استان كرمانشاه

صفحه 1 از 2 1, 2  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 12/11/2007, 03:18

در اين جستار در مورد استان و شهرستانهاي تابع وپيشينه تاريخي همچين موقعيت جغرافياي استان وگردشگري سخن مي گويم.flower
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 12/11/2007, 03:20

كرمانشاه در گذر زمان



کرمانشاه در گذر زمان

استان تاريخي كرمانشاه همچون ديگر نقاط كشور كهنسال ما آثاري از روزگار مجد و عظمت ايران را در سينه كوه ها و پهن دشت هاي خود محفوظ كرده است . برخلاف ساير نقاط ايران كه به صورت مقطعي مورد سكونت قرار گرفته اند . اين استان بدون وقفه در ادوار مختلف تاريخ مورد سكونت قرار گرفته است ، شواهد و مدارك باستان شناختي نشان مي دهد اين منطقه از اولين زيستگاه هاي انسان اوليه به شمار مي رفته و يكي از مراكز مهم جمعيتي در زاگرس مياني محسوب مي شده است . تمامي مراحل و ادوار زندگي انسان از عهد حجر تا دوره هاي تمدني پيش از تاريخ و سپس تا تشكيل حكومت هاي بزرگ سير تطور خويش را در اين محدوده طي كرده است . به طوريكه غار شكارچيان بيستون نكات جالبي را درباره سابقه زندگي بشري در دوران پارينه سنگي در ايران روشن مي دارد . پس از اين دوره در حدود 9 هزار سال پيش به علت گرم شدن هوا انسان غار را ترك كرده و روي به يكجانشيني مي آورد كه اين حركت موجب زراعت و دامپروري و براثر آن روستا نشيني مي شود كه بدون شك نخستين روستاها در اين استان شكل گرفته كه از جمله آنها مي توان گنج دره هرسين ، گاكيه و تپه سراب اشاره كرد . انسان هاي پيش از تاريخ گنج دره جزء نخستين انسان هايي هستند كه در ايران سفالگري را اختراع كرده و روي به فعاليت هاي صنعتي آورده اند .
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 12/11/2007, 03:21

وجه تسميه كرمانشاه



‍پيش از اسلام به نامهاي كامبادن و كامبادنه ناميده ميشد. در صدر اسلام با نامهاي قرماسين و قرماشين از آن نام برده شده است. بعد از انقلاب اسلامي به نامهاي قهرمانشهر و نيز باختران ناميده شدو س‍س مجددا كرمانشاه ناميده شد.
"دکتر معین در فرهنگ فارسی خود احتمالا با استنادی به گفته‌‌ی حمدالله مستوفی در ذیل واژه‌‌ی کرمانشاه چنین می‌‌نویسد: «این شهر در زمان ساسانیان بنا شده و بانی آن بهرام‌‌چهارم (لقب به کرمانشاه) بوده است». در کتاب "بند هشن" که مطالبی در باره‌‌ی جغرافیای اساطیری و موجودات مختلف از حیوانات و درختان و سرزمین‌‌ها و کوه‌‌ها و رود‌‌ها در آن دیده می‌‌شود و تالیف اولیه‌‌ی آن در دوران ساسانی انجام گرفته به واژه‌‌ی کرمینشان اشاره شده است: «کوه مرغ به لاران کوه زرین به ترکستان کوه بهستون به کرمینشان دیگر از این شمار که محل رفت و آمدند... کوه بوم انگاشته می شوند».
مرحوم "دکتر مهرداد بهار" در قسمت یادداشت‌‌های بند هش آورده است: «باید توجه داشت که نام واژه‌‌ی کرمانشاه محتملا تبدیلی است از کرمینشان. کرمیشان و کرماشان نام کهن این سرزمین در دوره‌‌ی میانه‌‌ی تاریخ ماست و کرمانشاهی‌‌ها خود را کرماشانی می‌‌خوانند».
اما بعضي محققين بر اين عقيده اند که واژه‌‌ی کرماشان از سه جزء «کار - مای – سیای» تشکیل شده و به معنی مکان مقدس مردم ماد است و معنی این سه جزء را در کتیبه‌‌ی بیستون می‌‌توانیم پیدا کنیم. دکتر محسن ابوالقاسمی در کتاب تاریخ زبان فارسی کتیبه‌‌ی داریوش را واژه به واژه معنی کرده که در اینجا به ذکر سه جزء مورد نظر اشاره می کنیم:
kara یعنی مردم ارتش.
madai حالت مفعول فیه مفرد مذکر از mada که به معنی «ماد» است.
siyan در زبان عیلامی در کتیبه‌‌ی بیستون به معنی مکان مقدس است.
مجموع این سه واژه به معنای «مکان مقدس مردم ماد» که در درازنای زمان به گونه‌‌های مختلف از جمله: «قرمیسین، قرماسین، قرماشین، کرماشین، کرمیشان، کرماشان، نوشته شده است».
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 12/11/2007, 03:30

مفاخر و بزرگان اين استان




ملاعبدالله قاضي اوراماني

هادي ارفع

محمد حسن چمن آرا

محمد حسن محبي
[/url]محمدبن داود دينوري

]
محمدحسين جليلي
[/url]محمدعلي ميرزا دولتشا




يت الله سيد مرتضي نجومي

ميرجلال الدين كزازي


ميرزا هادي خان كارگزار


ميرزا رضا كلهر
ميرزا علي خان سرتيب خانه خراب


ميرزا عبدالقادر پاوه اي
محسن جهانسوز






معيني كرمانشاهي
[/url]ابن وهب دينوري


ابن الخازن دينوري
ابن قتيبه دينوري


ابو اسحاق ابراهيم قرميسيني
ابوالحسن دينوري

ابوالقاسم لاهوتي
معيني كرمانشاهي
شاعر معاصر كرامانشاهي
نمونه شعر:
1.

من آن کرد خون پاک ايرانی ام

که در زير آوار ويرانی ام

مرا مام ميهن چو آزاده زاد

کنون بار بر دوش من اوفتاد

خدايا در اين کار دستم بگير

تهیدست رفتم به ميدان شير
2.







عجب صبري خدا دارد.
اگر من جاي او بودم، همان يک لحظه اول، که ظلم ميديدم از اين مخلوق بي وجدان، جهان را با همه زيبائي و زشتي به روي يکدگر ويرانه ميکردم.

عجب صبري خدا دارد.
اگر من جاي او بودم، که ميديدم يکي عريان و لرزان، ديگري پوشيده از صد جامه رنگين، زمين و آسمان را واژگون مستانه ميکردم.

عجب صبري خدا دارد.
اگر من جاي او بودم، که در همسايه ی صدها گرسنه، چند بزمي گرم عيش و نوش ميديدم، نخستين نعره مستانه را خاموش آندم بر لب پيمانه ميکردم.
.
.
عجب صبري خدا دارد.
چرا من جاي او باشم.
همين بهتر که او خود جاي خود بنشيند و تاب تماشاي تمام زشتکاريهاي اين مخلوق را دارد.
عجب صبري خدا دارد
عجب صبري خدا دارد......







[[/url]يوسف بن احمد بن يوسف دينوري


حاج نعمت الله جيحون آبادي
يارمحمدخان كرمانشاهي


حافظ ابو حفص عمر دينوري قرميسيني
حبيب الله بن محمدجعفر كرمانشاهي


يدالله بهزاد

حسن كرمانشاهي















حشمت الله دولتشاهي

[جعفر بن محمد بن عاشور كرمانشاهي


رحيم بن هادي
رشيد ياسمي


سلطان اسحاق
شيخ مرتضي جليلي


شيخ علي خان زنگنه







شيخ علي خان زنگنه



شيخ علي خان زنگنه صدراعظم شاه سليمان در سده 11 هجري كه بايستي او را امير كبير عصر صفوي دانست



سردار شيرمحمدخان صمصام الممالك سنجابي

شريف كرمانشاهي
[/url]

علي محمد افغاني


علي اشرف درويشيان
غيرت كرمانشاهي

[فرشيد يوسفي



سردار شيرمحمدخان صمصام الممالك سنجابي


رپيس ايل سنجابي و جد دكتر كريم سنجابي كه يكي از وزراي كابينه مصدق و دوستان نزديك وي بوده
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 12/11/2007, 03:37

اثار ملي به ثبت رسيده استان
تكيه بيگلربيگي








تكيه بيگلر بيگي



اين بنا در محله قديمي فيض آباد و در كوچه صارم الدوله واقع شده است . اين تكيه كه در زمان قاجاريه توسط عبدالله خان ملقب به بيگلربيگي ساخته شده است از [color:9759=#cc3300:9759]لحاظ آئينه كاري در ميان تكاياي كرمانشاه بي نظير است .

در سمت غربي حياط ، تالار آئينه كاري بزرگي ساخته شده كه به حسينيه معروف است . اين تالار با تزئينات عالي و كتيبه هاي متعددي مربوط به دوران سلطنت مظفرالدين شاه مزين شده و در دو سوي ديگر ، اتاق وسيع مهمانخانه بيگلربيگي واقع گرديده است .

درحال‌حاضر تکيه بيگلربيگی به‌عنوان موزه خط و کتابت مورد بازديد عموم قرار می‌گيرد. در اين موزه، اسناد قديمی متعلق به خانواده بيگلربيگی به نمايش گذاشته شده است
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 12/11/2007, 03:45

قلعه يزد گرد




ديوار و باروي قلعه يزدگرد



قلعه يزد گرد

مجموعه بناهاي يادماني قلعه يزدگرد در 15 كيلومتري سه راهي ريجاب به سرپل ذهاب قرار گرفته است اين مجموعه از طرف شمال غرب با پرتگاه تندي كه از شيب آن كاسته مي شود به جلگه ذهاب مي رسد و از طرف شمال و شرق به صخره هاي پلكاني دالاهو محدود مي شود . براي نخستين بار در سال 1962 م مؤسسه انگليسي تحقيقات ايران شناسي بررسي و كاوش هاي باستان شناسي را در اين منطقه آغاز نمود . اين هيئت

براساس گچبري هاي مكشوفه از بناي معروف به گچ گمبد ، زمان ساخت مجموعه را به دوره ساساني نسبت داده است . پس از آن در طي فاصله سال هاي 1975 تا 1979 م طي پنج فصل ، توسط موزه شاهنشاهي انتاريو فعاليت هاي جديدي بر روي اين محل انجام گرفت . در نتيجه كاوش هاي اين هيئت مشخص گرديد بسياري از مجموعه بناهاي اين محوطه متعلق به اواخر دوره اشكاني است .

محدوده اي كه تحت عنوان قلعه يزدگرد در ادبيات باستان شناسي شناخته مي شود به وسعت تقريبي 40 كيلومتر مربع است كه شامل چند محوطه در كنار هم مي باشد . اين محوطه ها عبارتند از :

1 ـ ديوار گچي : خطي از استحكامات به طول 5/2 كيلومتر و عرض 2 تا 4 متر است كه به وسيله قلوه و لاشه سنگ به همراه ملاط گچ ساخته شده است . تمام طول ديوار از سمت بيرون با يكسري برج هاي نيم دايره اي تقويت شده است .

2 ـ آشپزخانه : در انتهاي پائين ديوار يكسري استحكامات قرار دارد كه احتمالاً محل استقرار سربازان بوده است .

3 ـ دروازه : دو برج منفرد در ابتداي ديوار دفاعي قرار گرفته كه به نام دروازه شناخته مي شود .

4 ـ جاي دار : محوطه جاي دار در حال حاضر بين باغات روستاي زرده قرار دارد . آثار برجاي مانده نشان دهنده نوعي استحكامات دفاعي با ديوارها و برج هاي تعبيه شده در آن است . اين بنا احتمالاً تركيبي از دژ ـ قلعه براي كل محوطه بوده است .

5 ـ تپه رَش : در سطح اين محوطه مقدار زيادي سفال از دوره هاي مختلف وجود دارد . اين محوطه هنوز مورد كاوش قرار نگرفته است .

6 ـ قلعه يزدگرد : اين بنا در يكي از بلندترين ارتفاعات قرار گرفته كه نام آن بر روي كل محوطه اطلاق مي شود . اطراف اين قلعه را حصاري با برج هاي نيم دايره اي احاطه كرده است . اين برج ها به قطر بين 2 تا 6 متر و با فاصله 6 تا 16 متر از يكديگر قرار گرفته اند .

7 ـ گچ گمبد : اين محوطه كه به نام ميدان نيز شناخته مي شود به وسعت تقريبي 400 * 800 متر است . اطراف اين مجموعه را حصاري با برج هاي نيم دايره اي دربر گرفته است .

قسمت جنوبي آن پرديس بوده و در قسمت شمالي آن ، كاخي قرار گرفته كه تزئينات گچي

زيادي از داخل آن به دست آمده است .

8 ـ قلعه داور : اين بنا در داخل روستاي بان گمبد قرار دارد . كاوش هاي باستان شناختي نشان داده كه اين بنا آتشكده اي از دوره ساساني بوده و در اوايل اسلام با الحاق فضاهايي به آن تبديل به كارگاه شيشه گري شده است .

9 ـ نقاره خانه : اين بنا در شمال شرقي بناي قلعه يزدگرد و بر روي ارتفاعات قرار گرفته است . كاربري اين بنا برج ديده باني بوده است .

10 ـ آسياب : اين بنا در شمال غربي بناي قلعه يزدگرد و بر روي ارتفاعات قرار گرفته است . كاربري اين بنا برج ديده باني بوده است .




























سر ستون با صورت زن در قلعه يزدگرد






قلعه يزدگرد




avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 12/11/2007, 03:46

پل تاريخي كوچه



‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ي‍‍‍ل تاريخي كوچه
اين يل در روستاي كوچه 7 كيلومتري شرق كنگاور در مسير كنگاور ـ تويسركان بر روي رودخانه خرم رود ساخته شده كه تاريخ ساخت آن را به دوره سلطنت شاه عباس صفوي نسبت مي دهند . نوع مصالح بكار رفته در اين يل لاشه سنگ ، قلوه سنگ و در يايه ها داراي آجر هايي به ابعاد 5×21×21 سانتي متر مي باشد كه در نماي يابه ها ، بدنه وتاقها فاقد تزپينات است .



گور برناج




گور برناج

گوردخمه برناج


اين گوردخمه در 14 كيلومتري شمال غربي شهر بيستون در روستاي برناج واقع شده است . اطراف اين گوردخمه نيز قابي تراشيده شده است . از نظر پلان اين گوردخمه داراي پلاني مربع شكل است كه طول هر ضلع آن 95 سانتي متر مي باشد . همچنين ارتفاع اتاقك اين گوردخمه از كف تا سقف آن 95 سانتي متر است .
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 12/11/2007, 03:47

مقبره بابا يادگار




مقبره بابا يادگار

مقبره بابايادگار


اين آرامگاه در روستاي بان زرده ، نزديك قلعه يزدگرد در دامنه كوه دالاهو واقع شده است . از نظر معماري اين بنا به صورت فضاي مربع شكل كوچكي است كه بر روي آن گنبد مخروطي شكلي قرار گرفته است .

سطوح داخلي و خارجي اين بنا به وسيله ملاط گچ اندود شده است . اين مقبر ، يكي از زيارتگاه هاي مهم اهل حق به شمار مي آيد . هويت حقيقي بابايادگار مانند ديگر مشايخ اهل حق به درستي معلوم نيست ولي از آنجائيكه غالب اين مشايخ در اوايل حكومت صفويان زندگي مي كردند، ردپايي در تاريخ از آنان مي توان سراغ كرد . اين مشايخ در نوار مرزي ايران و عثماني به ترويج مذهب اهل حق(يارسان) اشتغال داشته اند .
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 12/11/2007, 03:48

نقش برجسته آنوباني‌ني

در اين صحنه تصوير آنوباني‌ني پادشاه مقتدر لولوبي به حالت ايستاده در سمت راست حجاري شده است . آنوباني‌ني داراي ريش بلند و صورتي نيم رخ است كه كلاه مدوري بر سر و گردن بندي بر گردن و كمربندي به كمر دارد . لباس او كوتاه و مطبق و كفشهايش از نوع صندل است . در دست راست وي اسلحه و در دست چپش كماني ديده مي شود . در زير پاي آنوباني‌ني دشمن شكست خورده اي حجاري شده است . در مقابل شاه ، تصوير الهه ني‌ني در مقابل شاه ايستاده است . او نيز كلاهي بلند و منگوله دار و پيراهني پشمين كه تا مچ پاي او مي رسد بر تن دارد . الهه ني‌ني تيرداني پر از تير در پشت دارد و با دست راست حلقه سلطنتي را به طرف آنوباني‌ني دراز كرده و در دست چپش سر طنابي است كه با آن طناب ، هشت نفر اسير بسته شده است . از اين هشت اسير دو نفر در قسمت بالاي نقش ، پشت سر الهه ني‌ني ، ديده مي شوند و شش نفر ديگر در صف زيرين قرار دارند . اسيران همگي برهنه اند و دست هايشان از عقب بسته شده است .

در بالاي نقش ، در ميان سر شاه و الهه ني‌ني ، دايره اي نقش شده كه داخل آن ستاره اي چهار پر قرار دارد . در زير پاي الهه و دو اسير پشت سر وي كتيبه اي به زبان اكدي نوشته شده است كه مضمون آن به شرح زير است :

« آنوباني‌ني پادشاه لولوبوم تصوير خويش و تصوير ني‌ني را بر كوه بادير نقش كرد . آنكس كه اين لوح را محو كند به نفرين و لعنت آنو ، آنونوم ، بل ، بليت ، رامان ، ايشتار ، سين و شمش گرفتار باد و نسل او بر باد رواد . »

اين نقش برجسته و كتيبه احتمالاً در 2200 پيش از ميلاد حجاري شده است .
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 12/11/2007, 03:52

نقش برجسته و كتيبه داريوش در بيستون




نقش برجسته و كتيبه داريوش يكم



[color=#000000] در 30 کيلومتري شرق کرمانشاه و در ارتفاع صد متري بر روي صخره اي داريوش کتيبه مشهور خود را حک کرده است که تا سال 1835 کسي از راز آن آگاه نبود . چشمه بيستون محل اطراق کاروانها در دورانهاي مختلف بوده است براي همين کسان زيادي کتيبه داريوش را ديده اند و شرحي از آن را در سفرنامه ها يا خاطراتشان گفته اند . از قديمي ترين آثار درباره اين نوشته ، گفته هاي ديودورسس سيسيلي است که در قرن اول پيش از ميلاد اين حجاري را به الهه سميراميس و صد نيزه داري که اطرافش را گرفته اند نسبت داده و گفته است بدستور سميراميس در زير نقش برجسته نوشته اي با حروف سرياني نقل کرده اند ديودور با تکيه بر نوشته کتزياس چنين آورده است که صخره مکان مقدسي بوده و به زئوس خداي بزرگ یونانيان تعلق داشته است .


ايزيدور خاراکسي جغرافي نويس باستان درباره راه کاروان رويي که از شرق بابل تا مرزهاي خاوري امپراطوري روم کشيده شده شرحي نوشته و در آن بيستون را باپتانا در ناحيه ، کامبادنا ناميده است و مي نويسد در باپتانا نوشته و تصويري از سميراميس است . و با وجود اختلاف نام بيستون با باپتانا که ايزيدور از آن ياد کرده در يکي بودن آنها کمتر مي توان ترديد داشت چون در کتيبه ، داريوش از ناحيه کامپادنا در سرزمين ماد در محل کتيبه نام برده شده است . ابن حقول آنرا نقش مکتب خانه اي مي داند که معلم براي تنبيه شاگردانش تسمه اي در دست دارد . گاردان جهانگرد فرانسوي در سال 1794 اين نقش را پيکره دوازده حواري مسيح دانست ، و تصوير فروهر را به مسيح نسبت داد . پورتر در سال 1818 حدس زد که اين نقش ها پيکره شلم نصر و دو سردار و ده سبط ( قبيله ) اسرائيل است که به اسارت افتاده اند . خطر صعود از کوه مانع از آن مي شد که کسي به کتيبه نزديک شود . پورتر تا نيمه راه صعود کرد و طرحي از پيکره ها کشيد . او درباره خطر بالا رفتن از کوه مي گويد " هيچ زماني بدون بيم مرگ از آنجا نمي توان بالا رفت " . بالاخره در سال 1835 اولين کسي که اين صخره را در نورديد راولينسون انگليسي بود که از ستون اول متن فارسي باستان نسخه برداري کرد . او افسر انگليسي مأمور تربيت سربازان شاهي در ايران بود ولي به علت اختلافي که بين دولت ايران و انگليس پيش آمده بود راولينسون مجبور شد ايران را ترک کند . اما در سال 1844 بعد از شرکت در جنگ افغانها (جنگ افغانستان ) مجدد به ايران آمد و بقيه متن فارسي باستان را رونويسي کرد و از ترجمه ايلامي آن که سکايي ، مادي و شوشي جديد نيز خوانده شده نسخه برداري کرد . مطالعات وي در سال 1857 مورد توجه انجمن آسيايي پادشاهي لندن واقع گرديد و به اين ترتيب راز کتيبه بيستون گشوده شده . کار راولينسون سبب شد تا اين کتيبه مورد توجه دانشمندان زيادي قرار گيرد از جمله پروفسور ويليام جکسن از دانشگاه کلمبيا که در سال 1903 از آنجا ديدن کرد و مطالعاتي بر روي کتيبه انجام داد که بيشتر تصحيح کار راولينسون بود . در سال 1904 اولين عکسها توسط لينگ و تامپسون براي موزه بريتانيا گرفته شد و مطالعات مفصل تري در ادامه کار راولينسون انجام شد . سپس در سال 49-1948 ژرژکامرون کتيبه را مجدداً و به طور کامل مورد مطالعه قرار داد . کامرون راه کوچکي را که سابقاً براي رسيدن به نقوش و کتيبه ها در سنگ تراشيده بودند پيدا کرد و کتيبه ديگري را که در طرف راست واقع است و تا آن زمان نسخه برداري نشده بود نسخه برداري کرد که معلوم شد ادامه کتيبه ايلامي است ضمناً کامرون يک قالب تهيه کرد که هم اکنون در دانشگاه ميشيگان است . نتيجه مطالعات اين دانشمند در مورد کتيبه بيستون اين بود که داراي سه نوع خط فارسي باستان ، ايلامي نو ، بابلي نو يا اکدي مي باشد و پس از رمزگشايي فارسي باستان فهميده شد که تصاوير به داريوش و دو سردارش و ده شورشگر که در اوايل سلطنت او قيام کرده بودند تعلق دارد و شرح سرکوب اين ياغيان مي باشد

- مشخصات ظاهري کتيبه بيستون :

اين کتيبه يکي از معتبرترين و مشهورترين سندهاي تاريخي جهان است . زيرا مهمترين نوشته ميخي زمان هخامنشي است . مجموعاً سطحي که اين کتيبه در برگرفته به طول 5/20 ( بيست متر و پنجاه سانتيمتر ) و عرض 80/7 ( هفت متر و هشتاد سانتيمتر ) مي باشد . براي آسان شدن توضيحات ، کتيبه را در دو بخش مورد بررسي قرار مي دهيم .

بخش اول : نقوش

نقش هاي اين اثر تاريخي بر سطحي به طول 6 متر و عرض يا ارتفاع 3 متر و 20 سانتي متر حجاري شده است و شامل تصوير داريوش و کماندار و نيزه دار شاهي و 10 تن شورشگر است که يک تن در زير پاي داريوش و 9 تن دست بسته در مقابل او قرار دارند و سرهايشان بجز نفر اول بوسيله طنابي بهم وصل شده است و هرکدام لباس مخصوص کشور خود را بر تن دارند که آنها را از ديگري متمايز مي سازد و بر بالاي سر هرکدام نوشته اي است که نام شورشگر و محل شورش را معلوم مي کند . اندازه قد هشت تن از اينان 126 سانتيمتر و آخرين نفر که سکونخا نام دارد با کلاهش 178 سانتيمتر مي باشد . در اين مجموعه شاه با چهره اصلي و با اندازه حقيقي يعني 181 سانتيمتر نشان داده شده ، پاي چپ و کمان او که در دست چپش قرار دارد بر بدن گئوماتا که زير پاي او به حال تضرع افتاده ، نهاده شده و دست راست پادشاه به نشانه پرستش به سوي فروهر بلند شده است . فروهر که نماد اهورامزدا است روبروي پادشاه قرار دارد و حلقه اي در دست چپ گرفته و دست راست خود را مانند پادشاه بلند کرده است اين حرکت ظاهراً علامت دعاي خير است . يک ستاره هشت پر درون دايره بالاي کلاه تقريباً استوانه اي شکل فروهر ديده مي شود که همين نقش هم در تاج کنگره دار زيبايي که بر سر داريوش است ، ديده مي شود . شايد بدين وسيله داريوش اهورائي بودن خود را نشان مي دهد . پشت سر داريوش کماندار و نيزه دار شاهي ايستاده اند . شاه و افسرانش همگي يکنوع لباس بلند پارسي در بر و کفش سه بندي مشابهي به پا دارند . ولي سربندي که بر سر افسران است از لحاظ تزئين با تاج داريوش تفاوت دارد . ريش مستطيل شکل شاه نيز طبق معمول از ريش کوتاه سايرين متمايز است و همين بخش مستطيل ريش ، الحاقي است يعني از تکه سنگ جداگانه اي ساخته شده و سپس با مهارت بسيار به چهره داريوش متصل شده است . در تصاوير فروهر و شاه و دو افسرش ، در هر دو مچ دستبند وجود دارد . اين دقت و ظرافت در تيردان و بند آن و منگوله هاي متصل به نيزه و ريش و سربند افسران شاهي هم بکار رفته است . گئوماتا تنها اسيري است که کفش بندي به پا دارد و بقيه اسيران پابرهنه هستند . بر سطح حجاري شده 11 کتيبه کوچک هست .

بخش دوم : خطوط

موقعيت اين خطوط نسبت به نقوش چنين است . در زير نقش ها خطوط فارسي باستان در 5 ستون به طول 23/9 ( نه متر و بيست و سه سانتيمتر ) و عرض یا ارتفاع 63/3 متر ( سه متر و شصت سانتيمتر ) و 414 سطر قرار دارد .

در دست راست کنار نقوش يک بخش کتيبه ايلامي به طول 60/5 ( پنج متر و شصت سانتيمتر ) و عرض يا ارتفاع 70/3 قرار دارد و بقيه اين کتيبه در سمت چپ در امتداد خطوط فارسي باستان به طول 67/5 و عرض 63/3 متر و کلاً 593 سطر در هشت ستون قرار دارد .

کتيبه اکدي ( بابلي ) در قسمت بالاي کتيبه سمت چپ ايلامي قرار دارد با طول يا ارتفاع چهار متر (4) و عرض از قسمت بالا 52/2 و در قسمت پايين 31/2 اين کتيبه به شکل ذوزنقه مي باشد و در 112 سطر مي باشد .

مجموع خطوط و نقوش برابر با 120 متر مربع است .

- مطالب موجود در کتيبه داريوش :

کوروش در خيال لشکرکشي به مصر بود که کشته شد و پسرش کمبوجيه بر تخت سلطنت نشست و براي تحقق بخشيدن به آرزوي پدر رهسپار مصر شد . اما قبل از عزيمت برادر و رقيب خود برديا را از بيم آنکه مبادا در غياب او به تخت سلطنت بنشيند ، مخفيانه کشت . او با حمله به مصر قلمرو امپراطوري خويش را گسترش داد . از شواهد چنين بر مي آيد که او بر خلاف کوروش براي عقايد ملتها و کساني که تحت سلطه اش بودند ، ارجي قائل نبود و از فرزانگي و درايت پدر بهره چنداني نبرده بود . چنانکه پس از شکست قرطاجنه ( از مستعمرات فينيقي ها ) که علت آن سر باز زدن ناويان ناوگانهاي ايران ( که همه از مردم فينيقيه بودند ) بود . کمبوجيه گذشت و سياست پدر را فراموش کرد و در برابر همه ، مصريان را ريشخند کرد با خنجرش گوساله مقدس مصريان آپبس راکه مي پرستيدند از پاي در آورد و جسدهاي موميايي شده پادشاهان را از گورها بيرون کشيد . معابد را با پليدي آلود و فرمان داد تا بتهايي را که در آنها بودند بسوزانند و اين شامل خارجيها نبود چنانکه در زمان بيماري هاي خود که شايد نوبه هاي صرعي بوده خواهر و همسر خود رکسانا را کشت. پسر خود پراک اسپيس را به تير زد و دوازده تن از بزرگان ايران را زنده بگور کرد .

شايد بدليل جو خفقان و ايجاد حکومت مطلقه بود که ميزان نارضايتي مردم و سران کشور زياد شده بود و دشمناني که در زمان کوروش به علت اقتدار و سياستش ناچار سکوت کرده بودند اکنون با دوگانگي و ضعفي که در حکومت وجود داشت سر به شورش برداشتند . گئومات مغ که از روحانيون دربار بود و از راز کشته شدن برديا نيز اطلاع داشت فرصت را غنيمت شمرد و در غياب کمبوجيه که حدود سه سال در مصر بود ، علم اين قيامها را برافراشت . گئومات از نژاد ماد بود و کشورداري و شاهنشاهي اين نژاد بدست کوروش انقراض يافته بود . گئومات از زمان به تخت نشستن تا زمان سرکوبیش حدود 7 ماه بر ايران حکومت راند . او ماليات سه سال را به مردم بخشيد و در دين اصلاحاتي بوجود آورد ، براي همين معابد موجود را ويران کرد .

بر طبق کتيبه بيستون خبر شورش گئومات که به کمبوجيه رسيد . قصد بازگشت به ايران کرد ولي در بين راه خود را کشت و داريوش که از نوادگان هخامنش و همچنين از سرداران محافظ کمبوجيه بود حکومت را بدست گرفت . ده ياغي که بر کتيبه بيستون حجاري شده اند نشان دهنده ده شورش است که توسط داريوش تا يکسال و نيم – دو سال پس از شاهيش سرکوب شده اند .

کتیبه داریوش در بیستون یبه چنین ترجمه شده:

ستون 1

بند 1 – من داريوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه در پارس ، شاه کشورها ، پسر ويشتاسب ، نوه ارشام هخامنشي .

بند 2 - داريوش شاه گويد : پدر من ويشتاسب ، پدر ويشتاسب ارشام ، پدر ارشام آريامن ، پدر آريامن چيش پيش ، پدر چيش پيش هخامنش .

بند 3 - داريوش شاه گويد : بدين جهت ما هخامنشي خوانده مي شويم [ که ] از ديرگاهان اصيل هستيم . از ديرگاهان تخمه ما شاهان بودند .

بند 4 – داريوش شاه گويد: 8 [ تن ] از تخمه من شاه بودند . من نهمين [ هستم ] ما 9 [ تن ] پشت اندر پشت ( در دو شاخه ) شاه هستيم .

بند 5 – داريوش شاه گويد : به خواست اهورا مزدا من شاه هستم . اهورا مزدا شاهي را به من داد .

بند 6 – داريوش شاه گويد : اين [ است ] که از آن من شدند به خواست اهورا مزدا من شاه آنها بودم . پارس ، عيلام ، بابل ، آشور ، عرب ، مودراي ( مصر ) ، اهل دريا ( فينيقيها ) ، سارد ( ليدي ) ، يونان ( يوناني هاي ساکن آسياي صغير ) ، ماد ، ارمنستان ، کپدوکيه ، پرثو ، زرنگ ( سيستان ) ، هرئي و( هرات ) ، باختر ( بلخ ) ، سغد ، گندار ( دره کابل ) سک ( طوايف بين درياچه آرال و درياي مازندران ) ، ثت گوش ( دره رود هيرمند ) ، رخج ( قندهار ) ، مک ( مکران و عمان ) جمعاً 32 کشور .

بند 7 – داريوش شاه گويد : اين [ است ] کشورهايي که از آن من شدند . به خواست اهورامزدا بندگان من بودند . به من باج دادند . آنچه از طرف من به آنها گفته شد ، چه شب ، چه روز همان کرده شد .

بند 8 – داريوش شاه گويد : در اين کشورها مردي که موافق بود او را پاداش خوب دادم آنکه مخالف بود اورا سخت کيفر دادم . به خواست اهورا مزدا اين کشورهايي [ است ] که بر قانون من احترام گذاشتند . آن طوري که به آنها از طرف من گفته شد همانطور کرده شد .

بند 9 – داريوش شاه گويد : اهورا مزدا مرا اين پادشاهي داد . اهورا مزدا مرا ياري کرد تا اين شاهي بدست آورم . به ياري اهورا مزدا اين شاهي را دارم .

بند 10 – داريوش شاه گويد : اين [ است ] آنچه به وسيله من کرده شد پس از اينکه شاه شدم . کمبوجيه نام پسر کوروش از تخمه ما او اينجا شاه بود . همان کمبوجيه را برادري بود بردي نام هم مادر [ و ] هم پدر با کمبوجيه . پس از آن کمبوجيه آن بردي را بکشت ، به مردم معلوم نشد که بردي کشته شده . پس از آن کمبوجيه رهسپار مصر شد ، مردم نا فرمان شدند . پس از آن دروغ در کشور بسيار شد هم در پارس ، هم در ماد ، هم در ساير کشورها .

بند 11 – داريوش شاه گويد : پس از آن مردي مغ بود گئومات نام . او از پ ئيشي يا وودا ( پي شياووادا ) برخاست . کوهي [ است ] ارکديش ( ارکادري ) نام . چون از آنجا برخاست از ماه وي يخن 1 چهارده روز گذشته بود . او به مردم چنان دروغ گفت [ که ] : من بردي پسر کوروش برادر کمبوجيه هستم . پس از آن مردم همه از کمبوجيه برگشته به سوي او شدند هم پارس ، هم ماد ، هم ساير کشورها . شاهي را براي خود گرفت . از ماه گرم پد 2 9 روز گذشته بود آنگاه شاهي را براي خود گرفت . پس از آن کمبوجيه به دست خود مرد .

بند 12- داريوش شاه گويد : نبود مردي ، نه پارسي ، نه مادي ، نه هيچ کس از تخمه ما که شاهي را گئومات مغ باز ستاند . مردم شديداً از او ميترسيدند که مبادا مردم بسياري را که پيش از آن بردي را شناخته بودند بکشت . بدان جهت مردم را مي کشت که مبادا مرا بشناسند که من بردي پسر کوروش نيستم . هيچ کس ياراي گفتن چيزي درباره گئومات مغ نداشت تا من رسيدم . پس از آن من از اهورا مزدا مدد خواستم . اهورا مزدا به من ياري ارزاني فرمود . از ماه باگاديش 3 10 روز گذشته بود . آنگاه من با چند مرد آن گئومات مغ و آنهايي را که برترين مردان دستيار [ او ] بودند کشتم . دژي سيک ي ووتيش 4 ، نام سرزميني ني ساي نام در ماد آنجا او را کشتم . شاهي را از او ستاندم . به خواست اهورا مزدا من شاه شدم . اهورا مزدا شاهي را به من داد .

بند 14 – داريوش شاه گويد : شاهي را که از تخمه ما برداشته شده بود آن را من برپا کردم . من آن را در جايش استوار نمودم . چنانکه پيش از اين [ بود ] همان طور من کردم . من پرستشگاه هايي را که گئومات مغ ويران کرده بود مرمت نمودم . به مردم چراگاه ها و رمه ها و غلامان و خانه هايي را که گئومات مغ ستانده بود بازگرداندم . من مردم را در جايش استوار نمودم ، هم پارس ، هم ماد و ساير کشورها را . چنان که پيش از اين [ بود ] آنچه را گرفته شده [ بود ] برگرداندم . به خواست اهورا مزدا من اين را کردم . من کوشيدم تا خاندان ما را در جايش استوار نمايم چنان که پيش از اين [ بود ] آن طور من کوشيدم به خواست اهورا مزدا تا گئومات مغ خاندان ما را برنگيرد .

[color:688b=#000000:688b]بند 15 – داريوش شاه گويد : اين [ است ] آنچه من کردم پس از آنکه شاه شدم . قسمت اول..........
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 12/11/2007, 03:54

قسمت دوم

بند 16 – داريوش شاه گويد : چون من گئومات مغ را کشتم پس از آن مردي آثرين ( آثرينا ) نام پسر او در خوزستان ( اووج ) برخاست . به مردم چنين گفت : من در خوزستان شاه هستم . پس از آن خوزيان نافرمان شدند . به طرف آن آثرين گرويدند . او در خوزستان شاه شد . و مردي بابلي ندئيت ب ئير ( نيدنيتوبل ) نام پسر ائين ئير او در بابل برخاست . چنين مردم را بفريفت [ که ] : من نبوکدرچرپسر نبتون ئيت هستم . پس از آن همه مردم بابلي به طرف آن ندئيت ب ئير گرويدند . بابل نافرمان شد . او شاهي را در بابل گرفت .

بند 17 – داريوش شاه گويد : پس از آن من رهسپار بابل شدم به سوي آن ندئيت ب ئير که خود را نبوکدرچر مي خواند . سپاه ندئيت ب ئير دجله را در دست داشت . آنجا ايستاد . و آب عميق بود . پس از آن من سپاه را بر مشکها قرار دادم . پاره اي بر شتر سوار کردم . براي عده اي اسب تهيه کردم . اهورا مزدا به من ياري ارزاني فرمود به خواست اهورا مزدا دجله را گذشتيم . آنجا آن سپاه ندئيت ب ئير را بسيار زدم . از ماه اثري يادي ي 5 ، 26 روز گذشته بود .

بند 19 – داريوش شاه گويد : پس از آن من رهسپار بابل شدم . هنوز به بابل نرسيده بودم شهري زازان نام کنار فرات آنجا اين ندئيت ب ئير که خود را نبوکدرچر مي خواند با سپاه بر ضد من به جنگ کردن آمد . پس از آن جنگ کرديم . اهورا مزدا به من ياري ارزاني فرمود . به خواست اهورا مزدا من سپاه ندئيت ب ئير را بسيار زدم . بقيه به آب انداخته شد . آب آن را برد . از ماه انامک 6 ، 2 روز گذشته بود که چنين جنگ کرديم .

ستون 2

بند 1 – داريوش شاه گويد : پس از آن ندئيت ب ئير با سواران کم گريخت رهسپار بابل شد . پس از آن من رهسپار بابل شدم . به خواست اهورا مزدا هم بابل گرفتم هم ندئيت ب ئير راگرفتم . پس از آن من ندئيت ب ئير را در بابل کشتم .

بند 2 – داريوش شاه گويد : مادامي که من در بابل بودم اين [ است ] کشورهايي که نسبت به من نافرمان شدند . پارس ، خوزستان ، ماد ، آشور ، مصر ، پارت ، مرو ، ثت گوش ، سکاييه .

بند 3 – داريوش شاه گويد : مردي ، مرتي ي نام پسر چين چي خري شهري گوگن کا نام در پارس آنجا ساکن بود . او در خوزستان برخاست . به مردم چنين گفت که من ايمنيش شاه در خوزستان هستم .

بند 4 – داريوش شاه گويد : آن وقت من نزديک خوزستان بودم . پس از آن خوزيها از من ترسيدند . مرتي ي را که سرکرده آنان بود گرفتند و او را کشتند .

بند 5 – داريوش شاه گويد : مردي مادي فرورتيش نام در ماد برخاست . چنين به مردم گفت که : من خش ثرئيت از تخمه هوخشتر هستم . پس از آن سپاه ماد که در کاخ او [ بود ] نسبت به من نا فرمان شد به سوي آن فرورتيش رفت ( گرويدند ) او در ماد شاه شد .

بند 6 – داريوش شاه گويد : سپاه پارسي و مادي که تحت فرمان من بود آن کم بود . پس از آن من سپاه فرستادم . ويدرن نام پارسي بنده من او را سرکرده آنان کردم . چنان به آنها گفتم : فرا رويد آن سپاه مادي را که خود را از آن من نمي خواند بزنيد . پس از آن ، آن ويدرن با سپاه روانه شد ، چون به ماد رسيد شهري ماروش نام در ماد آنجا با ماديها جنگ کرد . آن که سرکرده ماديها بود او آن وقت آنجا نبود اهورا مزدا مرا ياري کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسيار بزد . از ماه انامک 27 روز گذشته بود . آنگاه جنگ ايشان در گرفت . پس از آن ، سرزميني کمپند نام در ماد آنجا براي من بماند تا من به ماد رسيدم .

بند 7 – داريوش شاه گويد : دادرشي نام ارمني بنده من ، من او را فرستادم به ارمنستان ، چنين به او گفتم : پيش رو [ و ] آن سپاه نافرمان را که خود را از آن من نمي خواند بزن . پس از آن دادرشي رهسپار شد . چون به ارمنستان رسيد پس از آن نافرمان گرد آمده به جنگ کردن عليه دادرشي فرارسيدند . دهي زوزهي نام در ارمنستان آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا ياري کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسيار بزد . از ماه ثورواهر 7 8 روز گذشته بود چنين جنگ کرده شد .

بند 8 - داريوش شاه گويد : باز دومين بار نافرمانان گرد آمده به جنگ کردن عليه دادرشي فرا رسيدند . دژي تيگر نام در ارمنستان آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا ياري کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسيار بزد . از ماه ثورواهر 18 روز گذشته بود آنگاه جنگ ايشان در گرفت .

بند 9 - داريوش شاه گويد : باز سومين بار نافرمانان گرد آمده به جنگ کردن عليه دادرشي فرا رسيدند . دژي اويما نام در ارمنستان آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا ياري کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسيار بزد .

از ماه ثائيگرچي 8 ، 9 روز گذشته بود آنگاه جنگ ايشان در گرفت . پس از آن دادرشي به خاطر من در ارمنستان ماند تا من به ماد رسيدم .

بند 10 - داريوش شاه گويد : پس از آن واميس نام پارسي بنده من او را فرستادم ارمنستان و چنين به او گفتم : پيش رو [ و ] سپاه نافرمان که خود را از آن من نمي خواند آن را بزن . پس از آن واميس رهسپار شد . چون به ارمنستان رسيد پس از آن نافرمان گرد آمده به جنگ کردن عليه واميس فرا رسيدند . سرزميني ايزلا 9 نام در آشور آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا ياري کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسيار زد . از ماه انامک 15 روز گذشته بود . آنگاه جنگ ايشان در گرفت .

بند 11 - داريوش شاه گويد : باز دومين بار نا فرمانان گرد آمده به جنگ کردن عليه واميس فرا رسيدند . سرزميني ااتي يار نام در ارمنستان آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا ياري کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسيار بزد . نزديک پايان ماه ثورواهر آنگاه جنگ ايشان در گرفت . پس از آن واميش براي من ( منتظر من ) در ارمنستان بماند تا من به ماد رسيدم .

بند 12- داريوش شاه گويد : پس از آن من از بابل بدر آمدم . رهسپار ماد شدم چون به ماد رسيدم شهري کوندروش نام در ماد آنجا فرورتيش که خود را شاه در ماد ميخواند با سپاهي به جنگ کردن عليه من آمد پس از آن جنگ کرديم . اهورا مزدا مرا ياري کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه آن فرورتيش را بسيار زدم . از ماه ادوکن ئيش 10 25 روز گذشته بود که چنين جنگ کرده شد .

بند 13 - داريوش شاه گويد : پس از آن ، فرورتيش با سواران کم گريخت . سرزميني ري نام در ماد از آن سو روانه شد . پس از آن من سپاهي دنبال [ او ] فرستادم . فرورتيش گرفته شده به سوي من آورده شد . من هم بيني هم دو گوش هم زبان [ او ] را بريدم . و يک چشم [ او ] را کندم . بسته بر دروازه [ کاخ ] من نگاشته شد . همه او را ديدند . پس از آن او را در همدان دار زدم و مرداني که ياران برجسته [ او ] بودند آنها را در همدان در درون دژ آويزان کردم .

بند 14 - داريوش شاه گويد : مردي چي ثرتخم نام سگارتي او نسبت به من نافرمان شد . چنين به مردم گفت : من شاه در سگارتيه از تخمه هووخشتر هستم . پس از آن من سپاه پارسي و مادي را فرستادم تخمس پاد نام مادي بنده من او را سردار آنان کردم. چنين به ايشان گفتم : پيش رويد سپاه نافرمان را که خود را از آن من نمي خواند آن را بزنيد . پس از آن تخميس پاد با سپاه رهسپار شد . با چي ثرتخم جنگ کرد . اهورا مزدا مرا ياري کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بزد و چي ثرتخم را گرفت . [ و ] به سوي من آورد . پس از آن من هم بيني هم دو گوش [ او ] را بريدم و يک چشم [ او ] را کندم . بسته بر دروازه [کاخ ] من نگاهداشته شد . همه مردم اورا ديدند . پس از آن او را در اربل دار زدم .

بند 15- داريوش شاه گويد : اين [ است ] آنچه به وسيله من در ماد کرده شد .

بند 16- داريوش شاه گويد : پارت و گرگان نسبت به من نافرمان شدند . خودشان را از آن فرورتيش خواندند . ويشتاسپ پدر من او در پارت بود او را مردم رها کردند [ و ] نافرمان شدند . پس از آن ويشتاسپ با سپاهي که پيرو او بود رهسپار شد . شهري ويشپ ازاتي نام در پارت آنجا با پارتيها جنگ کرد . اهورا مزدا مرا ياري کرد . به خواست اهورا مزدا ، ويشتاسپ آن سپاه نافرمان را بسيار بزد . از ماه وي يخن 24 روز گذشته بود آنگاه جنگ ايشان درگرفت .

ستون 3 :

بند 1- داريوش شاه گويد : پس از آن من سپاه پارسي را از ري نزد ويشتاسپ فرستادم چون آن سپاه نزد ويشتاسپ رسيد پس از آن ويشتاسپ آن سپاه را گرفت . [ و ] رهسپار شد . شهري پتي گرب نا نام در پارت آنجا با نافرمان جنگ کرد .

اهورا مزدا مرا ياري کرد . به خواست اهورا مزدا ، ويشتاسپ آن سپاه نافرمان را بسيار بزد . از ماه گرم پد 1 روز گذشته بود آنگاه جنگ ايشان در گرفت .

بند 2- داريوش شاه گويد : پس از آن کشور از آن من شد . اين [ است ] آنچه به وسيله من در پارت کرده شد .

بند 3- داريوش شاه گويد : کشوري مرو نام به من نافرمان شد . مردي فراد نام مروزي اورا سردار کردند . پس از آن من دادرشي نام پارسي بنده من شهربان در باختر نزد او فرستادم . چنين به او گفتم : پيش رو آن سپاهي را که خود را از آن من نميخواند بزن . پس از آن دادرشي با سپاه رهسپار شد . با مروزيها جنگ کرد . اهورا مزدا مرا ياري کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسيار بزد . از ماه آثري يادي ي 23 روز گذشته بود . آنگاه جنگ ايشان در گرفت .

بند 4- داريوش شاه گويد : پس از آن کشور از من شد . اين [ است ] آنچه به وسيله من در باختر کرده شد .

بند 5- داريوش شاه گويد : مردي وهيزدات نام شهري تاروا نام [در ] سرزميني ي اوتي يا نام در پارس آنجا ساکن بود . او براي بار دوم در پارس برخاست . چنين به مردم گفت : من بردي ي پسر کوروش هستم . پس از آن سپاه پارسي در کاخ [ که ] پيش از اين از انشن [ آمده بود ] آن نسبت به من نافرمان شد . به سوي آن وهيزدات رفت ( گرويد ) او در پارس شاه شد .

بند 6- داريوش شاه گويد : پس از آن من سپاه پارسي و مادي را که تحت فرمان من بودند فرستادم . ارت وردي ي نام پارسي بنده من او را سردار آنان کردم . سپاه ديگر پارسي از عقب من رهسپار ماد شد . پس از آن ارت وردي ي با سپاه رهسپار پارس شد . چون به پارس رسيد شهري رخا نام در پارس در آنجا آن وهيزدات که خود را بردي ي مي خواند با سپاه به جنگ کردن عليه ارتوردي ي آمد . پس از آن جنگ کردند . اهورا مزدا مرا ياري کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه وهيزدات را بسيار بزد . از ماه ثورواهر 12 روز گذشته بود آنگاه جنگ ايشان درگرفت .

بند 7- داريوش شاه گويد : پس از آن ، آن وهيزدات با سواران کم گريخت . رهسپار پ ئي شي يا اوادا شد . از آنجا سپاهي به دست آورد . از آن پس به جنگ کردن عليه ارت وردي ي آمد . کوهي پرگ نام در آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا ياري کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من وهيزدات را بسيار بزد . از ماه گرم پد 5 روز گذشته بود . آنگاه جنگ ايشان در گرفت و آن وهيزدات را گرفتند و مرداني که نزديک ترين پيروان او بودند گرفتند .

بند 8- داريوش شاه گويد : پس از آن ، وهيزدات را و مرداني که پيروان نزديک او بودند [ در ] شهري اووادئيچ ي نام در پارس در آنجا آنها را دار زدم .

بند 9- داريوش شاه گويد : اين [ است ] آنچه به وسيله من در پارس کرده شد .

بند 10- داريوش شاه گويد : آن وهيزدات که خود را بردي ي مي خواند او سپاه رخج فرستاده بود . برعليه وي وان نام پارسي بنده من شهربان رخج و مردي را سردار آنها کرده بود . و چنين به ايشان گفت : پيش رويد وي وان را و آن سپاهي را که خود را از آن داريوش شاه مي خواند بزنيد .

پس از آن ، آن سپاهي که وهيزدات فرستاده بود به جنگ کردن عليه وي وان رهسپار شد . دژي کاپيش کاني نام در آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا ياري کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسيار بزد . از ماه انامک 13 روز گذشته بود آنگاه جنگ ايشان در گرفت .

بند 11- داريوش شاه گويد : باز از آن پس نافرمانان گرد آمده به جنگ کردن عليه وي وان فرا رسيدند . سرزميني گندوتو نام در آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا ياري کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسيار بزد . از ماه وي يخن 7 روز گذشته بود آنگاه جنگ ايشان در گرفت .

بند 12- داريوش شاه گويد : پس از آن ، آن مردي که سردار آن سپاه بود که وهيزدات عليه وي وان فرستاده بود با سواران کم گريخت . به راه افتاد . دژي ارشادا نام در رخج از کنار آن برفت . پس از آن وي وان با سپاهي دنبال آنها رهسپار شد . در آنجا او مرداني که نزديک ترين پيروانش بودند گرفت [ و ] کشت .

بند 13- داريوش شاه گويد : پس از آن کشور از آن من شد . اين [ است ] آنچه در رخج به وسيله من کرده شد .

بند 14- داريوش شاه گويد : چون در پارس و ماد بودم باز دومين بار بابليان نسبت به من نافرمان شدند . مردي ارخ نام ارمني پسر هلديت او در بابل برخاست . سرزميني دبال نام در آنجا به مردم دروغ گفت [ که ] من نبوکدرچر پسر نبون هستم . پس از آن بابليان نسبت به من نافرمان شدند . به سوي آن ارخ رفتند ( گرويدند ) . او بابل را گرفت . او در بابل شاه شد .

بند 15- داريوش شاه گويد : پس از آن من سپاهي به بابل فرستادم . ويندفرنا نام پارسي بنده من او را سردار کردم . چنين به آنها گفتم : پيش رويد آن سپاه بابلي را که خود را از آن من نمي خواند بزنيد . پس از آن ويندفرنا با سپاهي رهسپار بابل شد . اهورا مزدا مرا ياري کرد . به خواست اهورا مزدا ، ويندفرنا بابليان را بزد و اسير آورد . از ماه ورکزن 22 روز گذشته بود . آنگاه آن ارخ را که به دروغ خود را نبوکدرچر مي خواند و مرداني که نزديک ترين پيروان او بودند گرفت . فرمان دادم آن ارخ و مرداني که نزديک ترين ياران او بودند در بابل به دار آويخته شدند .
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 12/11/2007, 03:56

قسمت سوم






ستون 4

[color=#000000]بند 1- داريوش شاه گويد : اين [ است ] آنچه به وسيله من در بابل کرده شد .


بند 2- داريوش شاه گويد : اين [ است ] آنچه من به خواست اهورا مزدا در همان يک سال پس از آن که شاه شدم کردم . 19 جنگ کردم . به خواست اهورا مزدا من آنها را زدم و 9 شاه گرفتم . يکي گئومات مغ بود . او دروغ گفت چنين گفت : من بردي ي پسر کوروش هستم . او پارس را نافرمان کرد . يکي آثرين نام خوزي . او دروغ گفت چنين گفت : من در خوزستان شاه هستم او خوزستان را نسبت به من نافرمان كرد .

يكي ندئيت ب ئير نام بابلي . او دروغ گفت چنين گفت من نبوکدرچر پسر نبون ئيت هستم او بابل را نافرمان كرد .

يكي مرتي ي نام پارسي . او دروغ گفت چنين گفت: من ايمنيش در خوزستان شاه هستم . او خوزستان را نافرمان كرد .

يكي فرورتيش نام مادي . او دروغ گفت چنين گفت : من خش ثرئيت » از دودمان هوخشتر هستم . او ماد را نافرمان كرد .

يكي چي ثرتخم نام اس گرتي او دروغ گفت چنين گفت : من در اس گرت 12 شاه هستم از دودمان هوخشتر او اس گرت را نافرمان كرد .

يكي فراد نام مروزي . او دروغ گفت چنين گفت : من در مرو شاه هستم . او مرو را نافرمان كرد .

يكي وهيزدات نام پارسي . او دروغ گفت چنين گفت : من بردي ي پسر كوروش هستم . او پارس را نافرمان كرد .

يكي ارخ نام ارمني . او دروغ گفت چنين گفت : من نبوکدرچر پسر نبون ئيت هستم . او بابل را نافرمان كرد .

بند 3- داريوش شاه گويد : اين 9 شاه را من در اين جنگها گرفتم .

بند 4- داريوش شاه گويد : اين [ است ] كشورهايي كه نافرمان شدند . دروغ آنها را نافرمان كرد كه اينها به مردم دروغ گفتند . پس از آن اهورامزدا آنها را بدست من داد .هرطورميل من [ بود ] همانطور با آنها كردم .

بند 5- داريوش شاه گويد : تو كه از اين پس شاه خواهي بود خود را قوياً از دروغ بپاي . اگر چنان فکر كني [ كه ] كشور من در امان باشد مردي كه دروغ زن باشد او را سخت كيفر بده .

بند 6- داريوش شاه گويد : اين [ است ] آنچه من کردم . به خواست اهورا مزدا در همان يک سال کردم . تو که از اين پس اين نبشته را خواهي خواند آنچه به وسيله من کرده شده ترا باور شود . مبادا آن را دروغ بپنداري .

بند 7- داريوش شاه گويد : اهورا مزدا را گواه مي گيرم که آنچه من در همان يک سال کردم اين راست [ است ] نه دروغ .

بند 8- داريوش شاه گويد : به خواست اهورا مزدا و خودم بسيار [ کارهاي ] ديگر کرده شد [ که ] آن در اين نپشته نوشته شده است به آن جهت

بند 9- داريوش شاه گويد : شاهان پيشين را مادامي که بودند چنان کرده هايي نيست که به وسيله من به خواست اهورا مزدا در همان يک سال کرده شد .

بند 10- داريوش شاه گويد : اکنون آنچه به وسيله من کرده شد آن را باور آيد . همچنين به مردم بگو ، پنهان مدار . اگر اين گفته را پنهان نداري به مردم بگويي اهورا مزدا دوست تو باد و دودمان تو بسيار و زندگيت دراز باد .

بند 11- داريوش شاه گويد : اگر اين گفته را پنهان بداري ، به مردم نگويي اهورا مزدا دشمن تو باشد و ترا دودمان مباد .

بند 12- داريوش شاه گويد : اين [ است ] آنچه من کردم . در همان يک سال به خواست اهورا مزدا کردم . اهورا مزدا مرا ياري کرد و خدايان ديگري که هستند .

بند 13- داريوش شاه گويد : از آن جهت اهورا مزدا مرا ياري کرد و خدايان ديگري که هستند که پليد نبودم . دروغگو نبودم . تبهکار نبودم . نه من نه دودمانم . به راستي رفتار کردم . نه به ضعيف نه به توانا زور نورزيدم . مردي که دودمان من همراهي کرد او را نيک نواختم . آن که زيان رسانيد اورا سخت کيفر دادم .

بند 14- داريوش شاه گويد : تو که از اين پس شاه خواهي بود . مردي که دروغگو باشد يا آن که تبهکار باشد دوست آنها مباش . به سختي آنها را کيفر ده .

بند 15- داريوش شاه گويد : تو که از اين پس اين نپشته را که من نوشتم يا اين پيکرها را ببيني مبادا [ آنها را ] تباه سازي . تا هنگامي که توانا هستي آنها را نگاه دار.

بند 16- داريوش شاه گويد : اگر اين نپشته يا اين پيکرها را ببيني [ و ] تباهشان نسازي و تا هنگامي که ترا توانايي است نگاهشان داري ، اهورا مزدا ترا دوست باد و دودمان بسيار و زندگيت دراز باد و آنچه کني آن را به تو اهورا مزدا خوب کناد .

بند 17- داريوش شاه گويد : اگر اين نپشته يا اين پيکرها را ببيني [ و ] تباهشان سازي و تا هنگامي که ترا توانايي است نگاهشان نداري اهورا مزدا ترا زننده باد و ترا دودمان مباد و آنچه کني اهورا مزدا آن را براندازد .

بند 18- داريوش شاه گويد : اينها [ هستند ] مرداني که وقتي من گئومات مغ را که خود را بردي ي مي خواند کشتم در آنجا بودند . در آن موقع اين مردان همکاري کردند پيروان من [ بودند ] ويدفرنا پسر وايسپار پارسي ، اوتان نام پسر ثوخر پارسي ، گئوبروو نام پسر مردوني ي پارسي ، ويدرن نام پسر بگابيگ ن پارسي ، بگ بوخش نام پسر داتووهي پارسي ، اردمنيش نام پسر وهاگ پارسي .

بند 19- داريوش شاه گويد : تو که از اين پس شاه خواهي بود دودمان اين مردان را نيک نگهداري کن .

بند 20- داريوش شاه گويد : به خواست اهورا مزدا اين نپشته را من [ به طريق ] ديگر [ نيز ] کردم . بعلاوه به [ زبان ] آريايي بود هم روي لوح هم روي چرم تصنيف شد . اين نپشته به مهر تأييد شد . پيش من هم نوشته هم خوانده شد . پس از آن من اين نپشته را همه جا در ميان کشورها فرستادم مردم پذيرا شدند .

<BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px">

[color:cbb7=#000000:cbb7]</BLOCKQUOTE>



منبع: www.bisotun.ir







فايلهاي مرتبط با اين مطلب








avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 12/11/2007, 03:58

نقش برجسته گودرز




نقش برجسته مهرداد دوم



نقش برجسته گودرز

در قسمت شرقي نقش برجسته مهرداد دوم ، بر روي همان صخره نقش گودرز دوم ( 51 ـ 46 م ) همراه با كتيبه اي به خط يوناني حجاري شده است . در اين نقش برجسته صحنه پيروزي گودرز دوم را بر رقيبش مهرداد نشان مي دهد . براساس نوشته‌هاي تاسيت مورخ ارمني ، مهرداد يكي از شاهزادگان پارتي ، كه در دربار كلاوديوس امپراتور روم پرورش يافت به تشويق امپراتور براي تصاحب تاج و تخت به ايران لشكر كشيد ولي مغلوب گودرز دوم شد . شخصيت اصلي اين صحنه ، گودرز مي باشد كه سوار بر اسب ، با نيزه اي بر دشمن حمله كرده و او را از اسب سرنگون كرده است .

در بالاي سر گودرز الهه نيكه در حال پرواز مي باشد و تاج گلي در دست گرفته است . در پشت سرشان يك سوار نيزه به دست خيز برداشته است و در پائين آن سوار ديگري ديده مي شود .

اين نقش برجسته داراي كتيبه اي به خط يوناني مي باشد . مضمون كتيبه به نوشته جكسن چنين است : « مهرداد پارسي گودرز شاه شاهان پسر گيو »




















فرشته درنقش بر جسته گودرز اشكاني
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 13/11/2007, 02:41

محوطه هاي باستان شناسي استان كرمانشاه
پناه گاه سنگي و رواسي


اين پناه گاه سنگي در 11 كيلو متري شمال شرقي كرمانشاه در دامنه كوه ماسي و در دره معروف به « تنگ كنشت » واقع شده است . اين پناه گاه توسط بروس هاور سال 1960 ميلادي مورد گمانه زني قرار گرفت . گمانه انتخابي به ابعاد 2*8 متر بود كه تا 60|5 متري مورد كاوش قرار گرفت . آثار بدست آمده از اين گمانه به ترتيب قدمت از قديم به جديد عبارتند از :

1 ـ تراشنده ها و سرپيكان هاي مضرس و دندانه دار دوره مياني پارينه سنگي جديد

2 ـ قلم هاي حكاكي ، تراشنده ها ، تيغه هاي روتوش شده و سرپيكان هاي دوره زيرين پارينه سنگي جديد

3 – سنگ هاي مادر ، ريز تيغه ها ، چكش ، قلم حكاكي ، سوراخ كن هاي دوره فرا پارينه سنگي .

با توجه به ابزارهاي به دست آمده و همچنين به علت اينكه پناهگاه سنگي و رواسي در بالاي تنگ كنشت واقع شده و از اين نظر در موقعيت مناسبي براي زير نظر داشتن حيوانات شكاري قرار دارد ، بنا بر اين مي توان چنين نتيجه گيري كرد كه اين پناه گاه سنگي محل مناسبي براي استقرار موقت شكار ورزان بوده است . بطوريكه بقاياي حيواني مكشوفه نيز چنين استنباطي را تاييد مي كند . زيرا در ميان استخوان هاي حيواناتي كه آزمايش شده اند مقدار زيادي بقاياي استخوان حيوانات شكاري مانند گور خر ، بزكوهي ، بز و گوسفند اهلي نشده ، گراز وحشي و كفتار وجود داشت . علاوه بر آن مقداري استخوان جوندگان كوچك جثه مانند موش كور و خرگوش نيز در ميان بقاياي استخواني مشاهده شده است .
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 13/11/2007, 02:42

محوطه ساساني هرسين




حوض آب هرسين



[color=#000000]در داخل پارك شهر هرسين بقايايي از آثار دوره ساساني وجود دارد كه از جمله آن صفحه تراشيده اي است كه در دامنه كوه ايجاد شده است . اين صفحه به طول 52/46 متر و ارتفاع 25/12 متر است . اين صفحه تراشيده به سه بخش تقسيم شده است . بخش اول به طول 22/31 متر است كه صفه اي در جلو آن تراشيده شده که به نهر آبي مشرف است. قسمت دوم به طول 05/10 متر قسمت سوم به طول 25/5 متر مي باشد . در جلو قسمت دوم و سوم نيز صفه اي به عرض 15/8 متر تراشيده شده است .


در قسمت جنوب شرقي اين صفحه تراشيده حوضي دايره شكل از سنگ ايجاد شده است . قطر دهانه حوض 86/3 متر و عمق آن 66 سانتي متر است . در وسط حوض مخروط ناقص فواره مانندي به ارتفاع 66 متر وجود دارد كه محيط تحتاني آن 24/2 متر است . قسمت تحتاني اين مخروط ناقص ، دوازده ضلعي نامنظمي را تشكيل مي دهد . سطح فوقاني فواره ، به صورت دايره اي است كه در وسط يك صفحه 12 ضلعي قرار دارد . در قسمت شمالي حوض ، پيشرفتگي مستطيل شكلي به ابعاد 20*40 سانتي متر وجود دارد .

همچنين در نزديكي اين حوض سنگي ، تاقي از يك سنگ يك پارچه وجود دارد كه داراي قوسي گهواره اي است . عرض اين تاق 45/1 متر و ارتفاع آن 45/2 متر است . در قسمت تحتاني تاق ، تخته سنگي به شكل مكعب مستطيل وجود دارد كه احتمالاً تاق بر روي اين تخته سنگ قرار گرفته است . در كنار اين تاق نيز بخشي از يك پلكان سنگي وجود دارد كه داراي سه پله مي باشد . ارتفاع پلكان 25/1 متر و عرض آن 95 سانتي متر است . عرض هر پله 28 سانتي متر و ارتفاع آن 29 سانتي متر است .

[color:2377=#000000:2377]به فاصله 500 متري جنوب اين مجموعه و در اطراف ميدان شهر ، بقاياي بناي سنگي از دوره ساساني وجود داشته كه متأسفانه امروزه تبديل به پارك شده است و بخش زيادي از آن به دليل ساخت و سازهاي جديد از بين رفته است . در زواياي اين قلعه برج هاي مدوري وجود داشته است . مصالح به كار رفته در اين بنا شامل لاشه سنگ و ملاط گچ بوده و در بعضي از قسمت ها روكار ديوار نيز با بلوك هاي سنگي مكعب مستطيل چيده شده است .
محوطه هاي باستان شناسي استان كرمانشاه
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 13/11/2007, 02:54

محوطه هاي باستان شناسي استان كرمانشاه




معبد آناهيتا




کنگاور



مقدمه :

بخش بزرگی از غرب ایران را ارتفاعات بلند و به هم پیوسته زاگرس تشکیل می&shy;دهد و دشت حاصلخیز کنگاور در غرب این ارتفاعات قرار گرفته است. بارندگی مناسب و وجود سراب&shy;های پرآب، جریان رودخانه&shy;های خرم رود، اسدآباد و کنگاور، اراضی حاصلخیز و مناسب زراعت، عبور جاده اصلی معروف شاهی و جاده عتبات عالیات همگی از عواملی هستند که بر اهمیت دشت کنگاور افزوده و باعث شده که از گذشته&shy;های دور پر رفت و آمد و مورد توجه باشد. و همچنین وجود آثار و تپه&shy;های تاریخی فرهنگی زیاد و متنوع که گویای استقرار و سکونت جوامع بشری از اواسط هزاره پنجم ق.م. تا به امروز است از ویژگی&shy;های مهم این منطقه محسوب می&shy;گردد. مهمترین و شاخصترین آثاری که به این دشت جلوه&shy;ای ویژه داده عبارتند از معبد آناهیتا، تپه گودین، تپه کارخانه، حمام&shy;های تاریخی و فرهنگی توکل، حسن خان، سرجوب (بزرگ) و پل تاریخی کوچه.

موقعیت طبیعی کنگاور :

کنگاور در میانه راه امروزی کرمانشاه همدان و بر سر راه تاریخی هگمتانه تیسفون قرار گرفته است. شهرستان کنگاور به وسعت 884000 متر مربع در موقعیت جغرافیایی 16و34 درجه تا 39و34 درجه عرض شمالی و 34و47 درجه تا 05و48 درجه طول خاوری واقع گریده است. این شهرستان در مجموع 5/3 درصد از کل وسعت استان کرمانشاه را تشکیل می&shy;دهد و شرقی ترین شهرستان و دروازه ورودی استان کرمانشاه میباشد. شهرستان کنگاور از شمال به اسدآباد از جنوب به نهاوند، از مغرب به صحنه و هرسین و از مشرق به تویسرکان محدود می&shy;شود. ارتفاع متوسط این شهرستان از سطح دریا 1500 متر است.[1]

معبد آناهیتا :

در مرکز شهر کنگاور و بر پشته&shy;ای طبیعی و صخره&shy;ای از نوع شیست با استفاده از شیوه&shy; صفه سازی که در دوران تاریخی در فلات ایران متداول و بعدها نیز رواج داشته یک بنای چهار ضلعی به مساحت 6/4 هکتار برپا شده است این بنا که به معبد آناهیتا معروف می&shy;باشد در بالای تپه&shy;ای به ارتفاع 32 متر و مشرف به دشت کنگاور بنا شده است

پیشینه تاریخی:

قدیمی ترین نوشته&shy;ای که در مورد کنگاور می&shy;توان به آن استناد نمود گزارش ایزیدورخاراکسی در سال 37 میلادی در کتاب خود تحت عنوان ایستگاه&shy;های پارتی است که از کنگاور به صورت کنکوبار (CONCOBAR) نام برده و از وجود معبد و پرستش گاهی برای الهه آرتمیس و همچنین از خزاین و نفایسی که در آن وجود داشته در مقایسه با بنای معبد همدان (اکباتان) سخن گفته است.[2]

بنای تاریخی کنگاور (معبد آناهیتا) از دیدگاه مورخان و جغرافی&shy;دانان پارسی و تازی:

پس از گفته ایزیدور خاراکسی تا قرن سوم و چهارم هجری مطلب یا نوشته&shy;ای در مورد بنای کنگاور منتشر نشده است. تا اینکه از قرن سوم هجری مورخین و جغرافی نویسان پارسی و تازی (ایرانی و عرب) در متون و سفرنامه&shy;های خود به این ناحیه به نام&shy;های کنگوار، کنکور، و قصرالصوص اشاره می&shy;نمایند و اکثر قریب به اتفاق این مورخین به عظمت و شکوه حجاری های سترگ و شگفت انگیز بنای تاریخی فرهنگی کنگاور اشاره نموده&shy;اند عبور جاده ارتباطی خراسان به بغداد از این دشت و وجود بنای عظیم و منحصر به فرد معبد آناهیتا در مرکز آن از جمله عواملی است که موجب شده بسیاری از مورخین و جغرافی نویسان عرب و ایرانی از سده سوم هجری به بعد از این منطقه بازدید و نظرات خود را به رشته تحریر درآورند.

ابن خردادبه در سال 250 هجری قمری در المسالک و الممالک مینویسد "... و از دکان به قصرالصوص هفت فرسخ، سپس به خنداذ ... "[3]

در کتاب البلدان به سال 290 هجری قمری چنین آمده است "...و هیچ ستونی شگفت انگیز تر از ستون&shy;های قصرالصوص نیست" [4]

ابن رسته در الاعلاق النفیسه به سال 290 هجری قمری مینویسد "...و از دکان تا قصرالصوص هفت فرسخ است را در کوه&shy;ها و بلندی و پستی است تا به پل نعمان و قریه نعمانیه میرسد، سپس به گردنه ماذران و بر سمت چپ مزارع بخوس است و فرود می&shy;آید از آن تا دورترین دره&shy;ها و می&shy;گذرد از پلی تا به قرالصوص میرسد. ایولن کسری(خسرو) با گچ و آجر در آنجا بنا شده و مشرف بر قریه است و کوشک&shy;هایی در درون ایوان است و از قصرالصوص تا خنداز هفت فرسخ است ..."[5]

اصطخری بین سال های 322-318 ه.ق. در باره کنگاور نوشته است "... و اما مسافات از طریق همدان به حلوان تا شهر اسدآباد هفت فرسخ و از اسدآباد تا قصرالصوص هفت فرسخ است و در آن منبری است که مونس آن را بنا کرده است..."[6]

ابن حوقل در صوره الارض به سال 367 ه.ق. مینویسد "... از اسد آباد تا قصرالصوص که شهری با منبر است و مونس مظفر آن را ساخته است هفت فرسخ و از آنجا تا ماذران هفت فرسخ..." [7]

مقدسی در احسن التقاسیم چنین مینویسد "...قصرالصوص کوچک است و در آنجا قصری است از سنگ با ستونها و معماری شگفت انگیز بنا شده است..." [8]

ابودلف در سفرنامه خود نقل می&shy;کند "... از آنجا به قصرالصوص رفتم ساختمان این کاخ بسیار عجیب است و بر روی یک ایوان آجری که بیست پا از زمین بلند تر است بنا شده است در این کاخ ایوانها و کوشک&shy;ها و خزانه&shy;های است که از آنچه گفته شد عالی تر و با شکوه تر است زیبائی ساختمان و نقش های آن دیدگان را خیره میسازد این کاخ به واسطه فراوانی شکار و گوارائی آب و مرغزارها و دشت&shy;های با صفای اطراف آن دژ محکم و گردشگاه مخصوص پرویز بوده در نزدیکی آن شهر بزرگی است که یک مسجد دارد..."[9]

محمدابن محمود ابن احمد طوسی در کتاب عجایب المخلوقات که در سال 556 ه.ق. به رشته تحریر درآورده است این چنین مینویسد "... قصر شهری است بدین حدود آن را کنگور گویند بنایی است عجیب از سنگهای برسرهم نهاده وزن هر سنگی در صفت نیاید آفریدگار داند کی آنرا چون ساخته اند و به چه قوت راست کرده&shy;اند و آن را مگر به دیده بینند و در این شهر چشمه&shy;ای است و در آن ماهیان سیاه حلقه در گوش...

کی ماهی بیرون قرار نگیرد تا حلقه در گوش وی کند و در آب حلقه در گوش وی نتوان کردند ..."[10]

یاقوت حموی در معجم&shy;البلدان مینویسد "...قصر کنگور به فتح کاف و سکون دوم و فتح واو و آخر ، شهرکی است میان همدان و قرمیسین... "[11]

لسترنج با اقتباس از آثار نویسندگان اسلامی در باره کنگاور مینویسد " بعد از قریه صحنه ولایت کنگوار است که چون در آغاز فتوحات اسلام هنگام عبور لشگریان عرب از آنجا به نهاوند اهالی آنجا چارپایان بارکش مسلمین را دزدیدند اعراب آن را قصرالصوص (قلعه دزدان) نامیده&shy;اند. در این شهر چنانچه ابن رسته و دیگران ذکر میکنند خسرو پرویز روی صفه&shy;ای ایوانی ستون دار از گچ و آجر ساخته بود شهرکنگوار شهری بزرگ بود و مسجد آدینه آن را مونس صاحب مقتدر بالله خلیفه عباسی ساخته بود یاقوت میگوید صفه&shy;ای که ساختمان های ساسانیان بر فراز آن بنا شده بیست ذراع از زمین بلند تر است مستوفی اضافه میکند سنگهای بزرگی را که در ساختن آن به کار رفته است از کوه بیستون آورده&shy;اند"[12]

با توجه به آنچه در بالا اشاره شد بنائی که ما امروزه معبد آناهیتا می&shy;شناسیم مورخان و جغرافی نویسان اسلامی آن را تحت عنوان شکارگاه پرویز و کاخ خسرو پرویز و قصرالصوص معرفی کرده&shy;اند.









کنگاور از دیدگاه سیاحان و پژوهشگران قرون نوزدهم و بیستم میلادی :

سیاحان و مسافرینی که در دو سده گذشته وارد سرزمین ایراان شده&shy;اند و از آثار تاریخی فرهنگی بناها و شهرهای ایران بازدید نموده، با تهیه طرح، نقشه و نقاشی و انتشار آن در مراکز و بنیادهای فرهنگی اروپائی موجبات کنجکاوی و انگیزه سفر را در سایر سیاحان و باستان شناسان به ایران فراهم نمودند که به اختصار به گزارشات و نوشته&shy;های این سیاحان در خصوص معبد آناهیتا اشاره میشود.

کرپورتر در سال 1818 میلادی از کنگاور بازدید نموده ودر سفر نامه خود چنین مینویسد " تمامی محدوده حصار، محوطه معبدی است که حدود سیصد متر مربع مساحت دارد و بر بالای این سکوی عظیم ردیف ستونها سر برافراشته&shy;اند ..."[13]

البته امروزه کاوشهای صورت گرفته مشخص شده که مساحت محوطه بیش از چها هکتار می&shy;باشد

تکسیه نیز در سال 1840-1839 میلادی از بنای تاریخی کنگاور دیدن کرده و هشت ستون از ستون های این بنا نقاشی کرده است و این چنین مینویسد "...قطعاً این ویرانه ها بقایای معبد آناهیتا است که پرستش وی از زمان اردشیر ممنون (باحافظه) رایج شد ولی معتقدم که معبد از عهد هخامنشی برپا شده و به وسیله اردشیر دوم بنا گردیده است..."[14]

در سال 1841-1840 میلادی اوژن فلاندن و پاسکال کست از بنای کنگاور بازدید نمودند و ضمن بررسی نقشه این بنا در مقایسه با معبد پالمیرا (خورشد) طرح نمودند و معماری این بنا را شبیه و یکسان با معماری یونانی دانسته اند انتشار گزارشات و فرضیات سیاحان و جهانگردان قرن نوزدهم میلادی از آثار و ابنیه&shy;های تاریخی ایران انگیزی سفر محققین و متخصصین امر را به ایران بر انگیخت و هر کدام از این محققین ضمن بازدید از آثار و بناهای تاریخی اضهاراتی نموده و در بیشتر موارد نظرات سیاحان قبلی را تأئید نمودند. به دنبال سیاحان قرن نوزدهم تعدادی از محققین و پژوهشگران قرن یبستم نیز جهت بازدید و بررسی آثار به ایران آمدند.[15]
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 13/11/2007, 02:55

تپه گودين
اين محوطه تاريخي در 12 كيلومتري جنوب شرقي كنگاور و به فاصله 1 كيلومتري شمال روستاي گودين واقع شده است . ارتفاع اين تپه از سطح زمين هاي اطراف در حدود 30 متر و از سطح دريا 1400 متر است . مساحت اين محوطه در حدود 15 هكتار برآورد شده است .
تپه گودين در سال 1961 ميلادي شناسايي گرديد و براي نخستين بار در سال 1965 ميلادي توسط كايلر يانگ مورد گمانه زني قرار گرفت . پس از آن نيز براي چندين فصل متوالي حفريات منظمي صورت گرفته است . آثار به دست آمده معرف يك استقرار طولاني و تقريباً بي وقفه از اواسط هزاره ششم پيش از ميلاد تا 1600 پيش از ميلاد مي باشد . اين آثار از هفت طبقه فرهنگي به دست آمده است كه طبقه I جديدترين طبقه متعلق به دوره اسلامي است و طبقه VII قديمي ترين طبقه مي باشد كه متعلق به اواخر دوره نوسنگي است.
در طبقه هفتم اولين ساكنان گودين در خانه هايي با ديوارهاي ساخته شده از چينه زندگي مي كردند . از اين طبقه تعداد زيادي قطعات سفالين و ظروف سنگي به دست آمده است . آثار به دست آمده از اين طبقه متعلق به 5500 تا 5000 پيش از ميلاد است .
داده هاي باستان شناسي مربوط به دوره گودين VI از لايه هاي 19 تا 34 در گمانه B گودين تپه بدست آمده است . از اين گمانه تنها بقاياي محدودي از معماري شناسايي شده است . سفالينه هاي مكشوفه از اين طبقه همگي دست ساز بوده و در چهار گروه خشن ، نيمه خشن ، معمولي و خوب طبقه بندي شده اند . شكل ظروف اغلب شامل كاسه هاي نيم كروي با لبه هاي به داخل برگشته و كاسه هاي نيم كروي با ديواره هاي عمودي ، ديگ ها ، سبو ها و ظروف پايه دار مي باشد . در اواخر گودين VI و اوايل گودين V قلعه اي با ديوار بيضوي كاوش شده است كه اين قلعه شبيه قلعه مكشوفه از لايه هاي 17 و 18 اكروپل شوش و لايه 17 واركا مي باشد . اين قلعه را چندين ساختمان و اتاق تشكيل مي دهد كه در اطراف يك حياط بزرگ قرار دارد . آثار بدست آمده از درون بناي داخل قلعه نشان مي دهد كه مجموعه هم كاربرد اداري داشته و هم براي امور سياسي و اقتصادي استفاده مي شده است . اتاق شماره 6 ساختمان مسكوني محلي براي بايگاني الواح بوده است . اگرچه شباهت هاي زيادي ميان معماري خانه هاي شهر و بناهاي درون دژ به چشم مي خورد اما به روشني معلوم است كه خانه هاي پائين قلعه متعلق به روستاييان نسبتاً مرفه بوده كه زندگي آنها با ساكنان دژ تفاوت داشته است . روي هم رفته 43 لوح گلي از طبقه پنجم شناسايي شده است . مطالعه اين لوح ها نشان مي دهد كه گودينV بازاري براي بازرگانان شوش بوده است .
فرهنگ گودين IV ابتداي فرهنگ برنز I است كه وارد منطقه كنگاور شده است . سفال هاي اين فرهنگ شامل ظروف نخودي دست ساز مي باشد كه بيشتر به صورت ظروف آشپزخانه اي ظاهر مي شوند اين ظروف به وسيله نوارهاي زيگزاكي و سه گوش ، خطوط كنده كاري با تزئينات شانه اي و موج دار ، تزئينات ظروف اين دوره را تشكيل مي دهند .
طبق آخرين تحقيقات منتشر شده در ارتباط با گودين III شمار لايه هاي اين دوره به شش لايه مي رسد كه از گودين 1 III شروع و به III 6 ختم مي گردد ، تاريخ ارائه شده براي گودين III فاصله زماني بين 2600 ـ 1400 ق.م است كه در اين فاصله زماني در هر يك از لايه ها روستايي جديد بر روي تپه و شيب هاي آن شكل گرفته است .
در طبقه دوم بقاياي دژي از دوره ماد شنـاسـايي گرديـد كه بـر روي آثـار معمـاري طبقـه
III ساخته شده بود . اين دژ به وسيله حصاري خشتي كه داراي برج هاي چهارگوش مي باشد محصور شده است كه در حدود 65 متر از طول آن شناسايي شده است . ديوار اين حصار به عرض متوسط 3 تا 4 متر مي باشد . هر يك از برج هاي اين حصار داراي يك اتاق تقريباً مستطيل مي باشد كه از طريق درگاهي به فضاهاي داخل حصار ارتباط دارند .
در قسمت جنوبي برج غربي ، بقاياي يك اتاق بزرگ و يك آشپزخانه بر جاي مانده كه در داخل آن اجاق و تنور نان پزي شناسايي شده است . در امتداد غربي اين اتاق ، تالار ستون داري به طول 24 متر و عرض 18 متر ساخته شده است كه ديوار حصار در حقيقت ديوار شمالي اين تالار را تشكيل مي دهد . در داخل اين تالار 6 رديف ستون چوبي قرار داشته كه هر رديف شامل 5 ستون بوده است به عبارتي در اين تالار 30 عدد ستون قرار داشته است . از ستون‌ها تنها بخشي از پايه هاي سنگي آن بر جاي مانده است . در قسمت جنوبي اين تالار ، سكوهايي به عنوان نيمكت در سراسر ديوار ساخته شده است و در قسمت شمالي سالن نيز محلي تخت مانند جهت نشستن شخصيت عالي رتبه اي ايجاد شده است . بين رديف هاي اول و دوم ستون ها ، در امتداد در ورودي تالار و مقابل تخت سلطنتي ، محلي براي آتشدان آجري تعبيه شده كه از سطح زمين بالاتر مي باشد . در قسمت شرقي اين تالار ، مجموعه اي از اتاق هاي باريك و مرتبط به هم ساخته شده است . مدارك باستان شناختي نشان داده است كه اين دژ احتمالاً ساختمان كاملي است مركب از اتاق ها ، راهروها و آشپزخانه و انبارك ها بوده كه به وسيله ديـواري مستحـكم و بـرج و بارويي احاده شده است . اين دژ احتمالاً مربوط به يكي از شاهزادگان مادي است كه تـوسط حكـومت مركـزي ، حاكم ايـن ناحيه شـده است . از نظـر معماري ، ساختمان گودين II و تالار ستون دار آن از نمونه هاي اوليه تالارهاي ستون دار سنتي است كه بعدها در معماري هخامنشي شبيه به آن به حد كمال و اعتدال زيبايي خود مي رسد .
پس از انجام دو فصل كاوش ، كايلر يانگ اظهار مي كند ، ابتدا تالار ستون دار بزرگ و فضاي مستطيل شكل به سمت شرق ساخته شده است . دومين جايي كه ساخته شده انبار مهمات شمالي بوده است . سپس انبار مهمات جنوبي ساخته شده ، چهارمين مرحله ناحيه مياني جنوبي بوده است ، پنجمين مرحله سراي فئودال بوده است . اتاق شماره 33 و برج ديدباني بزرگ جنوب شرقي ، پس از انبار مهمات جنوبي براي مدتي استفاده مي‌شده است .
علاوه بر آثار معماري از اين طبقه تعداد زيادي قطعات سفالين و سنجاق قفلي به دست آمده است . با توجه به اشياء يافته شده از طبقه II اين محوطه تاريخي و آزمايشات كربن 14 ، مي توان تاريخ 103+ 824 قبل از ميلاد را براي ساختمان اين دژ پيشنهاد كرد .
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 13/11/2007, 02:57

تپه گنج دره


تپه گنج دره يا چياخزينه در مسير جاده كرمانشاه به هرسين و در نزديكي روستاي قيسوند ، واقع شده است . اين تپه مخروطي حدود 6 متر از سطح زمين هاي اطراف بالاتر است . ضخامت آثار باستاني آن در حدود 8 متر است كه تقريباً 2متر آن زير سطح زمين در اطراف قرار گرفته است .

اين محوطه نخستين بار در سال 1965 ميلادي توسط فيليپ اسميت مورد گمانه زني قرار گرفت و در چهار فصل ديگر طي سالهاي 1967 ، 1969 ، 1971 و 1974 ميلادي اقدام به حفاري آن نمود .

در تپه گنج دره ، 5 طبقه استقراري شناسايي گرديد كه از سطح تپه تا خاك بكر با حروف الفبا نشان داده شده است . در اين ترتيب طبقه A جديدترين و طبقه E قديمي ترين طبقات استقراري گنج دره مي باشند . طبقه A از سطح تپه تا عمق 5/1متري مي باشد كه در اين طبقه تعدادي گور دوره اسلامي متاخر و در زير آن بقايايي از اجاق هاي ساده و ديوارهاي دوره نوسنگي شناسايي گرديد كه با خشت هاي قرمز رنگ چيده شده بودند طبقهB از عمق حدود 2 متري شروع مي شود و تا حدود 3 متري ادامه دارد . در اين طبقه فضاهاي مسكوني شناسايي گرديد و با چينه ساخته شده اند . طبقه C نيز از عمق حدود 30/3 متري شروع تا عمق 90/4 متري ادامه دارد . معماري اين طبقه استقراري نيز چينه اي است .

طبقه D از عمق حدود 5 متري شروع و تا عمق 6 متري ادامه داشت . معماري اين طبقه تركيبي از چينه و خشت مي باشد . طبقه E از عمق حدود 6 متري شروع و تا عمق 7 متري يعني خاك بكر ادامه داشت . از ويژگي هاي اين طبقه شناسايي 30 حفره بوده كه تا عمق 50 سانتي متر در داخل خاك بكر كنده شده اند . اين حفره ها داراي دهانه اي به قطر بين 70 سانت تا 1 متر مي باشند .

از بقاياي طبقه استقراري D ، حدود 144 مترمربع از بافت روستا كاوش شده است . آثار معماري اين طبقه نشان مي دهد كه در اين دوره ساكنان گنج دره در منازلي كه ديوارهاي آنها را با خشت خام مي ساختند به سر مي بردند . خشت ها به شكل مكعب مستطيل هاي كوچكي بودند كه سطح آنها كمي برآمدگي داشته و به نوع « پلانو كانوكس » معروفند . طول اين خشت ها بين 50 تا 95 سانتي متر متغير بود .

خانه هاي اين لايه به طور معمول در جهت جنوب شرقي ، شمال غربي ساخته شده اند . از سنگ براي پي ديوار استفاده نمي شد كف ديوار بعضي از اتاق هاي گنج دره با گل اندود مي كردند . ديوار چيني اتاق ها به صورت هاي مختلف بوده است . گاهي به صورت يك رج درميان از چينه و خشت در ديوارچيني استفاده شده و در بعضي موارد از تخته سنگ در ديوارچيني استفاده كرده اند . در بعضي از ديوارها ، سوراخ هايي تعبيه شده كه با توپي‌هاي گلي مسدود مي شد . در بعضي از منازل انبارك هاي كوچكي تعبيه شده بود . ديوارهاي اين انبارك ها قطعات پيش ساخته گلي بودند كه در آفتاب خشك شده بودند . در گوشه يكي از اين انبارك ها دو جمجمه گوسفند در داخل طاقچه اي شناسايي گرديد .

محلات اين دهكده از خانه هايي تشكيل شده بود كه بدون فاصله در كنار يكديگر بنا شده بودند كه به نظر مي‌رسد راه ورود منازل از پشت بام بوده است . در برخي از خانه ها نيز اتاق هاي دو طبقه اي ساخته شده است . روستاي گنج دره د راين دوره استقراري ( طبقه D ) در اثر يك آتش سوزي بزرگ كاملاً سوخته و براي مدتي محل متروك شده است از جمله يافته هاي ديگر گنج دره تعداد زيادي قطعات سفالين مي باشد كه از طبقهD به بالا شروع مي شود . البته از طبقه E نيز يك قطعه سفال خاكستري به دست آمده است . به نظر مي رسد كه نمونه آن نيز از طبقات ديگر شناسايي شده است . به نظر مي رسد ، ساكنان اوليه گنج دره از سفالگري بي اطلاع بوده اند .

علاوه بر قطعات سفالين تعدادي ابزار سنگي از جمله ، تيغه ، خراشنده ، سنگ مادرهاي مخروطي و ريز تيغه هاي هندسي به دست آمده است . همچنين تعدادي ظروف سنگي ، هاون و دسته هاون ، مشته سنگ ساب ، چكش سنگي ، پيكرك هاي گلي حيوان و انسان ، صفحه هاي مدور گلي ، سوراخ كن هاي استخواني ، درفش و سوزن استخواني ، مهره هاي زينتي از جنس صدف نيز از اين محوطه شناسايي شده است .

از نظر تدفين نيز بقاياي41 اسكلت شناسايي شده كه متعلق به نوزادان تا افراد مسن بودند . بچه ها را در گوشه اتاق ها به صورت جمع شده و يا دراز كش دفن كرده اند و افراد بالغ را به طور كاملاً جمع شده دفن مي كردند . دريك مورد مردي را همراه با گردنبندي با مهره هاي سنگي و صدفي دفن كرده بودند . در كنار بقاياي اسكلت ديگري اثر حصير مشاهده شد كه به نظر مي رسد گاهي از حصير براي پوشش جسد استفاده شده است . در يك مورد نيز يگ گور دسته جمعي شامل يك فرد بالغ ، يك نوجوان و يك كودك به صورت دراز كش با هم در داخل تابوتي گلي دفن شده بودند .

براساس آزمايشات انجام شده طبقات A تا D گنج دره از اواخر هزاره هشتم و احتمالاً اوايل هزاره هفتم قبل از ميلاد آغاز مي شود و تاريخ طبقه استقراري E در بين سال هاي حدود 7500 تا 8500 قبل از ميلاد قرار مي گيرد .

محوطه هاي باستان شناسي استان كرمانشاه
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 13/11/2007, 03:01

بافت و خانه هاي تاريخي




خانه معين الكتاب




خانه معين الكتاب

خانه معين الكتاب


اين خانه در محله قديمي علاف خانه واقع شده كه راه دسترسي به آن از طريق كوچه توكل و فيض مهدوي ميسر مي باشد . اين خانه از نوع خانه ها درونگرا است كه با عبور از هشتي به حياط بيروني و سپس با گذشتن از راهرويي دراز مي توان وارد حياط

اندروني شد . اين راهرو به طور مستقيم به حياط اندروني منتهي نمي شود بلكه با زاويه اي 90 درجه دو حياط را به هم وصل مي كند و به عبارتي امكان ديد مستقيم از حياط بيروني به حياط اندروني وجود ندارد . اندروني كه بخش اصلي بنا محسوب مي شود به صورت حياط نسبتاً بزرگي به مساحت 154 متر مربع مي باشد . در اين بخش در سه طرف حياط داراي فضاهاي مسكوني است و در ضلع جنوبي كه فاقد اتاق مي باشد به وسيله طاق نماهايي تزئين شده است . در ضلع شمالي حياط ، مهمانخانه بزرگي وجود دارد .

باني و مالك اين خانه ميرزا حسن خان مدني معروف به معين الكتاب مي باشد . ميرزا حسن خان از جمله آزادي خواهان صدر مشروطيت است كه در كرمانشاه وي را بيشتر با نام دبير اعظم مي شناسند .
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 13/11/2007, 03:02

خانه خواجه باروخ




خانه خواجه باروخ



خانه خواجه باروخ
اين خانه در بخش يهودي نشين محله قديمي فيض آباد واقع شده است و داراي ويژگي هاي يك خانه درونگرا مي باشد . اين خانه از طريق هشتي به حياط بيروني و از آنجا با عبور از دالاني سراسري به حياط اندروني وارد مي شويم . در اطراف حياط اندروني مجموعه اي از اتاق هاي مسكوني قرار گرفته است . در نماي ايوان هاي اين بناي زيبا ، ستون هاي آجري به كار رفته كه داراي سرستون هاي آجري به صورت پله اي و مقرني مي باشد . اين خانه از محدود خانه هاي قاجاريه كرمانشاه است كه داراي حمام است . اين خانه توسط خواجه باروخ كه كي از تجار كليمي كرمانشاه بود در عصر ناصري ساخته شده است . اين خانه امروزه به نام خانه رنده كشي كه آخرين مالك آن مي باشد ، معروف شده است .
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 13/11/2007, 03:03

خانه خديوي




حياط خانه خديوي







[color=#000000]خانه خديوي در بافت قديمي شهر كرمانشاه در خيابان معلم شرقي (پهلوي سابق) قرار دارد. اين بنا از سمت شمال شرقي به خيابان معلم شرقي و از سمت جنوب شرقي به كوچه 8 متري مشرف است.اين خانه در سال 1316 توسط شخصي به نام خديوي بنا شد كه به اوايل دوره پهلوي برمي‏گردد و تاثير معماري غربي در آن كاملاً مشهود است كه برونگرا بودن آن يك نمونه از اين تاثيرات ميباشد.


مصالح بكار رفته در ساخت اين بنا آجر و سنگ و آهن و چوب مي‏باشد. پلان بنا مستطيل بوده و ساختمان در دو طبقه ساخته شده كه سقف طبقه اول تيرآهن و به صورت طاق ضربي اجرا شده و سقف طبقه دوم تير چوب و تفال است و پوشش بام نيز شيرواني مي‏باشد.

بنا داراي دو ورودي است كه يكي در خيابان معلم شرقي و مستقيماً وارد ساختمان اصلي مي‏شود و ورودي بعدي از سمت كوچه است كه با چند پله به حياط مرتبط مي‏گردد.ورودي سمت خيابان داراي يك فضاي تقسيم نسبتاً وسيع است كه از دو طرف به اتاقهاي مجاور كه در حال حاضر عملكرد تجاري دارند منتهي مي شود و از روبرو به حياط راه دارد و در آكس ورود به حياط راه‏پله دسترسي به طبقه دوم قرار دارد. اين راه‏پله به ايوان طبقه دوم كه با چهار ستون جفتي برپاست و سرستونهاي زيباي آن جلب توجه مي‏كند دسترسي دارد. طبقه دوم داراي يك شاه‏نشين است كه در طرفين آن اتاقهايي قرار دارد. تزيئنات متنوع آجري و طاق‏نماها جلوه خاصي به بنا مي‏‏بخشد تزئينات آجري شامل آجر پيش‏بر و آجرتراش همراه با كاشي‏نگيني مي‏باشد. در قسمت رخ‏بام بنا قسمتي از شيرواني بنا جلو نشسته و كاربندي‏ها و زغره‏هاي كنگره‏مانندي آن را آراسته‏اند. حاشيه ورودي توسط سنگ و به صورت شانه‏مانند و قوسي نيم‏دايره تزئين شده است.

[color:86f1=#000000:86f1]اين بناي مسكوني در سال 82 توسط سازمان ميراث‏فرهنگي تملك و به ثبت آثار ملي رسيده است. چند سال بعد از ساخت بناي اصلي ساختمان جديدي در جنوب غربي حياط الحاق شده بود كه اين بنا در زمان تملك تقريباً تخريب شده بود و چون يك ساختمان الحاقي بود و فاقد هرگونه ارزش معماري و تزئينات وابسته به آن بود تخريب شد و براساس طرح جديد هماهنگ با ساختمان اصلي مجدداً احياء شده و مجموعه در سال 84 كاملاً تعمير و مرمت و هم اينك به عنوان خانه گردشگري مورد بهره‏برداري قرار مي گيرد.








فايلهاي مرتبط با اين مطلب










ورودي خانه خديوي
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 13/11/2007, 03:05

تكايا و حسينيه ها




تكيه بيگلربيگي




تكيه بيگلر بيگي



اين بنا در محله قديمي فيض آباد و در كوچه صارم الدوله واقع شده است . اين تكيه كه در زمان قاجاريه توسط عبدالله خان ملقب به بيگلربيگي ساخته شده است از لحاظ آئينه كاري در ميان تكاياي كرمانشاه بي نظير است .

در سمت غربي حياط ، تالار آئينه كاري بزرگي ساخته شده كه به حسينيه معروف است . اين تالار با تزئينات عالي و كتيبه هاي متعددي مربوط به دوران سلطنت مظفرالدين شاه مزين شده و در دو سوي ديگر ، اتاق وسيع مهمانخانه بيگلربيگي واقع گرديده است .

درحال‌حاضر تکيه بيگلربيگی به‌عنوان موزه خط و کتابت مورد بازديد عموم قرار می‌گيرد. در اين موزه، اسناد قديمی متعلق به خانواده بيگلربيگی به نمايش گذاشته شده است.

avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 13/11/2007, 03:06

حسينيه امام جمعه




حسينيه امام جمعه

اين بنا در محله سبزه ميدان و در كوچه امام جمعه واقع شده است . حسينيه امام جمعه از دو بخش تشكيل شده : بخش اول كه قديمي تر بوده شامل دو اتاق ، شاه نشين ها و گنبد خانه مي باشد كه در روزگار آقا عبدالله ، فقيه معروف و نواده آقا محمد علي بنا گرديده است . بخش دوم كه جديدتر است عبارت است از صحن سرپوشيده اي كه در سال 1324 ه.ق توسط آقا اسد الله امام جمعه فرزند آقا عبدالله بنا شده است . در اين حسينيه حوض سنگي منقشي وجود دارد .
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 13/11/2007, 03:07

تكيه معاون الملك




تكيه معاون الملك

تكيه معاون الملك


تكيه معاون الملك يكي از بناهاي به جاي مانده دوره قاجاريه در كرمانشاه مي باشد كه كاشي هاي منحصر به فردش آن را از ديگر تكاياي شهر متمايز مي كند . اين بنا در بافت قديم شهر ، در محله آبشوران قديم و در خيابان شهيد حـداد عادل واقع شـده است . كه بـه دستور حسين خان معروف به معين الرعايا ساخته شده است . اين بنا از سه قسمت تشكيل شده است : قسمت اول را حسينيه ، قسمت دوم را زينبيه و قسمت سوم را عباسيه مي‌نامند.

مجموعه بنا در حدود شش متر از سطح خيابان پائين تر است به طوري كه براي ورود به حسينيه بايد از 17 پله بزرگ عبور كرد . در جنب پله هاي ورودي ، سقاخانه كوچكي وجود دارد كه به وسيله كاشي هايي با نقوش حضرت ابوالفضل (ع) تزئين شده است .

حضرت ابوالفضل سوار بر اسب ، شمشير به كمر و پرچم در دست دارد . روي پرچم جمله « نصر من الله و فتحاً قريب » نوشته شده است . جلوي پاي سوار نيز تصوير كودك خردسالي ديده مي شود . مردم محل سوار را به حضرت ابوالفضل و تصوير كودك را به حضرت سكينه نسبت مي دهند كه از عموي خود عباس طلب آب كرده است . از اين رو اين مكان را محترم شمرده و در آنجا نذر مي كنند ، شمع روشن كرده و طلب حاجت مي كنند .

سراسر نماي مدخل و سردر ورودي بنا نيز با كاشي هاي نفيس تزئين شده است .

حسينيه در حقيقت صحن كوچكي است كه در اطراف آن حجره هاي دو طبقه و طاق نماهاي متعددي قرار گرفته است كه سراسر ديوارهاي آن با كاشيكاري زيبا آراسته شده است . داخل طاق نماهاي اين بخش به وسيله تابلوهاي كاشيكاري شده پوشيده شده است اين تابلوها ، صحنه هايي از عزاداري شامل سينه زني ، قمه زني و هم چنين تصاويري از خلفا و سلاطين ايران ، بارگاه حضرت سليمان را نشان مي دهد . علاوه بر كاشي هاي با نقوش انساني ، كاشي هايي نيز با نقوش هندسي زيبا به كار رفته است .

در ذيل تابلو مجلس روضه خواني مرحوم اشرف‌الواعظين ، واقع در ديوار جنوبي حسينيه ،

اشعاري در توصيف بنا و تاريخ خاتمه كاشيكاري آن به چشم مي خورد كه سروده هاي واله شاعر كرمانشاهي است و دو بيت ماده تاريخ آن چنين است :

« اين عزاخانه چو از حسن عمل گشت تمام

سال تاريخش واله ز لب باني خواست

گفت با نيش معاون پي تاريخ بگو

كين حسينيه ز ما بهر عزاي شهداست 1336 »

به هنگام مرمت حسينيه آثاري از آئينه كاري و گچبري بر ديوارهاي آن ظاهر گرديد . چنين به نظر مي رسد كه بناي اوليه با گچبري و آئينه كاري تزئين بوده است .

بخش مياني يا زينبيه به صورت صحن مسقفي است كه اطراف آن به وسيله حجره هاي متعددي احاطه شده است . غرفه هاي طبقه فوقاني ، استقرار زنان شركت كننده در مراسم سوگواري بوده است . سقف بنا به صورت گنبدي روپوش است كه گنبد زيرين به صورت عرق چين و نماي گنبد فوقاني به صورت نماي فلزي است . تمام ديوارها و حجره هاي اطراف با كاشي هاي زيبا شامل 18 تابلو از صحنه هاي غم انگيز كربلا نظير آمدن زعفر جني به خدمت امام حسين (ع) ، رزم حضرت علي اكبر (ع) ، رزم حضرت قاسم (ع) ، رزم حضرت ابوالفضل (ع) صحنه هايي از قيام توابين ، به خاكسپاري شهداي كربلا توسط قبيله بني اسد ، صحنه ورود اهل بيت به مدينه ، مجلس مختار و بردن اهل بيت (ع) و امام سجاد (ع) به خرابه هاي شام و مجلس يزيد است .

در بالاي قسمت ديواره گنبد هشت تابلو كاشيكاري شده وجود دارد . اين تابلوها عبارتنـد از صحنـه‌اي از عروج پيامبـر (ص) و ديدن حضرت علي (ع) در معراج ، ضمـانت حضرت رضا (ع) ازآهو، قرباني كردن حضرت اسماعيل (ع) توسط حضرت ابراهيم (ع) ، نبرد حضرت علي (ع) با حب سردار خيبريان ، باطل كردن جادوي جادوگران فرعون توسط حضرت موسي (ع) ومكتب خانه فرزندان حضرت علي (ع) . در حاشيه پائين آن اشكال متعددي از سلاطين و پادشاهان اساطيري و تاريخي و همچنين مرثيه هاي متعددي از محتشم كاشاني در اطراف بنا به چشم مي خورد . خطاط اين خطوط و اشعار در سقف ديوارهاي زينبيه و حسينيه ، ميرزا حسنخان خطاط كرمانشاهي بوده است .

قبر مرحوم معاون الملك باني تكيه كه در سال 1327 ش در گذشته درون اتاق كوچكي در جنوب شرقي زينبيه قرار دارد .

بناي عباسيه به صورت صحن وسيعي است كه در قسمت شرقي آن بناي دو طبقه اي ساخته شده و در قسمت جنوبي آن ايواني با دو ستون آجري برپا شده است . ديوارهاي عباسيه نيز با كاشي هاي رنگارنگي تزئين شده كه بر روي آنها ، صحنه هايي از ورود حضرت يوسف به كنعان ، بارگاه حضرت سليمان و تصاويري از آستان مقدس حضرت علي (ع) و امام حسين (ع) ديده مي شود .

در اين صحن نيز ، تصاويري از شخصيت هاي مذهبي ،‌سياسي و مهره هايي از رجال دوره قاجار كرمانشاه در اين دوره از جمله حسنخان معاون الملك و آيت الله سيد حسين حائري طباطبايي بر روي كاشي ها نقش بسته است .







avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: استان كرمانشاه

پست من طرف tanha_irany في 15/11/2007, 04:31

نقش برجسته ها




نقش برجسته هركول




مجسمه هركول





نقش برجسته هركول

اين نقش برجسته كه در سال 1337 ش به هنگام احداث جاده همدان ـ كرمانشاه شناسايي گرديد ، مرد نيرومند كاملاً عرياني را به صورت لميده بر روي نقش شيري در حال استراحت در زير سايه درختي نشان مي دهد . وي به پهلوي چپ به طور نيم خيز به آرنج تكيه نموده است . در دست چپش پياله اي ديده مي شود كه تا نزديك صورت نگه داشته است . اين شخص دست راستش را روي پاي راست قرار داده و پاي چپش را تكيه گاه پاي ديگرش كرده است .

در پشت سر اين شخصيت ، نقوش و كتيبه اي حجاري شده است . اين نقوش شامل درختي است كه بر شاخه آن كمان دان و تيرداني آويزان است و در كنار درخت گرز مخروطي شكل گره داري نقش شده است . كتيبه به خط يوناني در هفت سطر بر روي لوحي كه نماي آن به شكل معابد يوناني ( سنتوري شكل ) است ، نوشته شده است . مضمون اين كتيبه چنين است : « به سال 164 ماه پانه موي هركول فاتح درخشان به وسيله هياكنيتوس پسر پانتياخوس به سبب نجات كل امن فرمانده كل اين مراسم برپا شد . »

اگر اين سال را مبدأ تاريخ سلوكي يعني 312 ق.م بسنجيم ، سال 148 ق.م به دست مي آيد كه همزمان با مهرداد يكم است
avatar
tanha_irany
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 562
Age : 43
موقعيت : كنار سراب نيلوفر و كوه شيرين
Registration date : 2007-10-25

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

صفحه 1 از 2 1, 2  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد