برادر عيدت مبارک

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

برادر عيدت مبارک

پست من طرف منظومه في 28/12/2007, 13:08

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام


برادر عیدت مبارک heart
غدیر بود رفتیم پیشانی اباذر را ببوسیم و بگوئیم:« برادرعیدت مبارک»، پیشانیش از آفتاب ربذه سوخته بود.

به ابن سکیت گفتیم:«علی». هیچ نگفت. نگاهمان کرد و گریست . زبانش را بریده بودند.

خواستیم دستهای میثم را بگیریم و بگوئیم: « سپاس خدایی را که ما را از متمسکین به ولایت امیرالمومنین(ع) قرار داد ». دستهایش را قطع کرده بودند.

گفتیم: « یک سیدی بیاوریم و عیدی بگیریم، سیدی، کسی، از بنی هاشم »

جسدهایشان درز لای دیوارها شده بود و چاهها از حضور پیکرهای بی سرشان پر بود زندانی دخمه های تاریک بودند و غلهای گران برپا، در کنج زندانها نماز میخواندند.

آن « مرد ناشناس » که دیروز کوزهء آب زنی را آورد، صورتش را روی آتش گرفته، « بچش، این عذاب کسی است که از حال بیوه زنان و یتیمان غافل شده »

آن « مرد ناشناس» سر بر دیوار نیمه خرابی در دل شب می گرید: « آه از این ره توشهء کم، آه از راه دراز»

و ما بی آنکه بشناسیمش، همین نزدیکیها، جایی نشسته ایم و تمرین می کنیم که با نامش شعر بگوییم، خط بنویسم، آواز بخوانیم و حتی دمی بگیریم و از خود بی خود شویم

عجیب است، این مرد هنوز« مرد ناشناس» است.


منظومه
گفتمانی

ذكر تعداد پستها : 62
Registration date : 2007-12-18

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: برادر عيدت مبارک

پست من طرف j.j في 30/12/2007, 10:38

قربان و غدير بر شما هم مبارك flower
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 41
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد