چرند

صفحه 4 از 4 الصفحة السابقة  1, 2, 3, 4

اذهب الى الأسفل

رد: چرند

پست من طرف j.j في 23/9/2007, 09:33

مردي كه زنش را فتح كرد
فاتح شد
و مرا به ثبت رساند
مرا به نامي، در يك شناسنامه مزين كرد
و همه هستي ام در شناسنامه او نوشته شد
در شناسنامه مردي
به شماره 678، صادره از تهران، ساكن ميدان توپخانه


حالا ديگر خيالم راحت است
مادر آغوش مهربانش را مي گشايد
و پدر به من سلام مي دهد
و برادرانم ديگر مرا زني مي دانند
كه مردي نگهبان اوست
از امروز، مردي نگهبان من است
آه!
جه خوشبختي بزرگي

حالا ديگر مي توانم كنار پنجره بايستم
و سينه ام را از هواي كثيف شهر پر كنم
و دود اتوبوس ها و موتورسيكلت ها را ببلعم
و صداي بوق ماشين، گوش هايم را پر كند
و به همسايه روبرويي
كه در شناسنامه اش زني به ثبت رسيده است
از لاي پنجره مرا نگاه كند

فاتح شد
و حالا ديگر مي تواند به شلوارش افتخار كند
درجيب هاي شلوار او
امروز هم بحران تورم وجود دارد و هم حجم نقدينگي افزايش يافته است
و او مي تواند به اندازه يك ناصرالدين شاه
- عدالت گسترانه و مهرورز-
عدالت را ميان همه زنان بي شناسنامه اش
اجرا كند

و او مردي بزرگ بود
و عدالت را فقط ميان زنانش اجرا مي كرد

در سرزمين گل ها و بلبل ها
موهبتي است حضور در شناسنامه مردي
كه مي تواند نام تو را به تسخير خود در بياورد
من نازلي مظفري مي شوم
او معصومه مظفري مي شود
اين يكي مريم بانو مظفري است
و آن يكي سودابه مظفري است
ما همه مظفري هستيم
عدل مظفر در مورد ما مظفري ها اجرا شده است
و مظفرالدين شاه جد بزرگ ماست
با 678 همسر و 123 موجود موقت
كه مي آمدند و مي رفتند

آه! من امروز خوشبختم
ديگر كسي هست كه وقتي پليس
در خيابان مرا دستگير كند
شناسنامه اش را به عنوان صاحب من نشان بدهد
و ديگر كسي هست كه وقتي پسراني به من متلك مي گويند
آنها را كتك بزند
و ديگر كسي هست كه وقتي تلفن زنگ مي زند
گوشي را بردارد و بپرسد:
شما! نمي شناسم تان!
و بعد با نگاهي پر از سووال به چشمانم شليك كند

از امروز
من هم در كنار مردي كه
نيروگاه شلوارش قانونا غني سازي شده است
و مي خواهد دامن من را به عنوان حق مسلم خود تثبيت كند
به جهان نگاه خواهم كرد
از امروز ديگر لكه اي بر دامان من نيست
و دامن من مي تواند لكه هاي شلوار مردي را بپوشاند كه
شناسنامه دارد و شلوار
و شلوار دارد و جيب
و در جيبش پول دارد و قانون
به او اجازه مي دهد كه عدالت را اجرا كند
امروز روز اجراي عدالت و قانون است، فقط براي من

آه! من امروز خوشبختم
نازلي احساس( رويا مستشار)
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: چرند

پست من طرف Prince في 29/9/2007, 20:07

اين مطلب جالبي بود كه ديدم و حيفم اومد اينجا نزارم:



۱- به مبارکی و ميمونی، ساعت کار ادارات در ماه رمضان به پنج ساعت (۹ صبح تا ۲ بعدازظهر) کاهش پيدا کرده است. واقعاً اگر چرخ مملکت با پنج ساعت کار روزانه دستگاه‌های دولتی می‌چرخد، چرا اين رويه را به تمام سال گسترش ندهيم؟

۲- می‌شود در بقيه ماه‌ها هم ساعت کار را بگذاريم ۷ صبح تا ۱۲ ظهر؛ که ديگر نه نيازی به در نظر گرفتن ساعتی برای نهار و نماز خواهد بود و نه بودجه‌ای برای ساخت نمازخانه و غذاخوری و دادن نهار و آوردن امام جماعت. جماعت کارمند هم می‌توانند با خيال راحت، برای تأمين مخارج زندگی، سر کار دوم بروند و زودتر هم به کانون گرم خانواده‌هايشان برگردند

۳- البته می‌شود تدبير ديگری هم در نظر گرفت. در بسياری از شرکت‌های خصوصی، ساعات کاری روزانه ۹ تا ۱۰ ساعت است. می‌شود ساعت کاری نيمی از کارمندان دولت را دو برابر کرد و کار آن نصفه ديگر را به آن‌ها سپرد و به جايش، حقوقشان را دو برابر کرد که چرخ زندگی‌شان راحت‌تر بگردد. آن نيمه بيکار شده را هم بفرستيم سر يک کار سودمند برای جامعه. تازه می‌شود نصفه خالی ادارات دولتی را هم فروخت يا اجاره داد که خودش منبع درآمدی جديدی برای دولت است. اصلاً می‌شود همين نيمه خالی را به کارمندان بی‌خانه بدهيم که آن‌ها هم خانه‌دار شوند.

۴- خوش‌بين باشيم. دولت کريمه در اين دو سال، چنان بهره‌وری را در دستگاه‌های دولتی بالا برده که کاری که قبلاً در ۸ يا ۹ ساعت انجام می‌شد، اکنون ديگر در ۵ ساعت انجام می‌شود. حالا برای جلوگيری از علافی، وب‌گردی، موشک درست کردن و سماق مکيدن کارمندان دولت (که اين آخری در ماه مبارک رمضان، قابل انجام نيست) آن سه ساعت را تخفيف داده‌اند.

۵- می‌شود اين فرضيه را مطرح کرد که با اين کار، دولت از کارکنانش می‌خواهد که با توجه به کمبود وقت، دست از غيبت کردن با دهان روزه بردارند، جدول حل نکنند و به اندکی سريع‌تر کار کردن عادت کنند. بعد که اين عادات زشت از سرشان افتاد، با افزايش دوباره ساعات کار، بهره‌وری در کشور افزايش می‌يابد. (آره جون عمه‌ات!)

۶- احتمالاً بايد بدانيد که علاوه مرخصی روزانه، چيزی به نام مرخصی ساعتی هم داريم و سقف آن هم، چهار ساعت در روز است. از طرف ديگر، هر کارمندی می‌تواند يک ماه در سال (۲.۵ روز يا ۲۰ ساعت در ماه) مرخصی با حقوق بگيرد. با اين وضع، می‌شود يک ساعت در روز سر کار رفت و حقوق کاملش را گرفت و برای پنج روز در ماه هم اين کار را انجام داد که با عنايت به تعطيلی پنجشنبه و جمعه، می‌شود يک هفته در ماه.
از طرف ديگر معمولاً يک ربع از ابتدا و يک ربع از انتهای ساعت کار را فرجه می‌دهند و تأخير يا زود رفتن ۱۵ دقيقه‌ای را غيبت در نظر نمی‌گيرند.
پس کارمند محترم ساعت ۹:۱۵ سر کار می‌رود، تا به اتاقتش برسد می‌شود ۹:۳۰. يک ربعی را به پر کردن ورقه مرخصی و گرفتن امضای رييس می‌گذراند و تا به دم در برسد و کارت بزند، ساعت ۱۰ شده و روز کاری سنگين و پرفايده او به پايان رسيده است.

۷- يعنی روزه گرفتن، آن قدر آدم را ناتوان می‌کند که در شبانه‌روز، بيش از پنج ساعت نمی‌‌تواند کار کند؟
آخر کجای دنيا به کار پنج ساعتی که يک ربع از اول و آخرش بخورد و يک ساعت وسطش هم به نماز بگذرد، می‌گويند کار تمام‌وقت؟ اين از نيمه وقت هم کم‌تر است
حتی محبوبيت دولت هم در خطر است. چرا که وقتی همان کارمند خوشحال، برای پرداخت قبض برقش، دو ساعت در صف بانک بايستد، لعنت خواهد فرستاد به هفت جد و آباء آن کسی که چنين ابتکاری به خرج داده است.



منبع: http://blog.behrang.net/archives/2007/09/1088.shtml

avatar
Prince
گفتمانی

ذكر تعداد پستها : 56
موقعيت : تهران
Registration date : 2007-09-24

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: چرند

پست من طرف j.j في 1/10/2007, 07:50

شورای مفتیان عربستان سعودی با صدور حکمی، استفاده از تلفن همراه مجهز به فن‌آوری بلوتوث را در این کشور حرام اعلام کرد.
شورای مفتیان عربستان با صدور این فتوا اعلام کرد: تحریم استفاده از گوشی‌های بلوتوث‌دار به این خاطر است که فن‌آوری بلوتوث تلفن همراه در صورت فعال‌بودن، قابل جستجو توسط گوشی‌های دیگر خواهد بود و صاحبان گوشی‌های مجهز به بلوتوث‌ قادر خواهند بود، فایل‌های تصویری اعم از عکس و یا فیلم و نیز فایل‌های صوتی گوشی‌های اطراف را به آسانی دریافت کنند.
شورای مفتیان عربستان ضمن تحریم استفاده از تلفن همراه مجهز به بلوتوث‌ تصریح کرد: استفاده از این فن‌آوری جدید با تعالیم اخلاقی و آموزه‌های دین مبین اسلام هم‌خوانی ندارد و شرع اسلام چنین مسائلی را جایز نمی‌‌شمارد.
برگرفته از : آی تی ایران
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: چرند

پست من طرف j.j في 21/10/2007, 11:57

نامه ايي از طرف شيطان در باره سريال اغماء
تكذيبيه شيطان: من خوشگل نيستم
چند شب پيش داشتم به طور اتفاقي در شبكه هاي ايراني جستجو مي كردم ببينم ماه رمضان امسال كارگردان ها و نويسنده هاي ايراني چه آشي برايم پخته اند. راستش از دو سال قبل كه به طرز بسيار ناجوانمردانه اي بنده را در قالب يك پيرمرد مافنگي و يك دختر جوانِ مكش‌مرگِ‌‌ما نشان داده بودند خيلي حساس شده ام.
اتفاقا اين بار ديدم در يك فيلمي بنده را به شكل يك جوان خوشگل درآورده اند كه مي خواهد سرِ يك دختر جوان و يك پزشك ميانسال را گول بمالد! در آن صحنه هاي كوتاهي كه من ديدم اين جوان -كه مثلا من بودم- داشت آقاي دكتر را كه براي گرفتن دو تا دروغ عذاب وجدان گرفته بود،‌ فريب مي داد!
من كه البته افتخار مي كنم آدم ها را از راه بدر كنم ولي چاخان هم حدي دارد. نمي دانم شما آدميزادهاي ايراني تا به حال كارتان به دوا دكتر و بيمارستان نيفتاده يا دوست داريد خودتان را گول بزنيد.
من به چشم خودم چيزهايي ديده ام از بعضي از همين آقايان دكترها كه عقل بنده و كل اجنه هم به آنها نمي رسد و اگرهم برسد عمراً به خودمان اجازه بدهيم با بيمارها آنطور رفتار كنيم. آنوقت من آمده ام كلي وقت صرف كرده ام و براي گفتن دو تا دروغ سر يك دكتر ميانسال را شيره ماليده ام؟! حيف كه حال و حوصله جوابيه گرفتن را ندارم والا نام چند تا بيمارستان مشهور و پزشك معروف را مي بردم و كارهايشان را مي گفتم تا ببينيد اصلاً احتياجي هست من آنطرف ها آفتابي بشوم يا بعضي دوستان به اندازه هزار تا شيطان دوز و كلك و شيطنت بلد هستند!
راستش اصلا بنده سالهاست كه احساس نياز نمي كنم تا براي گمراه كردن آدميزادها و كشاندنشان به جهنم كار چنداني انجام دهم.
شكر خدا كه بيشتر شما با شتاب هرچه زيادتر راهي دوزخ هستيد و من هم فعلا سخت مشغول تهيه سوخت هستم تا ان شاء الله موقع تشريف فرمايي هم قيف حاضر باشد و هم قير و ساير مايعات و جامدات و گازهاي مورد نياز!
من وقت توي صف كردن شما را هم ندارم، آن وقت بيكارم بروم دو تا آدم را گول بزنم؟ آن هم دكتر جراح و دختر بالاشهري؟!
دوست عزيزم،‌ فارو

دليل نوشتن اين تكذيبيه براي شما و سايت وزين عصر ايران اين است كه اولا شما از خودمانيد! و ثانيا اينكه ديدم شما چند وقت پيش نامه اي براي آقاي ضرغامي نوشته ايد. بنابراين گفتم لابد دستتان به ايشان مي رسد و اي بسا كه اين نامه را بتوانيد به ضرغامي عزيز برسانيد. عزت جان كه از وقتي رئيس شد،‌ ما را نمي شناسد!
به هر حال به اين وسيله من هرگونه نسبت نسبي و سببي خودم را با دختران زيبا و پسرهاي خوشگل و مردهاي مافنگي و گربه هاي سياه و اين جور چيزهاي خنده دار تكذيب مي كنم و اعلام مي كنم اين چيزهايي كه توي فيلم ها مي بينيد ساخته و پرداخته نويسنده هايي است كه پول سناريوهايشان را قبلا گرفته و خورده اند و بعد كه قرار شده براي كارگردان هايي كه دقيقه اي سريال مي سازند،‌ فيلم نامه بنويسند يك مشتي خرافات قديمي و چرنديات هاليوودي را سرهم كرده اند كه رفع تكليف كنند.
من البته به موقعش به حساب اينها هم خواهم رسيد، البته نه به اين خاطر كه ملت را با سرهم بندي سركار گذاشته اند (كه اتفاقا از نظر من كار خوبي هست) بلكه به اين خاطر كه يك بار به شكل دختر خوشگل درم مي آورند و يك بار به شكل پسر (چه پسري!) و بعد با مردهاي خطرناك توي خانه تنها مي گذارند. بابا انصاف نداريد لااقل ناموس داشته باشيد!
حالا اينها به كنار؛ من واقعا برايم اين سوال پيش آمده كه شما ايراني ها كي مي خواهيد از اين به قول خودتان "فرافكني" دست برداريد؟ هميشه يا من مقصر هستم يا آمريكا يا انگليس يا اسرائيل!
البته انكار نمي كنم همكاران فعالي در اين كشورها دارم، ولي اين كه نمي شود شما هر خرابكاري كه خودتان مي كنيد را گردن يكي ديگر بيندازيد. حتي سالها پيش خاطرم هست كه رفته بودم مسابقات المپيك به تماشاي مشت بازي كه ورزش مورد علاقه من است،‌ آنجا در كمال تعجب ديدم كه يك بوكسور ايراني به خاطر همراه نداشتن دستكش بوكس بازنده اعلام شد و باز هم مقصر من و آمريكا معرفي شديم!
وقتي كه تقصير نداشتن دستكش بوكسور و اضافه وزن كشتي گير متوجه ديگران باشد معلوم است كه مقصر در مسائل بزرگتر از مسكن بگير تا گراني چه كسي شناخته مي شود!
حيف كه جرات ندارم در مورد مسائل سياسي و اجتماعي و همينطور انتخابات حرفي بزنم و الا به چيزهاي جالبتري هم اشاره مي كردم تا نشان بدهم كه چطور اين مردم كاري را خودشان شوخي شوخي انجام مي دهند و گزينه اي را انتخاب مي كنند اما هنگام نتيجه كه مي شود به من و همكاران صهيونيست و انگلوساكسونم لعنت مي فرستند!
هيچ كاري هم به شماها ندارم و خدا شاهد است كه در تمام اين عمر چند هزار ساله ام به قدري كه در همين چند سال اخير در يكي از بازارهاي تهران،‌ حاجي (نماها !)ي تسبيح به دست كلك سوار كرده اند و پوست خلق الله را كنده اند،‌ من از اين كارها نكرده ام. (تازه اگر بين خودمان بماند،‌ يك بار كه داشتم حوالي خيابان جمهوري تهران قدم مي زدم يك موبايل بهم انداختند كه آكبند بود اما بعداً معلوم شد دست دوم بوده و من هرچي فكر كردم نفهميدم چطور آن را بسته بندي كرده بودند، تازه كارت گارانتي هم داشت!)
بگذريم كه ردش هنوز درد مي كند!
به هر حال از ما گفتن بود و قطعاً از شما بشر شير خام خورده هم نشنيدن.
اشكالي ندارد فقط خواهش مي كنم دست از سر من برداريد و به جاي لعنت فرستادن دائمي به من و يا كارهاي بدتري مثل ساختن همين فيلم هاي جلف با آن شيطان هاي خوشگلشان ،‌ يك مقداري مسئوليت پذير باشيد و قبول كنيد كه گندم از گندم برويد جو ز جو.

آدم يك انتخابي مي كند و متناسب با آن عواقبش را لمس مي كند. اين كه نمي شود شما شوخي شوخي كاري مي كنيد و انتخابي انجام مي دهيد اما موقعي كه عواقب آن را مي بينيد مي خواهيد جدي جدي بيندازيد گردن من و رفقا. مثل همين (...)
*

ضمنا در پايان مي خواستم از دوستان شبكه يك به خاطر ترويج مسائلي مثل دزدي،‌ اعتياد،‌ توهين به والدين،‌ زيدبازي و مواردي از اين دست تشكر كنم. درست است كه من يك شيطان عصباني هستم ولي مثل بعضي آدم ها نيستم كه تمام زحمات ديگران را ناديده بگيرم. اجرتان با خودم!
به اميد ديدار در جهنم
شيطان رجيم
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: چرند

پست من طرف j.j في 31/10/2007, 10:06

avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: چرند

پست من طرف j.j في 31/10/2007, 11:12

اگر یک مرد هستید و دوست دارید عشقتان همیشه ازشما و رابطه تان راضی و خشنود باشد .
.
.
.
.
.
.
.
باید در زندگی او چنین آدمی باشید :
.
.
یک دوست
یک همدم
یک عشق
یک پدر
یک برادر
یک رئیس
یک نجار
یک برقکار
یک لوله کش
یک مکانیک
یک دکتر
یک طراح
یک متخصص روابط جنسی
یک متخصص زنان
یک روانپزشک
یک رونکاو
یک ماساژور
یک شنونده خوب
یک برنامه ریز خوب
یک آدم تمیز
با احساس
ورزشکار
گرم
دلسوز
شجاع
باهوش
بامزه
خلاق
قوی
رقیق القلب
همدرد
پرتحمل
آینده نگر
بلندپرواز
لایق
قابل اعتماد
راستگو
قابل اتکا
و
سکسی
.
.
.
.
و این نکات را هرگز فراموش نکنید :
.
.
مدام از او تعریف کنید
عاشق خرید کردن باشید
صادق باشید
پول تان از پارو بالا بره
و به دخترهای دیگه هم نگاه نکنید
.
.
.
.
و در عین حال شما باید :
.
.
.
تمام توجه تان را به او معطوف کنید و اصلا توقع همین رفتار را از او نداشته باشید
زمان زیادی را به او اختصاص بدهید، مخصوصا در تنها گذاشتنش
به او فضای کافی بدید، ( این یعنی : هیچ وقت نپرسید که کجا میری)
.
.
.
و تاکید می کنم که این سه چیز را هرگز فراموش نکنید:
.
.
تولدش را
سالگردهای مشترکتان را
و قرار ملاقات هایی که می گذاره
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
و حالا خانم های محترم چه طور می توانند یک مرد را خوشحال کنند :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
فقط دست از سرش بردارید و تنهایش بگذارید
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: چرند

پست من طرف oscar في 25/12/2007, 01:29

« ویژه‌نامه‌ی شب یلدا!(زابغر)
نسل تو به فکر گم کردن من، نسل من به فکر پروانه شدن! »


فرهنگ نیم جلدی گزارشگران فوتبال!


رضا ساکی جدیدآ یه مطلبی نوشته با عنوان ((غلط يابی در کلام گزارشگران ورزشی))، منم بد ندیدم یه مطلب در مورد تعدادی این موجودات نازنین بنویسم. ضمنآ کلیه‌ی اسامی به صورت رندوم انتخاب شده‌اند!
بهرام شفیع: از اون دسته افرادی که ثابت کرده برای گزارشگری فوتبال اساسآ نیازی به اطلاعات ورزشی نیست، اگه توی بازی یک هشتم نهایی جام جهانی تصویر روی یه بازیکن زوم بشه و گزارشگر بگه اجازه بدین بازیکن برگرده تا من شماره‌شو ببینم تا اسمشو بهتون بگم چه حسی بهتون دست می‌ده؟ این دقیقآ همون حسی بود که بهرام شفیع توی جام جهانی 2002 وقتی تصویر بسته‌ی جونینیو پخش می‌شد به بیننده‌ها منتقل کرد. ابداع کننده‌ی اصطلاح می‌ریم که داشته باشیم، جدیدآ توی یه مصاحبه به این موضوع افتخار کرده، و گفته اصطلاح من درآری دیگه‌ش یعنی اس‌وقس دار از استوار و قرص میاد و از یه کفاش توی پامنار این کلمه رو یادگرفته. اگه اولین بار باشه که گزارشش‌و می‌شنوین حین بازی براش نگران می‌شین که نکنه مرده چون یهو پنج دقیقه اصلآ هیچ حرفی نمی‌زنه.
علیرضا علی‌فر: خدا نکنه بازی یکی از دو تیم استقلال و پرسپولیس‌و بدن به جناب سرهنگ! لحن گزارشش دقیقآ مثل وقتیه که یه گزارشگر ایرانی داره بازی ایران و نعوذباللّه اسرائیل‌و گزارش می‌کنه. به طور کلی نقش گزارشگر، کارشناس داوری و کارشناس مربیگری‌و در کنار هم طی یک بازی در هم ایفا می‌کنه. از اون دسته گزارشگرایی که به واژه‌های من درآوردی خودش یعنی تیر نزدیک‌تر و تیر دورتر اکتفا نکرده و روی اصطلاحات اوپن سورس بقیه هم کار کرده و کاربر پسندترشون کرده مثلآ ورژن جدید کوله باری از تجربه تحت عنوان چمدانی از تجربه به نام آقای علی‌فر به ثبت رسیده. امکان نداره بازی به وقتای تلف شده برسه و استاد کلاس درشون‌و شروع نکنن که((این دقایق را نباید با نود دقیقه‌ی بازی جمع کرد و به کاربردن دقیقه‌ی نودوسه به طور کلی مکروه می‌باشد و عبارت دقیقه‌ی سوم از وقتهای تلف شده عبارتی بی اشکال است.))
گزارشگر دوم شهر اهواز: فاجعه‌ی جامعه‌ی گزارشگری فوتبال! احتمالآ یه بار توی اخبار ورزشی زیر صدای گوینده، طرز اعلام گل گزارشگرای امریکای جنوبی‌و شنیده و دقیقآ وقتی تیمای اهوازی گل می‌زنن حنجره‌شو جر می‌ده. اما وقتی تیم شهرش گل بخوره بعیده که اصلآ اون گل‌و اعلام بکنه. مدل ((گل گل گل گُُُُُُُُُل برای تیم استقلال اهواز)) گفتناش فقط جون میده برای زمانی که ساعت یک نصفه شب سر برنامه‌ی نود صدای تلویزیون‌و تا ته بسته باشی تا کسی بیدار نشه اما لامصب معلوم نیست چه جوری گل گل می‌کنه که یا همه بیدار می‌شن‌و فُشِت می‌دن یا تلویزیون‌و کلآ باید خاموش بکنی.
جواد خیابانی: کارشناسان امر فوتبال بینی تنها راه دیدن بازیایی که جوادخان گزارش می‌کنه رو بستن کامل صدای تلویزیون عنوان کردند. استاد امر سوتی دادن علاوه بر افتخار جاری کردن خطبه‌ی عقد محمد علی آبادی با مادر ورزش ایران، افتخار برادر کردن حسین خطیبی و غلامحسین دین محمدی رو هم توی کارنامه‌ش می‌بینه.
علیخانی گزارشگر اصفهان: هنوز کسی علت انتخاب این بشرو به عنوان بهترین گزارشگر مراکز استانها از طرف سازمان صدا وسیما نفهمیده. فعلآ مدتیه با ظهور سه پدیده‌ی جدید گزارشگری فوتبال در اصفهان بی‌خیال گزارش کردن فوتبال شده اما کماکان به گزارشگری هندبال، بسکتبال، پینگ پنگ، کشتی و … مشغوله، احتمالآ اگه همین طور پشتکار داشته باشه چند سال دیگه به عنوان تنها گزارشگر مسابقات موتای در کشور شناخته‌ می‌شه. بیشتر صداش به درد سوهان کردن روح حسن گلاب می‌خوره تا گزارش فوتبال.
گزارشگر آبادان: آبادان دو تا گزارشگر داره اما یکیشون سطح سواد فوتبالیش فقط در حد بازیکنای تیم صنعت نفته و بازیکنای بقیه‌ی تیما رو به اسم تیمشون صدا می‌زنه مثلآ فرض بگیرین داره بازی پرسپولیس‌ و صنعت نفت‌و گزارش می‌کنهSad(خب تیم پیروزی تهران بازی رو شروع می‌کنه حالا پیروزی تهران توپ رو به چپ میاره، صابر میرقربانی رو پای پیروزی تهران تکل می‌زنه اما موفق نمی‌شه خب پیروزی تهران یک و دو می‌کنه و حالا پیروزی تهران یک سانتر می‌کنه و خب گل برای تیم پیروزی تهران!))
avatar
oscar
عضو ویژه

ذكر تعداد پستها : 618
Age : 34
Registration date : 2007-04-15

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: چرند

پست من طرف j.j في 26/12/2007, 10:52

حالا از اين صحبت ها هم كه بگذرم شب يلدا واقعا عالي بود نه بخاطر خوردنو از اين جور حرفا
بخاطر اين كه ما امشب 1 دقيقه بيشتر با هم بودن رو جشن گرفتيم و اين خودش به اندازه يه دنيا مي ارزه
يلداي شما هم مبارك اميدوارم فال حافظ يادتون نرفته باشه
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: چرند

پست من طرف ali bamaram في 24/2/2008, 18:53

1. پیش از رفتن به مهمانی خودتان را تر و تمیز کنید. اگر به فکر آبروی خودتان نیستید به فکر آنها باشید که قرار است با شما روبوسی کنند.
2. اگر می خواهید پیش از رفتن به مهمانی دوش بگیرید، برای این کار از عطر و ادوکلن استفاده نکنید. باور کنید آب مناسب تر است.
3. برای میزبانتان گل ببرید؛ اما اگر وسعتان نمیرسد که از گل فروشی گل بخرید، از گلهای داخل پارک استفاده نکنید؛ چون ممکن است بلبل عاشق از بی کسی دق کند.
4. قبل از وارد به خانه ی میزبانتان یا ا... بگویید. شاید آنها در خانه شان سر بریده داشته باشند.
5. هنگام ورود به همه سلام کنید و با همه دست بدهید،مگر اینکه خانه ی میزبان در استادیوم آزادی باشد
.
6. به اتاق های خانه ی میزبان سرک نکشید. اینجا هم همان بحث سر بریده مطرح می شود.
7. اگر سینی چای را جلویتان گرفتند، به صورت کسی که سینی را در دست دارد خیره نشوید. این عمل مربوط به مجالس خواستگاری است. آن هم تنها در سریالهای تلویزیونی.
8. اگر پایتان بوی بد می دهد، فقط در مهمانی های دست جمعی شرکت کنید. این طوری کسی نمی فهمد که تولید کننده ی بوی باتلاق شما هستید.
9. وقتی تلفن خانه ی میزبان زنگ می زند، شما گوشی را بر ندارید.
10. تلفن های خارج کشورتان را در مهمانی نزنید. امروز روز تکنولوژی پیشرفت کرده است و یک پرینت از مخابرات مایه ی آبروریزی آدمهای آویزن می شود.
11. اگر احیاناً در خانه ی میزبان سر بریده دیدید، به روی خودتان نیاورید.
12. هنگام خوردن غذا، صدای خفه کن دهانتان را روشن کنید.
13. اگر شک دارید که درآمد میزبانتان از راه حلال به دست آمده است یا نه، بنا را بر حلال بگذارید .
14. اگر یقین دارید که درآمد میزبانتان از راه حرام به دست آمده است، تا وقتی که در خانه ی او هستید چیزی نخورید؛ حتی اگر چیز اساسی و توپی باشد. مثال چیز اساسی و توپ: خوراک میگو، شکلات خارجی، پسته ی فرد اعلا و...
15. اگر در غذایتان مو پیدا کردید، آن را نبینید.
16. اگر میزبان فراموش کرده بود سر سفره آب بگذارد، وانمود نکنید که لقمه در گلویتان گیر کرده است و دارید خفه می شوید. مثل آدم از او بخواهید که کمی آب سر سفره بگذارد. قرار است آدم باشید دیگر.
17. اگر در مجلس ختم شرکت کرده اید، قیافه ای محزون به خود بگیرید و به چیزهای غم انگیزی مثل شب امتحان، وبا، کاندولیزا رایس فکر کنید.
18. اگر در مجلس عروسی شرکت کرده اید، چیزهای خوب را در ذهنتان مجسم کنید و به سريال طنز شبانه ی دیشب فکر نکنید.
19. اگر قرار است مهمان به خانه تان بیاید... خدا صبرتان بدهد.
20. اگر مهمان هایتان بیشتر از تعداد پیش بینی شده بودند، آنها را گزینش نکنید. خدا بزرگ است، بالاخره یه طوری می شود.
21. هنگام مهمانی رفتن، کسانی را که دعوت نیستند با خودتان همراه نکنید. درست است خدا بزرگ است؛ اما حیای شما کجا رفته؟
22. لقمه هایی را که مهمانانـتان بر می دارند در ذهنتان شمارش نکنید. مگر مغز شما کامپیوتر است؟ یک نفر را مسئول کنید که با ماشـین حساب، کل لقمه ها را جمع بزند و بعد تقسیم بر تعداد کند. این طوری معقول تر است، نه؟!
23. اگر مهمانتان از شهر دیگری آمده است، پس از صرف شام در باره ی راحتی و امکانات مناسب هتل های شهرتان حرف نزنید. مردم خر که نیستند، متوجه منظورتان می شوند.
24. زبانمان مو در آورد، شما را به جان عزیزانتان آدم باشید.
avatar
ali bamaram
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1779
Age : 33
موقعيت : کویر دل ....
Registration date : 2007-04-15

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: چرند

پست من طرف j.j في 25/2/2008, 10:37

به كجا چنين شتابان
تا قبرستان راهي نمانده
برنامه امتحان ها جلو چشمه
مثل بز بهش نگاه ميكنم
دلم ميخواهد بخورمش
چون گشنمه
اما نه زشته ميگن خر بودي بز هم شدي
گربه پشت پنجره ميو ميو ميكند
ميگويد اي تو اون روحت
دليلش رو ميپرسم
ميگه همينجوري
عجب توهمي سگ و گربه با ادم حرف ميزنه
اما توهم نيست واقعيتيست
بابام ميگه پسرم راه سلموني رو گم كردي
من ميگم سلموني چيه
بابام ميگه خاك عالم تو سرت
من فكر ميكنم كه خاك هاي عالم چقدره
تو نميدوني چقدره ؟؟؟؟؟؟
مبايلم ويروس گرفته
مثل خودم
البته نميدونم منم فلش ميشم يا نه!!!
هر روز دارم به شروع امتحان ها نزديك ميشم
به قول شاعر
وايسا دنيا وايسا دنيا ميخوام برم دست به آب
....
اوضام خرابه
اهنگي گوش ميدم كه خوانندش الان جسدش ديگه نابود شده و ديگه چيزي ازش نمونده
يكي ديگه مزخرف واسم مينويسه
يكي ديگه انگار گربه خوردتش چون 20 دقيقس كه جواب نميده
ساعت
12:40
الان ساعت چنده ؟

avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: چرند

پست من طرف j.j في 25/2/2008, 10:40

انتخابات


انتخابات اولیه تعیین کاندیدا های ریاست جمهوری آمریکا نزدیک و نزدیک تر می شه وظیفه تک تک ماست که بگردیم و بگردیم و به کسی رای بدیم که واقعا لیاقتش رو داشته باشه .........


avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: چرند

پست من طرف j.j في 25/2/2008, 10:50

توضيح دهيد که چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش را اندازه گرفت ؟
سوال بالا يکي از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود . يکي از دانشجويان چنين پاسخ داد :
به فشار سنج يك نخ بلند مي بنديم . سپس فشارسنج را از بالاي آسمان خراش طوري آويزان مي کنيم که سرش به زمين بخورد . ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافهي طول فشارسنج خواهد بود .
پاسخ بالا چنان مسخره به نظر مي آمد که مصحح بدون تامل دانشجو را مردود اعلام کرد . ولي دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجديد نظر در نمره ي خود کرد . يکي از اساتيد دانشگاه به عنوان قاضي تعيين شد و قرار شد که تصميم نهايي را او بگيرد . نظر قاضي اين بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است ، ولي نشانگر هيچ گونه دانشي نسبت به اصول علم فيزيک نيست . سپس تصميم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طي فرصتي شش دقيقه اي پاسخي شفاهي ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنايي او با اصول علم فيزيک باشد .
دانشجو در پنج دقيقه ي اول ساکت نشسته بود و فکر مي کرد . قاضي به او يادآوري کرد که زمان تعيين شده در حال اتمام است . دانشجو گفت که چندين روش به ذهنش رسيده است ولي نمي تواند تصميم گيري کند که کدام يک بهترين مي باشد . قاضي به او گفت که عجله کند ، و دانشجو پاسخ داد :
روش اول اين است که فشارسنج را از بالاي آسمان خراش رها کنيم و مدت زماني که طول مي کشد به زمين برسد را اندازه گيري کنيم . ارتفاع ساختمان را مي توان با استفاده از اين مدت زمان و فرمولي که روي کاغذ نوشته ام محاسبه کرد . دانشجو بلافاصله افزود : ولي من اين روش را پيشنهاد نمي کنم، چون ممکن است فشارسنج خراب شود !
روش ديگر اين است که اگر خورشيد مي تابد ، طول فشارسنج را اندازه بگيريم ، سپس طول سايه ي فشارسنج را اندازه بگيريم ، و آنگاه طول سايه ي ساختمان را اندازه بگيريم . با استفاده از نتايج و يک نسبت هندسي ساده مي توان ارتفاع ساختمان را اندازه گيري کرد . رابطه ي اين روش را نيز روي کاغذ نوشته ام .
ولي اگر بخواهيم با روشي علمي تر ارتفاع ساختمان را اندازه بگيريم ، مي توانيم يک ريسمان کوتاه را به انتهاي فشارسنج ببنديم و آن را مانند آونگ ابتدا در سطح زمين و سپس در پشت بام آسمان خراش به نوسان درآوريم . سپس ارتفاع ساختمان را با استفاده از تفاضل نيروي گرانش دو سطح بدست آوريم . من رابطه هاي مربوط به اين روش را که بسيار طولاني و پيچيده مي باشند در اين کاغذ نوشته ام .
آها ! يک روش ديگر که چندان هم بد نيست : اگر آسمان خراش پله ي اضطراري داشته باشد ، مي توانيم با استفاده از فشارسنج سطح بيروني آن را علامت گذاري کرده و بالا برويم و سپس با استفاده از تعداد نشان ها و طول فشارسنج ارتفاع ساختمان را بدست بياوريم .
ولي اگر شما خيلي سرسختانه دوست داشته باشيد که از خواص مخصوص فشارسنج براي اندازه گيري ارتفاع استفاده کنيد، مي توانيد فشار هوا در بالاي ساختمان را اندازه گيري کنيد ، و سپس فشار هوا در سطح زمين را اندازه گيري کنيد ، سپس با استفاده از تفاضل فشارهاي حاصل ارتفاع ساختمان را بدست بياوريد .
ولي بدون شک بهترين راه اين مي باشد که در خانه ي سرايدار آسمان خراش را بزنيم و به او بگوييم که اگر دوست دارد صاحب اين فشارسنج خوشگل بشود ، مي تواند ارتفاع آسمان خراش را به ما بگويد تا فشارسنج را به او بدهيم !
دانشجويي که داستان او را خوانديد ، نيلز بور، فيزيکدان دانمارکي بود .
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: چرند

پست من طرف j.j في 25/2/2008, 10:53

دستورالعمل اداري
از : رياست اداره
به : همه ي كاركنان
قوانين زير از اول اين ماه در سازمان قابل اجرا خواهد بود وهر گونه سرپيچي از اين دستورات موجب بازخواست خواهد شد .
پوشش
۱ : از اين به بعد حقوق شما طبق نوع لباس پوشيدن شما پرداخت مي‌گردد .
اگر مشاهده شود كه شما كفش Prada و كيف Gucci استفاده مي‌كنيد ، ‌چنين فرض مي‌شود كه شما از نظر مالي وضع خوبي داشته و بنابر اين نيازي به افزايش حقوق نداريد .
۲ : اگر شما پوششي محقر داشته باشيد ، نيازمند آموزش مديريت بهتر براي پولتان هستيد تا قادر به خريد لباس‌هايي بهتر باشيد و بنابر اين نيازي به افزايش حقوق نداريد .
۳ : اگر شما پوششي عادي داشته باشيد ، كاملا در جايي كه بايد باشيد قرار داريد و بنابر اين نيازي به افزايش حقوق نداريد
بيماري
گواهي پزشكي براي بيماري شما پذيرفته نيست .
اگر شما قادر به دكتر رفتن باشيد ، قادر به سر كار آمدن نيز هستيد .
تعطيلات
هر كارمند در هر سال ۱۰۴ روز تعطيل دارد : شنبه ها و يك شنبه ها .
مرخصي
هيچ عذري براي غيبت پذيرفته نيست . شما كاري براي دوست ، اقوام و يا همكار فوت شده‌ي خود نمي‌توانيد انجام دهيد . بهتر است هر تلاشي توسط افراد غير شاغل صورت گيرد . در موارد نادر كه وجود كارمند الزامي است مراسم دفن بايد عصر هنگام انجام شود . ما خوشحال خواهيم شد كه شما در وقت ناهار به كارتان ادامه داده و متعاقبا يك ساعت زودتر محل كار را ترك كنيد .
دستشويي
۱:عموما زمان زيادي در دستشويي صرف مي‌شود ، پس محدوديتي سه دقيقه‌اي اعمال مي‌گردد .
۲ : در پايان سه دقيقه آلارمي به شما هشدار داده ، كاغذ توالت جمع شده ، در باز مي‌گردد و عكس شما گرفته مي‌شود .
۳ :‌ در تكرار دوم ، عكس شما در تابلوي اعلانات اداره تحت عنوان : متخلفين سابقه دار ، منتشر خواهد شد .
۴ : هر كسي كه در عكس لبخند بزند بايد از مركز بهداشت رواني اداره مجوز سلامت دريافت كند .
ناهار
۱ : افراد لاغر ۳۰ دقيقه فرصت ناهار خوردن دارند تا با داشتن زمان بيشتر سالم‌تر به نظر برسند .
۲ : افراد نرمال ۱۵ دقيقه زمان دارند تا با خوردن يك غذاي سبك ، وزن خود را در تعادل نگه دارند .
۳ : چاق‌ها ۵ دقيقه زمان صرف ناهار دارند تا به وزن مناسب برسند .
به خاطر وفاداري شما به سازمان خود متشكرم . به ياد داشته باشيد ما ، كارمندان را انتخاب مي‌كنيم و اينجا هستيم تا تجاربي مثبت براي كارمندان فراهم كنيم . بنابراين همه‌‌ي سوالات ، نظرها ، نگراني‌ها ، شكايات ، ناراحتي‌ها ، دلخوري‌ها ، بهانه‌ها ، تهمت‌ها و ابهامات را به هر جاي دلخواه [خود] واصل نماييد .
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: چرند

پست من طرف j.j في 25/2/2008, 10:59

نمي دونم كپي رايت اين عكسا مال كي و كجاست ، اگه مال شماست ( شما نه، اون پشت سري ، آره خودت !) شرمندتم اسيدي…
دانشجوياني كه در حين امتحان پايان ترم هر درس احساس نمايند كه نمره مورد رضايت خود را كسب نمي كنند مي توانند تمايل خود را مبني بر اينكه : برگه ي امتحاني اينجانب تصحيح نگردد را اعلام نموده و …
ميگم نميشه حالا يه كاريش بكنيد بعد از اومدن نمره ها هم يه ارفاقي بشه ؟ استاد جون خودتون فكر مي كردم خوب دادم !
پيام هر بسيجي ، حفاظت از انرژي هسته اي
از ارائه خدمات به بدحجاب معذوريم !
اون اولي كه خب آره ، فقط نميشه يه چيز ديگه بگيد كه يه ذره قافيش جور در بياد ؟
بد حجاب جان تو هم خودتو ناراحت نكن ، پياده برو عزيزم ! اون قدرا راهي نيست…
آقاي دزد محترم ! پول هاي داخل كيف نوش جانت از شير مادرت حلالتر باشد …
آخي ! بيچاره به چه پاچه خاري اي افتاده ! دزده هم حتما مثل يه آقا مياد ميگه بفرماييد قربان بچگي كردم !



آيا مي دانيد حافظان كل قرآن كريم بدون داشتن ديپلم مي توانند مدرك رسمي ليسانس دريافت نمايند ؟
تو اين مورد نظري ندارم ، لابد مي توانند …
دانشگاه آزاد اسلامي واحد ساوه در نظر دارد تعداد ۱۴ راس گاو مازاد نياز خود را شامل ۶ راس گاو نر ۴ راس گاو ماده و ۴ راس تليسه از طريق مزايده به فروش برساند …
خداييش چي ميشه گفت ؟ حال كنيد ادبيات رو ! هزينه ي درج رو هم كه استاد محترم ، ببخشيد گاودار عزيز بايد بده !





اكس پارتي …
آخه اكس پارتي اگه مختلط نباشه كه ديگه اكس پارتي نيست كه !!!




به چند نفر نيازمنديم …
ميشه حداقل بگيد برا چه كاري ؟ شايد مهم نيست !
تعقير زماني …
شايد بهتر بود مي نوشت تعقير ذماني !
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

صفحه 4 از 4 الصفحة السابقة  1, 2, 3, 4

بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد