدین نام خوانده می شد.


پاره ای پژوهشگران "ران" را پسوندی به معنای دامنه گرفته اند و شمیران و تهران را بالادست و پایین دست خوانده اند.



زیر زمین، قصبه شد

برخی تهران را تغییر شکل یافته "تهرام" به معنای منطقه گرمسیر دانسته اند، در مقابل شمیرام یا شمیران که منطقه سردسیر است.

پاره ای پژوهشگران "ران" را پسوندی به معنای دامنه گرفته اند و شمیران و تهران را بالادست و پایین دست خوانده اند.

عده ای بر این باورند که سراسر دشت پهناوری که امروز تهران بزرگ خوانده می شود در میان کوههای اطراف، گود به نظر می رسید و بدین سبب "ته ران" نام گرفت.

برخی هم گفته اند که چون اهل تهران هنگام حمله دشمن زیر زمین پنهان می شدند، اینجا به "ته ران" یعنی زیرزمین معروف شد. گواه سخن خود نیز این شعر مولوی را آورده اند که

عاشقان سازیده اید از چشم بد
خانه ها زیر زمین چون شهر ری

البته جدا از این که تهران به معنای زیرزمین باشد یا نه، پناه بردن تهرانی ها به زیر زمین چیزی است که در نوشته های تاریخی از آن یاد شده است و خود بر نبود امنیت و بی پناهی اهالی دلالت دارد.

برخی نوشته ها این موضوع را نیز یادآور شده اند که تهرانی ها در عصیان علیه حاکمان و خودداری از پرداخت مالیات ید طولایی داشته اند. (در نظر بیاورید که فقط در صد سال گذشته تهران خاستگاه دو انقلاب و چندین قیام و صدها مورد آشوب شهری و تظاهرات خیابانی بوده است.)

به هر روی پس از حمله مغول، تهران این فرصت تاریخی را پیدا کرد که جای ری را بگیرد و رفته رفته به سوی شهر شدن گام بردارد. حالا آن روستای گمنامی که نامش برای نخستین بار (به طور مستقل) در اوایل سده ششم هجری به منابع تاریخی راه جسته بود، ذیل حکومت سلسله های محلی بادوسپانان، ایلکانان و جلایریان که خود خراجگزار ایلخانان مغول و تیموریان بودند و نیز دو سلسله قراقویونلو و آق قویونلو گسترشی روزافزون را تجربه می کرد و مساحتش به ۱۰۶ هکتار رسیده بود.

قصبه، بلده شد

تا روی کارآمدن صفویان در سده دهم هجری، تهران دیگر روستا نبود اما شهر نیز به شمار نمی آمد. چیزی بود میان شهر و روستا و شاید حق با حمدالله مستوفی مورخ سده هشتم هجری باشد که تهران این دوره را "قصبه معتبر" می خواند.

بهره زمامداری فرزندان صفی الدین اردبیلی برای ایران کم نبود و تهران نیز از خوان امنیت و رفاهی که آنها گستردند بی بهره نماند. رخت روستایی را درآورد و جامه شهری به تن کرد. قصبه بود، بلده شد .

نخستین بار، شاه تهماسب اول (۹۸۴-۹۳۰ هجری قمری) در ۹۴۴ هجری قمری هنگام گذر از تهران این قریه بزرگ با باغ و بوستان فراوانش را پسندید و بارو و خندقی به دورش کشید.

این بارو که ۱۱۴ برج به عدد سوره های قرآن و چهار دروازه رو به چهار سوی دنیای پیرامون داشت، از شمال به میدان توپخانه و خیابان سپه، از جنوب به خیابان مولوی، از شرق به خیابان ری و از غرب به خیابان وحدت اسلامی (شاپور) محدود می شد. هنوز هم این منطقه از بافت تاریخی تهران به وسعت ۴۴۰ هکتار را محدوده حصار شاه تهماسبی می خوانند.

قول معروف این است که شاه تهماسب می خواست پایتخت را که در قزوین بود به تهران بیاورد، اما یک تابستان که در تهران ماند و گرمای سوزان و آزاردهنده اش را دید، پشیمان شد. در هر صورت تهران ( و پیشتر ری) درست در نقطه اتصال شاهراه شرق به غرب و شمال به جنوب ایران قرار گرفته بود و اکنون که ری باستانی از میان رفته بود، چه جایی بهتر از تهران می توانست جایش را بگیرد؟

حصار شاه تهماسبی حدود ۳۵۰ سال دوام آورد، اما وقتی در دوره ناصری (۱۳۱۳-۱۲۶۴ هجری قمری) تهران با جمعیت رو به افزایشش در پوست خود نمی گنجید، برج و باروی اولیه نیز بدست اهالی خراب شد. خاکش را مصالح خانه هایی کردند که در جایش سر برآوردند. حالا از حصاری که طولش ۸۵۰۰ متر بود، یک وجب هم باقی نمانده است، مثل خیلی چیزهای دیگر که می توانست اوراق هویت تهران باشد و تهران همه را دور ریخت.

در دوره شاه عباس اول (۱۰۳۸-۹۹۶ هجری قمری) که هرجا می رسید یک پل یا کاروانسرا یا کاخی بنا می نهاد، دربخش شمالی برج و باروی شاه تهماسبی، چهارباغ و چنارستانی ساخته شد که بعدها دورش را دیواری کشیدند و به صورت کاخ و مقر حکومتی درآوردند. این همان کاخ گلستان معروف است که محل استقرار شاهان قاجار بود وهسته اصلی اش در شمال میدان ارگ همچنان پابرجاست. حقیقتا گلستانی است میان آن همه دود و دم و شلوغی و ترافیک.



برخی نوشته ها این موضوع را نیز یادآور شده اند که تهرانی ها در عصیان علیه حاکمان و خودداری از پرداخت مالیات ید طولایی داشته اند.



در آنجا یک تعداد چنار قدیمی هست که احتمالا یکی دوتایش از همان دوره صفوی باقی مانده است. در دوره قاجار این چنارها در اشاره به چنارستان شاه عباس معروف به چنار عباسی بودند و ذهن خرافه گرای قجرها می پنداشت که جملگی بوسیله حضرت عباس بن علی بن ابی طالب غرس شده اند! حالا حضرت عباس در سده اول هجری چطور و برای چه به تهران آمده و چنار نشانده، الله اعلم.

بگذریم، نوه شاه عباس کبیر یعنی شاه عباس دوم (۱۰۷۷-۱۰۵۲ هجری قمری) به خلاف پدربزرگش که زمانی در تهران سخت بیمارشده و گفته بود لعنت به کسی که به تهران بیاید و در آن توقف کند، به این شهر تازه پا علاقه زیادی داشت و خیلی اوقات را در تهران سپری می کرد. فرزند او شاه سلیمان (۱۱۰۵-۱۰۷۷ هجری قمری) نیز کاخی در شهر بنا کرد که نه اثری از آن به جا مانده و نه حتی می دانیم دقیقا کجا بوده.

پایتخت قاجاریه شد

پایان غم انگیز سلسله صفویه و هرج و مرج پس از آن برای تمام ایران مصیبت بار بود، مگر برای تهران که در آن شلوغی ها فرصت یافت تا به سوی پایتختی گام بردارد. درست مانند روزهای پس از حمله مغول که با خرابی ری مجال خودنمایی پیدا کرد.

البته در شورش افغانان غلجایی که طومار سلسله صفویه را در هم پیچیدند، تهران از معدود شهرهایی بود که به سختی مقاومت کرد و سخت هم آسیب دید. در واقع همین مقاومت و نزدیکی به شهرهای شمالی که گاه و بی گاه عرصه تاخت و تاز منازعان قدرت قرار می گرفتند، اعتبار شهر را در قامت یک دژ نظامی دو چندان کرد و آن چنان شد که از چشم هیچ حاکم و منازعی به دور نماند.

اما هنوز "تخت گاه شدن" برای تهران زود بود، چرا که پایتخت نادرشاه افشار (۱۱۶۰-۱۱۴۸هجری قمری) پشت زین اسبان سپاهش بود و پس آن نیز شیراز یک کریم خان زند (۱۱۹۳-۱۱۶۳هجری قمری) داشت که همه همت خود را به پایش بریزد و شهرهای دیگر را در سایه اش بگیرد.

با این حال کریم خان نمی توانست چشم از تهران برگیرد. ایالات شمالی جولانگاه رقیبانش از طایفه قاجار بود و در همین شهر بود که رایت پیروزی یا همان سر بریده محمد حسن خان قاجار را به حضورش آوردند.

کریم خان در تهران یک دست دیوانخانه ساخت که اکنون در محوطه کاخ گلستان باقی و به خلوت خانه کریم خانی معروف است. اما با هزار جور دخل و تصرف قاجاری. گفته اند او دو محله بزرگ عودلاجان و چالمیدان را نیز از ترکیب محله های جدید بنا نهاد که اکنون آخرین مرده ریگ بافت تاریخی تهران را به نمایش می گذارند.

کریم خان که مرد، قاجارها دوباره سربرآوردند و صد البته که تهران دروازه ورودشان به مرکز و جنوب ایران بود. چند باری به فتح تهران کوشیدند و راه به جایی نبردند و سرانجام در سال ۱۲۰۰ هجری قمری شهر پس از چندی مقاومت گشوده شد. با این وجود، تهرانیان از دم تیغ جان بدر بردند؛ شاید از آن رو که اندکی پیش تر بیماری وبا کارشان را ساخته بود.


تهران قدیم

اینک اما، روز موعود فرا رسیده بود. روستای گمنام از منزلگاه قصبه معتبر گذر کرده و به حصار تهماسبی فرود آمده بود و اینک منتظر بود تا به حجله خواجه تاجدار درآید! روز یکشنبه ۱۱ جمادی الثانی ۱۲۰۰ هجری قمری همزمان با عید نوروز آغا محمد خان قاجار به همان چنارستان شاه عباسی و خلوت خانه کریم خانی رفت تا تاج سلطنت ایران را بر سر گذارد. او تاج به سرگذاشت و تهران نیز از پس سه قرن حیات شهری، رخت پایتختی به تن کرد.

آن روز شاید "گرمسیر پایین دست گودافتاده زیرزمینی" شادمان بود که در فرادست همه شهرهای ایران نشسته است. اما آیا می دانست که این فرادستی به بهای همه داشته هایش تمام می شود: چنارستان ها و انارستان هایش، کوچه باغ هایش، دشت های فراخش، چشم انداز رویایی البرزش، قریه های مصفای پیرامونش و حتی خاطره هایش. باید می دانست ؟ اصفهان را دیده بود که در لباس پایتختی، نصف جهان شد و شیراز را که از عطر بهار نارنج مست شد ....

تهران اما در آن بهار مست افسون قدرت بود، از پیشانی نوشته اش چه خبر داشت؟
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:07

تهران ازآغاز تا امروز- بخش یکم

حمید رضا حسینی
روزنامه نگار





ناصرالدین شاه با یک کلنگ از دروازه دولت بیرون رفت و کلنگ طرح گسترش پایتخت را برزمین زد


روستای قدیمی تهران که زودتر از سده سوم هجری نمی توان در نوشته های تاریخی ردپایی از آن بدست آورد، به حدس و گمان حدود ۱۸ هکتار وسعت داشت و در غرب خیابان سیروس (مصطفی خمینی) حد فاصل چهارراه سیروس و مولوی قرار گرفته بود.

از شمال غرب تا مسجد جامع بازار تهران پیش رفته بود و از جنوب شرق به امامزاده سید اسماعیل یا به قول تهرانی ها "سداسمال" می رسید. دورادور روستا نیز پوشیده از باغ و بوستان بود و اهالی باغداری و کشاورزی می کردند.

حالا بچه های گذر مسجد حوض و سرپولک و سداسمال و حمام چال می توانند به خود بنازند که محله شان گهواره این کلانشهر بی انتها بوده است. البته اگر بچه محلی باقی مانده باشد؛ زیرا امروزه در این محل آنقدر مهاجر افغانی ساکن شده که رندان نکته سنج چهارراه مولوی را چهارراه کابل نام نهاده اند.

در اینجا و در بر خیابان سیروس، یا اجناس دم دستی خانه از قبیل دیگ و قابلمه و منقل و سیخ کباب و آتش گردان می فروشند یا موکت و پادری و فرش های نازل ماشینی. در کوچه پس کوچه ها اغلب "دواجات" رد و بدل می شود و اگر غروب پنج شنبه و بعداز ظهر جمعه به آن حوالی سر بزنی، در بساط دستفروشان عمدتا معتاد از یک جفت (و نه یک دست) قاشق چنگال دست دوم تا کتاب هبوط شریعتی را پیدا می کنی!

گهواره تهران

روستای کوچک تهران تا دمادم حمله مغول، بزرگ تر شد. از شمال فرقی نکرد، اما از جنوب به خیابان مولوی، از شرق به آن سوی خیابان سیروس و از غرب به میانه بازار تهران (احتمالا حوالی چهارسوق بزرگ) رسید. مساحتش ۲۷ هکتار بود و به دوازده محله در مقیاس روستایی تقسیم می شد.

حمله مغول به ایران در ابتدای سده هفتم هجری که موجب خرابی شهرهای کهن از جمله ری شد به تهران این مجال را داد که در یک فرسخی شمال ری تکانی به خود بدهد و حالت نیمه روستایی-نیمه شهری پیدا کند.

مرزهای این روستای رو به ترقی که حمدالله مستوفی، مورخ سده هشتم هجری ، آن را "قصبه معتبر" می خواند، با ۱۰۶ هکتار وسعت از این قرار بود :از شمال خیابان امیرکبیر، از جنوب خیابان مولوی، از شرق امام زاده یحیی و حوالی خیابان ری و از غرب مسجد شاه در بازار تهران.

اکنون بخشی از اینجا، جایگاه بازار مرکزی تهران است و در بخش مسکونی به وضعی درآمده که می توان لقب پستو و بارانداز بازار را بدان داد؛ زیرا بسیاری خانه ها انبار و کارگاه بازاریان شده اند و مابقی به اجاره پادوها و شاگرد مغازه ها رفته اند. ساکن اصیل در این اصیل ترین محله های شهر کم است و اگر هم باشد، فشار روانی و اجتماعی سختی را تحمل می کند.

این نکته را نیز نباید فراموش کرد که تعیین حدود روستای تهران فقط از روی حدس و گمان و حاصل کاوش در نوشته های پراکنده است و این روستا در میان هزاران شهر و روستای کهن دیار ما بدان پایه از اهمیت نرسیده بود که کسی بخواهد به دقت از نام و نشان و حدود و ثغورش سخن بگوید.

اما وقتی در نیمه سده دهم هجری، شاه تهماسب اول صفوی ( ۹۸۴-۹۳۰ هجری قمری) حصاری به دور تهران کشید و جامه شهری به تنش کرد، حدود و ثغورش نیز به دقت معلوم شد؛ آن قدر که حالا پس از پنج قرن بتوانیم بگوییم کجا جزو شهر بوده و کجا نبوده.

از این زمان تا دوره ناصرالدین شاه قاجار (۱۳۱۳ – ۱۲۶۴ هجری قمری) که بر اثر زیادی جمعیت و کمبود زمین، برج و باروی شاه تهماسبی را خراب کردند، تهران از شمال به میدان توپخانه و خیابان سپه، از جنوب به خیابان مولوی، از شرق به خیابان ری و از غرب به خیابان وحدت اسلامی (شاپور) محدود می شد. منتها از درون پیاپی متراکم می گشت و زمین ها و باغ هایش زیر ساخت و ساز می رفت.


آمار ۱۲۶۹ نشان می دهد که تهران در این زمان پنج محله داشت :عودلاجان و ارگ در شمال؛ محله بازار (جدا از خود بازار) در جنوب؛ سنگلج در غرب و چالمیدان در شرق



توسعه تهران در دوره صفوی از جانب شمال و غرب صورت پذیرفت و چنان که خواهیم دید در دوره های بعدی نیز این توسعه رو به شمال و غرب داشت. در دوره کریم خان زند (۱۱۹۳-۱۱۶۳ هجری قمری) از ترکیب محله های کوچک، دو محله بزرگ عودلاجان و چالمیدان پدید آمد، اما محله های شهر وقتی شکل و شمایل واقعی خود را پیدا کردند که تهران در ابتدای سده سیزدهم هجری به پایتختی برگزیده شد و شتابان رو به پیشرفت گذاشت.

گسترش درون حصار

در ایران هیچگاه ثبت و ضبط درستی از امور نداشته ایم که اکنون بخواهیم از کم و کیف این پیشرفت و وضع محله های شهر، آگاهی دقیقی بدست آوریم. گزارش مورخان ایرانی درباره تهران اغلب محدود به اقدامات شاهانه است و روایت سفرنامه نویسان اروپایی نیز تفاوت های زیادی با هم دارد.

با این وجود، در زمان صدارت میرزا تقی خان امیرکبیر (۱۲۶۸-۱۲۶۴هجری قمری) آماری از تهران گرفته شد که برای آگاهی از وضع شهر و محله هایش بسیار راهگشاست. این آمار در سال ۱۲۶۹ هجری قمری یعنی یک سال پس از عزل و قتل امیرکبیر منتشر شد.

آمار ۱۲۶۹ نشان می دهد که تهران در این زمان پنج محله داشت :عودلاجان و ارگ در شمال؛ محله بازار (جدا از خود بازار) در جنوب؛ سنگلج در غرب و چالمیدان در شرق.

هر محله به چند پاتوغ (پاتوق) و هر پاتوغ به چند گذر تقسیم می شد. گذرها اغلب نام خاصی نداشتند و به نام سرشناسان یا ساختمان های مهم یا اقلیت ساکن در آن محل نامیده می شدند؛ مانند کوچه فرقانی ها، گذر تکیه قاطرچی ها، گذر ناصرالدین یا کوچه حمام دوست علی خان.

جالب است که این شیوه نام بردن از گذرها پس از صد و اندی سال و به رغم تعیین نام های جدید (و شیک تر ) توسط شهرداری، هنوز در محله های قدیمی رواج دارد. برای نمونه کوچه قلعه کردها و خیابان باغ حاج محمد حسن در آبمنگل؛ کوچه حمام گلشن در خیابان بوذر جمهری و کوچه حمام قوام الدوله در خیابان امیر کبیر.

از میان پنج محله شهر، ارگ با ۲۳۲ خانه و ۱۲۸ دکان از همه کوچک تر اما مهم تر بود؛ چرا که شاه، خانواده سلطنتی، شاهزادگان و رجال در آن زندگی می کردند. این محله با حصاری از مابقی شهر جدا و با پلی به آن وصل می شد. اکنون هسته اصلی ارگ که همان کاخ گلستان است، حفظ شده و بقیه جایگاه ادارات دولتی مانند وزارت امور اقتصادی و دارایی، وزارت دادگستری و بانک ملی ایران است.

عودلاجان با ۲۶۱۹ خانه و ۱۱۴۶ دکان بزرگ ترین محله شهر و مرفه نشین بود.

در محله بازار با ۱۵۲۴ خانه و ۶۸۵ دکان (غیر از دکان های بازار) بازاری ها و کسبه خرده پا حضور داشتند والبته وجود سفارت انگلستان و خانه تعدادی از خارجیان مقیم تهران بر اعتبار محله می افزود.

سنگلج با ۱۶۹۵ خانه و ۵۵۳ دکان مثل عودلاجان، محله اعیان و اشراف بود و چالمیدان با ۱۸۰۲ خانه و ۵۲۱ مغازه، فقیر ترین محله شهر به شمار می آمد. اهالی اش نیز به تند خویی شهره بودند.

آمارگیری از تهران، هفده سال بعد در ۱۲۸۶ هجری قمری و در زمان میرزا حسین خان سپهسالار، دومین صدر اعظم اصلاح طلب عصر نا صری تکرار شد. این آمار که دست پخت یکی از شاگردان دارالفنون به نام نجم الملک است، دگرگونی بزرگ در ترکیب محله های تهران را نشان نمی دهد، اما نکات درخور توجهی در آن به چشم می خورد.


ناصرالدین شاه در روز یکشنبه ۱۱ شعبان ۱۲۸۴ هجری قمری با یک کلنگ نقره ای از دروازه دولت بیرون رفت و در بیابان های شمال تهران که اکنون با گسترش شهر در مرکز آن قرار گرفته، کلنگ طرح گسترش پایتخت را برزمین زد.



برای مثال ، جمعیت شهر که در سال ۱۲۶۹ هجری قمری ۱۲۶ هزار نفر بود، طی هفده سال به ۱۴۷ هزار نفر رسید. (جمعیت تهران را در آغاز پایتختی ۱۵ هزار نفر تخمین زده اند.) از این تعداد نزدیک به ۱۷ هزار نفر یعنی ۶/۱۱ درصد خارج از برج و باروی شهر زندگی می کردند.

در سال ۱۲۸۶ هجری قمری ۲۷ درصد جمعیت، تهرانی بودند و بقیه به ترتیب قاجاری، اصفهانی، آذری و اهل شهرهایی چون کاشان. بنابراین معلوم می شود که تهران از همان دوره ها مهاجر پذیر بوده و خیلی کسانی که نسل اندر نسل خود را تهرانی زاده می دانند، نسب به مهاجران می رسانند.

میزان مستأجران در محله های مختلف عبارت بود از: عودلاجان ۲۴ درصد؛ محله بازار ۹ درصد؛ سنگلج ۲۷ درصد و چالمیدان ۲۰ درصد. ارگ هم اجاره نشین نداشت.

دارالخلافه پاریس نشان

واضح است که تهران دیگر در پوست خود نمی گنجید و بیش از حد متراکم شده بود. از این رو دو سال پیش از آمارگیری نجم الملک، ناصرالدین شاه در روز یکشنبه ۱۱ شعبان ۱۲۸۴ هجری قمری با یک کلنگ نقره ای از دروازه دولت بیرون رفت و در بیابان های شمال تهران که اکنون با گسترش شهر در مرکز آن قرار گرفته، کلنگ طرح گسترش پایتخت را برزمین زد.

با اجرای این طرح که بوسیله ژنرال الکساندر بوهلر، مهندس فرانسوی تهیه شده بود، برج و باروی شاه تهماسبی خراب شد و مساحت شهر از ۴/۴ کیلومتر مربع به ۱۹ کیلومتر مربع رسید.

تهران را در شکل جدید به اقتباس از پاریس که بعد از سفر فرنگستان، کعبه آمال قبله عالم شده بود، به شکل هشت ضلعی طراحی کردند و خندقی نیز به دورش کشیدند تا هم از سیلاب مصون باشد و هم از یک مانع دفاعی بی بهره نماند. در اینجا نیز عمده گسترش شهر از شمال و غرب روی داد.

محله های سنگلج، بازار و چالمیدان با حفظ هویت و ترکیب اجتماعی خود بزرگ تر شدند. اما عودلاجان به نفع محله های دیگر آب رفت. محله ارگ نیزکه چشم و چراغ محله های شهر بود در محله جدید و بسیار بزرگ دولت هضم شد.

این هشت ضلعی که به فرمان شاهانه "دارالخلافه ناصری" خوانده شد، ۳/۴ برابر شهری که شاه تهماسب پی افکند؛ ۴/۷۰ برابر قصبه معتبر تهران و ۵/۱۰۵ برابر روستای کوچک تهران بود. با این حال در مقایسه با آنچه در ۱۴۴ سال بعدی زیر ساخت و ساز رفت، به روستای کوچکی می مانست در دل شهری بزرگ.

این دومین و آخرین باری بود که گسترش شهر در یک محدوده از پیش تعیین شده و دارای خط کشی صورت پذیرفت و در دوره های بعد، دیگر هیچ مانعی در راه پیش روی شهر وجود نداشت. تا به حال فکر کرده اید که اگر البرز سترگ نبود تهران می توانست تا کجاها پیش برود؟


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:07

در تهران ۱۳۱۵ قدم بزنید

محمد قوام






در شهرک غزالی نماهایی از خیابان اکباتان‌، لاله زار و تهران قدیم درفاصله سالهای ۱۳۱۵ تا ۱۳۲۰ ساخته شده است


اگر در تهران ساکن هستید یا گذرتان به این شهر افتاده و این قدر فرصت دارید که بخواهید بخشی از یک روز خود را حال و هوای تهران ماه های پیش از حمله متفقین به ایران سپری کنید و احتمالا شمعی در سقاخانه ای بیفروزید و ناهاری در گراند هتل، مجلل ترین هتل وقت تهران صرف کنید و چند صد متری را با یک رولزرویس قرمز رنگ مدل ۱۹۳۷ رانندگی کنید، می توانید در شهرک سینمایی غزالی چنین تجریه را درمیانه تابستان ۱۳۸۶ داشته باشید.

احداث شهرک سینمایی درسال ۱۳۵۸ در بزرگراه کرج به طرح و پیشنهاد شادروان علی حاتمی‌، کارگردان شهیر سینمای ایران‌ و اجرای ولی الله خاکدان، آغاز شد‌.

طرح علی حاتمی و ولی الله خاکدان تولید سریالی با مضمون تاریخ سیاسی معاصر ایران بود که فاصله‌ای کوتاه از اوایل دوره پهلوی اول را در بر می‌گرفت‌.

در این دوره‌، عده‌ای از آزادی خواهان، پنهانی‌ با تشکیل کمیته مجازات‌، اقدام به ترور سران حکومت پهلوی می‌کردند که به عقیده آنها در آشفتگی اوضاع اقتصادی و افزایش فقر دست داشتند.

سریال "هزار دستان" به قدرت‌های سیاسی پنهانی می‌پرداخت که نقش مهمی در حذف و ترور اشخاص سیاسی داشتند. هم زمان با آغاز تولید هزار دستان‌، از آن جا که این سریال شرایط جغرافیایی و شهری مناسب همان دوران اوایل قرن چهاردهم خورشیدی را لازم داشت، احداث شهرک سینمایی نیز آغاز شد.

همه تهران در ۱۰ هکتار

۱۰ هکتار مساحت برای ساخت و بازسازی تهران قدیم در نظر گرفته شد، و سپس عکس‌هایی از ساختمان‌ها، عمارت‌های دولتی‌، محله‌ها، خیابان‌های تهران و لباس و نوع پوشش تهیه شد.

حاتمی عکس‌ها و اسناد را در شهرک سینمایی "چینه چیتا"ی ایتالیا، با کمک نقاشی ایتالیایی اتود زد و تابلوهای کوچکی به وجود آورد. سپس با کمک یکی از بهترین دکوراتورهای ایتالیایی به نام جانی "کورتینا" و گروه بزرگ او نقشه شهرک را در مقیاس یک هزار برابر کوچکتر ترسیم کرد و با ساخت ماکتی از شهرک به ایران بازگشت.

آقای حاتمی پس از مدتی با بررسی زمین های کنار بزرگراه تهران کرج‌، احداث شهرک سینمایی را در اسفند سال ۱۳۵۸ ، آغاز شد.



احداث شهرک سینمایی درسال ۱۳۵۸ در بزرگراه کرج به طرح و پیشنهاد شادروان علی حاتمی‌، کارگردان شهیر سینمای ایران‌ و اجرای ولی الله خاکدان، آغاز شد‌


از مکان ‌های سریال هزار دستان می توان به میدان توپخانه‌، ساختمان شهرداری‌، لاله زار، اکباتان‌، جواهر فروشی قازاریان‌، ساختمان شاه آباد، چاپخانه مظفر و کافه پارس تهران قدیم اشاره کرد. نماهایی از خیابان اکباتان‌، لاله زار، و تهران قدیم درفاصله سالهای ۱۳۱۵ تا ۱۳۲۰ موجود است‌.

یکی از بناهای مهم سریال هزار دستان، ساختمان سینما تابان است که نبش خیابان لاله زار واقع شده است و جزو اولین سینماهای تهران است که اولین فیلم ناطق ایرانی نیز به نام "دختر لر"، ساخته عبدالحسین سپنتا، در آن اکران شد. هنوز پوستر این فیلم که توسط همکاران هنرمند آقای حاتمی در سال ۱۳۵۹بازسازی شده در مقابل این سینما وجود دارد.

کوفه، سبزوار و روم در کنار تهران

علاوه بر نماهای مربوط به تهران قدیم‌، سعی شده است تا نماهایی از شهر باشتین و سبزوار به نمایش گذاشته شوند. به علاوه‌، برای ساخت سریال‌هایی همچون، امام علی و تنهاترین سردار که در این مکان ساخته شده‌ نماهایی از شهر کوفه‌ نیز ساخته شده و بعدها برای ساخت سریال اصحاب کهف که نسخه ای از آن به پاپ ژان پل دوم اهدا شد، بخش های از روم باستان نیز در کنار تهران قدیم ساخته شد.

از فیلم‌ها و سریال‌هایی که تمام یا قسمتی از آن‌ها در شهرک سینمایی فیلم برداری شده است‌، گراند سینما، مادر، پرده آخر، طالب، یک حرف از هزاران، یک مرد - یک خرس، رعنا، پاییز بلند، زندگی، کارآگاه علوی، مرغ حق، کفش‌های میرزانوروز، شیخ مفید، امام علی، هزار دستان، تنهاترین سردار، سربداران، هشت بهشت می توان اشاره کرد.

دکورهای شهرک سینمایی اغلب برای اینکه در زمان ساخت کم هزینه تر انجام شود، با مصالحی کم دوام و بی مقاومت ساخته شده و تیزی آفتاب و ضربه باران و برف، آسیب های جدی به آن رسانده است اما در هر دوره ای که نیاز به دکورها وجود داشته، باز هم با همان مصالح کم دوام تعمیر و بازسازی شده است.

دلبسته فضای های ایرانی

علی حاتمی خود متولد سال۱۳۲۳ در خیابان شاهپور تهران‌، خیابان مختاری‌، کوچه اردیبهشت است. او با ورود به دانشکده هنرهای دراماتیک در سال۱۳۴۳، در کلاس‌های نمایشنامه‌نویسی دکتر مهدی نامدار شرکت کرد و در سال۱۳۴۴، اولین نمایش نامه خود را به نام دیب (دیو) با حضور کودکان مؤسسه آموزشی فرهنگ آرزو در تالار نمایش هنرهای دراماتیک به صحنه برد. سپس نمایشنامه‌های خاتون خورشید باف، چهل گیس، خاتون و شهر آفتاب و مهتاب و قصه حریر و مرد ماهی‌گیر را نوشت و سپس به ساختن فیلم‌های تبلیغاتی برای کالاهای روز روی آورد.



از مکان ‌های سریال هزار دستان می توان به میدان توپخانه‌، ساختمان شهرداری‌، لاله زار، اکباتان‌، جواهر فروشی قازاریان‌، ساختمان شاه آباد، چاپخانه مظفر و کافه پارس تهران قدیم اشاره کرد


او درسال ۱۳۴۵، به استخدام واحد فیلم نامه نویسی تلویزیون ملی ایران درآمد و یک سال بعد، نخستین سریال خود را با نام جنگل آشپزی (با همکاری جواد طاهری‌) ساخت‌. پس از آن‌، چند قسمت از فیلمنامه سرکار استوار را نوشت و به همکاری با برنامه تلویزیونی روستا پرداخت‌.

حاتمی در سال ۱۳۴۸، اولین فیلم خود را با نام حسن کچل به طریقه رنگی در سازمان سینمایی پیام و با بازی پرویز صیاد، حمیده خیرآبادی و صادق بهرامی ساخت‌. دیگر فیلم‌های او طی سال‌های ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۱، عبارتند از: طوقی ، باباشمل ، قلندر ، خواستگار و ستارخان.

حاتمی درسال ۱۳۵۲، با شبکه اول تلویزیون ملی ایران در ساخت مجموعه مثنوی معنوی همکاری کرد و پس از آن به ساخت سریال "سلطان صاحب‌قران" روی آورد که درسال ۱۳۵۴، از برنامه دوم تلویزیون ملی ایران‌ که بعدها به شبکه دو تلویزیون تغییر نام داد، پخش‌شد.

حاتمی در سال ۱۳۵۵ به فکر ساختن سریال جاده ابریشم افتاد، اما به دلیل آماده نبودن شهرک سینمایی این کار‌ به تعویق افتاد.

در سال۱۳۵۶، فیلم سینمایی سوته دلان او، با بازی بهروز وثوقی‌، شهره آغداشلو، فخری خوروش و جمشید مشایخی‌ در سینما کاپری به نمایش درآمد.

علی حاتمی درسال ۱۳۵۸، با ساخت سریال جاده ابریشم که آن را به هزار دستان تغییر نام داد، آغاز کرد که با وقفه‌هایی که به وجود آمد، درسال ۱۳۶۷، در ۱۵ قسمت از تلویزیون دولتی پخش شد.

علی حاتمی قصد داشت فیلم ملکه‌های برفی را بسازد و تا مرحله تدارکات آن هم پیش رفت‌. موضوع فیلم درباره سه همسر محمدرضا شاه پهلوی بود که بخش های عمده ای از آن در شهرک سینمایی فیلم برداری می شد. در این فاصله آقای حاتمی فیلم نامه جهان پهلوان تختی را نیز کامل کرد که چند بخشی از آن هم در شهرک سینمایی تولید شد.

حاتمی همواره در سینما می‌خواست تا نمادها و اسطوره‌های ایرانی را معرفی کند و فضای شهری و معماری آن را نیز مطابق با آن بازسازی کند. درباره شخصیت تختی نیز چنین هدفی داشت‌ که بازسازی محله سنگلج در شهرک سینمایی که محل زندگی جهان پهلوان تختی است، گوشه ای از دغدغه او را نشان می دهد اما تدارک و ساخت فیلم با شدت گرفتن بیماری او مصادف شد و اگر چه مدتی در بریتانیا و ایران تحت مداوا بود، از نظر جسمی تحلیل رفته بود و کار به سامان نرسید و همچون وضعیت امروزی شهرک سینمایی نیمه کاره رها شد.

آقای حاتمی آخرین ماه های حیات خود را در شهرک سینمایی برای تولید فیلم جهان پهلوان تختی سپری کرده و هنوز خاطره روزهای حضور او در شهرک برای کارمندان آنجا زنده است. یکی از نگهبانان شهرک با یادآوری روزهای حضور آقای حاتمی می گوید که او وسواس عجیبی در انتخاب وسایل صحنه داشته و به یاد می آورد که برای تصویر برداری قسمتی که یکی از عوامل باید گیوه به پا می داشته، ۲ روز کار را تعطیل کرده تا از یزد گیوه ای اصل تهیه و به تهران آورده شود.
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:09

تهران از روستایی کوچک تا شهری بزرگ

حمیدرضا حسینی
روزنامه نگار





گراند هتل در خیابان لاله زار - سال 1310

اگر تهران امروزی را ۵۳ تکه کنیم، یکی از تکه ها تهران عصر ناصری است که سلطان صاحبقران امر کرد آن را به اقتباس از پاریس هشت ضلعی بسازند و " دارالخلافه " بخوانند.

از اضلاع مورب این هشت ضلعی که بگذریم، از شمال به خیابان انقلاب، از جنوب به خیابان شوش، از شرق به خیابان هفده شهریور و از غرب به خیابان کارگر محدود می شد.

شهر پنج محله بزرگ به نام های دولت، سنگلج، محله بازار (غیر از خود بازار)، عودلاجان و چالمیدان داشت که بهترین منبع برای شناختشان آماری مربوط به سال ۱۳۲۰ هجری قمری یعنی هفت سال پس از مرگ ناصرالدین شاه و چهار سال پیش از مشروطیت است.

این آمار در مدت سه سال (۱۳۲۰-۱۳۱۷ هجری قمری) به وسیله فردی به نام اخضر علی شاه جفت و جور شده و جمعیت تهران را حدود ۲۴۴ هزار نفر برآورد کرده است. البته اخضر علی شاه نفوس تهران را نشمرده بلکه تعداد خانه ها را ۲۷۰۵ باب ذکر کرده و پژوهشگران با توافق بر روی عدد ۱۶ نفر در هر خانه که برای خانه های بزرگ و پراتاق آن روزگار رقم معقولی به نظر می رسد، عدد ۲۴۴ هزار را بدست آورده اند.

اکنون با کمک آمار اخضر علی شاه و نوشته های دیگر که خوشبختانه کم هم نیستند، می توانیم حال و روز هر محله را مجسم کنیم. عودلاجان دیگر محله مرفه نشین نبود و طبقه میانه حال شهری با خلق و خوی مذهبی در آن زندگی می کردند؛ سفارتخانه های خارجی از بازار رفته بودند و سنگلج و چالمیدان با همان اهالی دارا و ندار خود بزرگ تر شده بودند.

در این میان، بخت و اقبال به محله بزرگ و جدید دولت رو کرده بود. این محله سرتاسر نوار شمالی شهر از شرق تا غرب را در برمی گرفت و محله دولتیان بود. ارگ سلطنتی، دو مریضخانه و دو مدرسه دولتی از جمله دارالفنون در این محله جای داشتند. سفارت انگلستان که سابقا در محله بازار بود، به باغ بزرگی در بالای محله دولت (همین مکان فعلی در چهار راه استانبول) کوچیده بود. به همین سبب زمین های آن حوالی که می گفتند "عن قریب فرنگی نشین خواهد شد" در بورس یا بهتر بگوییم کورس زمین بازی و گرانی افتاده بود.


جمعیت تهران در سال 1320 هجری قمری یعنی هفت سال بعد از مرگ ناصرالدین شاه حدود ۲۴۴ هزار نفر برآورد شده است



تهران با همین شکل و شمایل با عصر ناصری خداحافظی کرد، از مشروطه گذشت و به پهلوی رسید. حالا که پای تلویزیون می نشینیم و فیلم های علی حاتمی و مقلدانش را می بینیم یا روایت رمان نویسان از تهران قجری را می خوانیم، با آن حس نوستالژیک که دیگر جزیی از وجودمان شده، دلمان پر می کشد برای تهران آن روزگار و مردمانش. اما همه واقعیت آن شهر در باغ ها و کوچه باغ های مصفایش، دروازه های پوشیده از کاشی اش و آسمان پاک آبی اش خلاصه نمی شد.

روی دیگر این سکه، کوچه های پرپیچ و خمی بود که غبار بر دامن رهگذران می نشاند و از پای دیوارهای کاه گلی، آب مکدر بد بو را روانه آب انبار خانه ها می کرد. نه نظمی، نه نظافتی، نه امنیتی، نه خیابان فراخی، نه پارکی، نه شب های روشنی و نه هیچ چیز دیگری که ما امروز داریم و تهران نوستالژی هایمان نداشت؛ همین خیابان سعدی را خیابان لختی می گفتند چون کمتر کسی بود که در خلوتی روز یا تاریکی شب از آن گذر کند و لختش نکنند.

پیشروی به سوی شمیران

رضا شاه (۱۳۲۰– ۱۳۰۴خورشیدی) که آمد، تهران آماده بود تا پوست بیندازد و از قالب خود بیرون بزند. اما این بار شهر فقط بزرگ تر نشد بلکه جدایی از معماری و شهرسازی بومی ایران و پیوند با خصلت های فرنگی را نیز تجربه کرد.

در مدت ۱۶ سال، پایتخت از این رو به آن رو شد. خندق ناصری را پر کردند و به جایش خیابان های شاهرضا (انقلاب)، شهباز (هفده شهریور)، شوش و سی متری (کارگر) را مثل کمربندی دور شهر کشیدند.


میدان شهیاد (میدان آزادی کنونی) در دست ساخت در سال 1345

برابر قانونی که در سال ۱۳۰۹ برای توسعه خیابان های تهران تصویب شد، ۱۲ دروازه دوره دارالخلافگی- که اگر امروز بودند بافت مرکزی شهر را از این دلمردگی بیرون می آوردند- خراب شدند و جای خود را به چند میدان تازه دادند؛ مانند میدان شوش در جای دروازه شاه عبدالعظیم، میدان حر در محل دروازه باغشاه و میدان گمرک (رازی) به جای دروازه گمرک.

در واقع این خرابی بی قاعده دروازه ها که یک جور قاجارستیزی در پشت آن نهفته بود، شهر را بی در و پیکر کرد. از آن پس مرز شهر فقط روی کاغذ بود و کیست که نداند عبور از نوشته های کاغذی صدبار راحت تر از گذشتن از خندق ناصری و برج و باروی شاه تهماسبی است.

در میان پنج محله دارالخلافه، سنگلج بازنده اصلی بود، زیرا هسته اصلی اش ویران شد و جای خود را به پارک شهر داد. در باقی مانده محله نیز باغ ها و باغچه ها رو به زوال رفتند و اعیان و اشراف به جاهای خوش آب و هواتر کوچیدند.

دولت اعتبار خود را حفظ کرد و با پذیرایی از ساختمان های شکوهمند دولتی بر این اعتبار افزود. محله بازار دیگر وجود خارجی نداشت و دو محله دیگر یعنی عودلاجان و چالمیدان نه چیزی بدست آوردند و نه چیزی از دست دادند.

با این حال بی انصافی است که بخواهیم کارهای ارزش افزای این دوره را نادیده بگیریم. دیگر شکوه معماری به کاخ ها و بناهای درباری محدود نمی شد و در ساختمان هایی با ساختاری مدرن و سیمایی باستانگرایانه جلوه می کرد: موزه ایران باستان، کاخ دادگستری، کاخ شهربانی، ساختمان بانک ملی و ...

گذرهای پیچ در پیچ جای خود را به خیابان های عریض مهندسی ساز دادند و جاده ای که به طول ۱۸ کیلومتر جنوبی ترین نقطه تهران را به قلب شمیران وصل می کرد، با ۶۰ هزار چنار دو سویش می رفت تا برای همیشه زیباترین و خاطره انگیزترین خیابان شهر شود: جاده مخصوص پهلوی یا خیابان ولی عصر کنونی.


بانک شاهی در میدان توپخانه در سال 1310

سرشماری سال ۱۳۱۸ نشان داد که جمعیت تهران به ۵۴۰ هزار نفر رسیده است و از این رو شهر باز هم در پیرامون خود پیشروی کرد. برای سومین بار این پیشروی از شمال و غرب صورت گرفت؛ تهران در شرق و جنوب در مرز خیابان های ری و شوش متوقف ماند اما از شمال تا خیابان طالقانی (تخت جمشید) و از غرب تا خیابان نواب جلو آمد. بدین ترتیب مساحت پایتخت به ۳۰ کیلومتر مربع یعنی اندکی بیش از ۵/۱ برابر دارالخلافه ناصری رسید.

با این وجود، ثروتمندان، بازاریان و وابستگان دربار و دولت به این محدوده قناعت نکردند و به زمین ها و باغ های اطراف هجوم آوردند. گویا از همین زمان تهران برای شمیران دندان تیز کرد.

زمین های ۴۰ ریالی بی خریدار

دهه ۱۳۲۰ خورشیدی دوران اشغالگری بیگانگان و آشفتگی های سیاسی بود. در آن شلوغی ها که پایتخت در دوازده سال ۱۴ شهردار را بالای سر خود دید، اتفاق خاصی رخ نداد جز این که تجاوز به زمین های موات بیرون شهر و تصرف آنها با دیوارکشی های شبانه زیاد شد.

در سال های آغازین دهه ۱۳۳۰ سه محله به تهران افزوده شد: یوسف آباد، نارمک و نازی آباد. هر یک از اینها که زمین هایشان یا بی صاحب یا از املاک خالصه دولتی بود در اختیار بانک ساختمانی قرار گرفتند تا با تأمین آب و برق، خیابان کشی و قطعه بندی به متقاضیان واگذار شوند.


در سال ۱۳۰۹ قانونی برای توسعه خیابان های تهران تصویب شد و ۱۲ دروازه دوره دارالخلافگی خراب شدند و جای خود را به چند میدان تازه دادند؛ مانند میدان شوش در جای دروازه شاه عبدالعظیم، میدان حر در محل دروازه باغشاه و میدان گمرک (رازی) به جای دروازه گمرک



بدین ترتیب، زمین ها در قطعه های ۲۰۰ تا ۶۰۰ متری از قرار هر متر ۴۰ ریال (۱۰ریال پیش قسط و ۳۰ ریال اقساط) به فروش رسیدند. همان موقع خیلی ها به خاطر شیب زمین و آسفالت نبودن برخی کوچه ها از خرید زمین در یوسف آباد اکراه داشتند و بی شک نمی دانستند که در کمتر از ۶۰ سال آینده بهای این زمین ها پانصد هزار برابر می شود و به متری ۲ میلیون تومان می رسد.

باز هم جالب است که در نارمک، ۸ هزار قطعه زمین با میانگین هر قطعه ۳۵۰ متر مربع واگذار شد. یعنی مجموع زمین های نارمک به ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار متر مربع، ۱۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان قیمت داشت و این مبلغ در زمان ما حداکثر بهای ۱۰ تا ۱۵ متر زمین در همان محل است. البته نارمک از همان ابتدا مشتریان زیادی داشت و زمین هایش از طریق قرعه کشی واگذار شد.

شمال شهری و جنوب شهری

در سال ۱۳۳۵ سرشماری نفوس و مسکن، جمعیت تهران را یک میلیون و ۵۱۲ هزار و ۸۲ نفر اعلام کرد و مساحت شهر به ۵۰ کیلومتر مربع رسید. در این زمان، شهر از شمال به شکل پراکنده تا امیرآباد، عباس آباد و جلالیه؛ از جنوب تا کشتارگاه؛ از شرق تا دولاب و دوشان تپه (انتهای خیابان پیروزی) و از غرب تا طرشت، ری و بریانک پیش رفت.

اما فاجعه اصلی در دهه های بعد رخ داد. جمعیت شهر در سال ۱۳۴۵ به دو میلیون و 719هزار و ۷۳۰ نفر و در سال ۱۳۵۵ به چهار میلیون و ۵۳۰ و ۲۲۳ نفر رسید.

تهران برای جادادن به این جمعیت روزافزون چاره ای جز دست اندازی به زمین های پیرامون خود نداشت. از این رو تا یک دهه بعد دست کم ۴۷ آبادی در معده پراشتهایش هضم شد.

نگاهی به فهرست این آبادی ها نشان می دهد که ۲۹ تای آنها در شمیران یعنی شمال شهر، ۸ تا در شمال شرق و شرق، ۲ تا در شمال غرب و غرب و ۸ تا در جنوب شهر قرار داشته اند.

البته در این سال ها طرح شهرک هایی مانند شهرک غرب و شهرک اکباتان در غرب تهران ریخته شد که در هنگامه بلبشوها و گسترش های بی برنامه در حد خودش کاری بود کارستان.

به هر روی، محله های جدید در شمال شهر که هیچ نظم و قاعده ای نداشتند و در مسیر همان کوچه باغ های روستایی شکل گرفته بودند، جملگی خوشامد گوی ثروتمندان، بازاریان، دولتمردان و امرای ارتش شدند و از اینجا بود که مفهوم شمال شهری و جنوب شهری به فرهنگ ایرانی راه پیدا کرد.


کافه نادری در سال 1344

در واقع بسیاری از زمین های بی صاحب این نواحی از سوی دولت به افسران ارتش و کارمندان ارشد دولت واگذار شد و ثروتمندان ساکن در هسته مرکزی تهران برای آن که از قافله عقب نمانند، در پی آنها روان شدند.

این رخداد را یکی از مورخان معاصر "تجزیه کامل جامعه شناختی شهری" می خواند که جز قطع ارتباط اجتماعی طبقات مختلف با یکدیگر و زوال محله های کهن و اصیل حاصلی نداشت.

تا سال ۱۳۴۹ مساحت بخش مسکونی شهر که از شمیران تا ری پراکنده بود به ۳۸۰ کیلومتر مربع رسید. دو سال پیش از آن در طرح جامع پنج ساله شهر مقرر شد که شهر از شمال به تپه های توچال؛ از شرق به نارمک و محور خیابان خاوران؛ از جنوب به راه آهن تهران- تبریز؛ و از غرب به میدان آزادی و فلکه آریا شهر (صادقیه) محدود باشد.

اما ولع تهران بیش از آن بود که مصوبه های دولتی حریفش شود. زورآبادها یکی پس از دیگری سربر آوردند و آن گونه که از نامشان پیدا بود مدیران شهر را وادار کردند که وجودشان را به رسمیت بشناسند.


این شهر هم اکنون دو برابر تهران پایان دوره پهلوی، ۳۳ برابر تهران دوران رضا شاهی، ۵۳ برابر دارالخلافه ناصری، ۲۲۷ برابر محدوده حصار شاه تهماسبی، ۹۴۳ برابر قصبه معتبر تهران و ۵۵۵۵ برابرروستای کوچک تهران است
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:10

از طهران تا تهران

سردر باغ ملی ، سال 1340


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:10

از طهران تا تهران

بانک شاهی در میدان توپخانه ، سال 1280 – دوره قاجار – (بانک تجارت میدان امام خمینی)


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:11

از طهران تا تهران

ماشین دودی ، دوره قاجار


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:11

از طهران تا تهران

ماشین دودی ، دوره قاجار


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:12

از طهران تا تهران

خیابان لاله زار، سال 1325


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:12

از طهران تا تهران

میدان 24 اسفند (انقلاب)، ابتدای امیر آباد ، سال 1343


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:13

از طهران تا تهران

کاروانسرای خانات ، سال 1290- (کاروانسرا در حال بازسازی)


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:13

از طهران تا تهران

ماشین دودی ، سال 1330


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:16

بازار طهران (1)


انجمن نظارت بر انتخابات مجلس در محله بازار


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:21

بازار طهران (1)



محله پشت بازار امين السلطان


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:21

سر درب ميدان توپخانه



در حدود 150 سال پيش در اوايل سلطنت ناصرالدين شاه قاجار وقتي ارگ (قلعه) سلطنتي را تعمير مي كردند ميدان ارگ را تجديد بنا كردند و آن را رسماً «ميدان توپخانه» ناميدند. اين ميدان به سبب وجود توپهايي كه در اطراف آن تعبيه شده بود توپخانه ناميده شد.

لازم به ذكر است، بجز دروازه هاي دوازده گانه كه بر گرد شهر بنا شده بود، در داخل شهر نيز دروازه ها يا به عبارت ديگر «سردر»هايي وجود داشت كه تعداد آنها 9 سردر بود. سردرب ميدان توپخانه از اين دروازه ها بوده است.





avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:22

از طهران تا تهران

میدان حسن آباد ، سال 1330


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:23

از طهران تا تهران

باغ شاه سال 1340، (میدان حر)


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:24

از طهران تا تهران

باغ شاه ، سال 1342 (میدان حر)


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:25

از طهران تا تهران

میدان فوزیه ، سال 1342 - (میدان امام حسین)


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:26

از طهران تا تهران

ساختمان مخابرات میدان توپخانه ، سال 1318 – (میدان امام خمینی)


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:27

از طهران تا تهران

میدان توپخانه سال 1330، (میدان امام خمینی)


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:29

از طهران تا تهران

مسجد سپهسالار ، سال 1342


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:32

از طهران تا تهران

ساختمان اداره پست ، سال 1320


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:33

از طهران تا تهران

زیارتگاه شاه عبدالعظیم – دوره احمد شاه


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان تهران

پست من طرف tanha_irany في 10/11/2007, 05:34

از طهران تا تهران

پارک سنگلج ، سال 1344(پارک شهر)


avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 44
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

صفحه 2 از 3 الصفحة السابقة  1, 2, 3  الصفحة التالية

بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد