گفتگو درباره ي آثار محسن نامجو

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

گفتگو درباره ي آثار محسن نامجو

پست من طرف mekabiz في 4/6/2007, 21:04

این تاپیک برای پی گیری گفتگویی که در کامنتگیروبلاگ من پیرامون اثار محسن نامجو در گرفت ایجاد شده.برای اینکه دوستانی که در ان بحث شرکت نداشته اند در جریان گفتگو قرار بگیرند مطالب نوشته شده در آنجا را اینجا کپی می کنم.امیدوارم آن دوستان و همچنین دوستان علاقمند دیگر این بحث را ادامه دهند.


اين مطلب آخرين بار توسط در 4/6/2007, 21:29 ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.

mekabiz
مهمان

ذكر تعداد پستها : 3
Registration date : 2007-06-04

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: گفتگو درباره ي آثار محسن نامجو

پست من طرف mekabiz في 4/6/2007, 21:12

مکابیز : قبل از ورود به بحث می خواهم از دوستان خواهش کنم در اینجا به این بحث که چرا نامجو موفق شده نبپردازند چه این روزها همه در این زمینه می نویسند که به گمان من دلیلش ضعف در مواجه ی مستقیم با اثر(هنری) است.خلاصه سئوال این نیست که چرا یخ نامجو گرفته .بلکه سئوال این است.ایا موسیقی نامجو واجد کیفیت و ارزش یک یک اثر (هنری) خوب هست یا نه .نکته ی ی دیگر اینکه منظور من در اینجا از موسیقی بطور خاص موسیقی همراه با کلام اسمن چند خصوصیت را در کار نامجو برجسته می دانم.ابتدا از خصوصیت های کمتر مورد علاقه ی خودم شروع می کنم
تکنیک : این شاید هنوز ضعیف ترین بخش کار نامجو باشد.عجله و سردستی بودن از بعضی قطعات می بارد.اما من معتقدم این بخش بخاطر وجود استعدادهای بالقوه در نامجو(صدای توانا و اعتقادش به در راه بودن و شعوری که در اثارش هویدا است)روز به روز بهترمی شود.همچنین نمی توانیم از کسی که تا پنج آلبوم بدون هیچ بازگشت مالی ای به کارش ادامه داده توقع صرف وقت بیشتر داشته باشیم.من که کمابیش ترتیب زمانی آثار نامجو را پی گرفته ام به این نتیجه رسیده ام او از این نظر رو به پیشرفت است.شاید به همین دلیل است که ترانه ی زلف بر باد علی رغم آنهمه تفاوت لحن از نوعی یکدستی برخوردار است که بهرحال یک توفیق تکنیکی است.

حنجره :نامجو واقعا از حنجره ی منحصر به فردی برخوردار است.حنجره ای که می تواند طیف حیرت اوری از اصوات را کمابیش به همان نحوی که مد نظر خواننده است تولید کند.این حنجره به گواهی یکی از دوستان من که با آواز سنتی ایرانی آشنا است حتی در میان اساتید بسیار پر سابقه ی آواز کم نظیر است.

طنز:جنس طنز نامجو طنز مورد علاقه ی من است.طنزی ویرانگر و بی مهار.طنزی که حتی قواعد خودش را هم به سخره می گیرد.به این ترتیب اگر تا قبل از نامجو تنها گروه کیوسک و فرا (از راک فارسی) و مقدار زیادی رپ خوان بی استعداد در موسیقی و شعر،به طنز در کلام و موسیقی پرداخته بودند نامجو توانست چندین قدم هم بعد از انها بردارد.طنز نامجو(جز در بخش هایی از ترانه ی عقاید نوکانتی و دیازپام ده)اجتماعی نیست.به عبارتی کدی برای انتقاد اجتماعی به دست نمی دهد.این طنز انتزاعی طنز مورد علاقه ی من است.طنزی که قواعد سخره گری را از درون خودش می جوید (مثل پانوشت هایی که هدایت بر پانوشت می زد و اسمش را می گذاشت صنعت پانوشت برپانوشت !) طنزی که داعیه ای جز پوچ بودن و مسخره بودن یک وضعیت انتزاعی ندارد و هدفش نقد یک موقعیت اجتماعی نیست.شاید تنها ترانه و اهنگ پشه از گروه فرا تا حدی به چنین طنزی نزدیک می شود.اگرنه بقیه ی طنزی که در موسیقی کلامی فارسی هست اگر هم موفق باشد در جهت اهداف اجتماعی سیاسی است.
به این ترتیب است که من طنز نامجو را از رده ی طنز بهترین قطعات وغ وغ ساهاب می دانم.طنزی واقعا وحشی که همه چیز را در هم می شکند.هیچ کدی برای تحلیل باقی نمی گذارد(مثلا اگر جایی احساس می کنی در عقاید نوکانتی دارد اجتماعی سیاسی حرف میزند بلافاصله همین کد را هم مخدوش می کند و می گوید"شرور من دیگه واس چی می جویی"که کاملا بی معنی است)من همیشه به دنبال چنین طنز یا هجوی در هنر فارسی می گشتم و جز در وغ وغ ساهاب و بخشی از کارهای بهرام صادقی پیدایش نکرده بودم.ان نمایشنامه های یک پرده ای و دو پرده ای هم که می نوشتم تلاش برای رسیدن به چنین طنزی بود که خب،آنچنان موفق نبود.

تاثیر:از نظر من موسیقی نامجو توانایی تاثیر گذاری حسی را دارد.این بخشی است که به تجربه ی زیستی مخاطب واگذار می شود.به نظر من مثلا جبر جغرافیایی را هر کسی نمی فهمد.کسی که اضمحلال را از زندگی در اسیا(فردیدی هایدگری که نگاه کنیم باید بگوییم آسیای هر کس با دیگری فرق می کند)حس نکرده باشد و برای رفع خشکی دهان و پذیرش سیگار صبحها چای ننوشیده باشد درک نمی کند.من شخصا تحت تاثیر تبلیغات با نامجو مواجه نشدم.تاثیر نامجو بود که من را با خودش برد.این تاثیر همانطور که عرض کردم به اشتراک تجربه ی زیستی بر می گردد.به همین ترتیب قریب الوقوع بهرام صادقی بر هر کسی تاثیر نمی گذارد.من در اینجا فقط می توانم که کسانی که به من اعتماد نسبی دارند قول بدهم که بعضی ترانه های نامجو مثل بعضی داستانهای صادقی اکنده از تجربه ی زیست ادمهای جدا افتاده در این بخش از جهان است.به این ترتیب تاثیر دیازپام ده بر من فقط خنده نبود.ان ترانه ی علی رغم هجو بی مهارش اقعا ترانه ی تلخی است از وضعیت جفنگی که در ان به سر می بریم.
جادوی کلمات :در این زمینه نامجو گاهی موفق و گاهی نا موفق است.آنجا که موفق است(مثل زلف بر باد)واقعا عالی است.این غزل حافظ را من پیش از نامجو خوانده بودم.هیچگاه فکر نمی کردم در آن اینهمه گلایه،خشم،عصبیت،التماس و عشق و طلب توجه و عشوه گری باشد.ان را کمابیش با لحن یکسان(مثل موسیقی سنتی فارسی)می خواندم.اما کار نامجو بی نظیر بود.انتخاب این ترانه و آشکار کردن اینهمه ظرفیت های نهفته ی آن فقط کار یک هنرمند-کیمیاگر می تواند باشد.همچنین است نوبهاری(که به گمانم غزلی از سعدی است)و نامجو در انجا نشان داده انجا که با حزن و امید ملایمی سر و کار دارد عربده نمی زند.همچنین است ترانه ی همراه شو عزیز که با توجه به سابقه ای که شنیده ام این ترانه در مبارزات سیاسی داشته با جدیت بی سابقه ای در نزد نامجو خوانده شده.ترنج به گمانم تلفیقی از حافظ و شعر خواجو است.من قبل از ان با شعرش اشنا نبودم.اما هر چه به ذهنم فشار می اورم که آن را طور دیگری در ذهنم باز سرایی کنم نمی توانم.انگار که این غزل از ازل همینطور خوانده شده و تا ابد هم بااید همینطور خوانده شود.موسیقی سنتی فارسی علی رغم ارزشهایش واقعا به شعر لطمه میزد.لحنش را به شعر حقنه می کرد.اما نامجو با استفاده از ظرفیت های همین موسیقی و البته تلفیق گری موفق اش توانسته رابطه ای تازه با شعر کلاسیک برقرار کند. و کلمات فارسی را صیقل بدهد.
--------------------
غلومی :تکنیک موسیقیایی نامجو اتفاقا به عقیده من مهمترین بخش کار اوست، اگر تکنیک را "پیچدگی ساختاری" تعریف بکنیم بله، شاید بتوان گفت "هنوز جای کار دارد"، ولی به عقیده من همین که شما در یک کورس مشخص اول یک قطعه را با درامز جای بدهید بعد درست در همان کورس، همان قطعه را با دف و تنبک بزنید می شود اوج حد متصور برای "تلفیق". این فقط "عوض کردن سازها" نیست، برطبق گام بندی موسیقی چنین کاری مثل این می ماند که شما همزمان با یک دهان دو صدا را در بیاورید !

مشکل موسیقی سنتی ما اینست که مخاطب عام نمی تواند با آن ارتباط برقرار بکند(مثل خود من)، لطفا مکابیز(یا هر دوست دیگری)برای من توضیح بدهد دقيقا چه منظوري از تکنیک دارد؟ در موسيقي سنتي ما می دانیم که رديفهاي آوازي آن تک ضرب است(يعني دكلمه آوازي ِ يك شعر قافيه دار تا بي نهايت!)همصدايي، دادن كورسهاي درست و حسابي و تمام تكنيكهاي خوانندگي كه موسيقي ِ آوازي را "زيبا" مي كند در موسيقي سنتي ناممكن است. جایی برای سولوی محض یا استفاده از افکتهای صوتی ندارد، اگر شما بخواهید با دو تار تک نوازی بکنید تمام سازهای دیگر باید "منتظر" بشوند ! مانوری که مثلا می توان با "بوزوکی" در موسیقی یونانی داد، با كمانچه يا سه تار در ایران اگرهم ممکن باشد دست آخر کار "جذاب" از آب در نمی آید(مثلا نگاه بکنید به کارهای مهران مهرنيا). نامجو توانسته با استفاده گسترده از "تلفيق" در اين موسيقي جاني دوباره بدمد، من خيال مي كنم "ايرج" عزيز هرچقدر كمتر به "اشعار" او و هرچه بيشتر به "موسيقي" او گوش بكند شايد بهتر باشد(شخصا تصور مي كنم كارهاي بيشتر تحسين شده او مزخرفتر از همه هستند). اين‌را هم به ياد داشته باشيد، چنين كاري در موسيقي ايراني كاملا بي‌سابقه است، و موفقيت كامل "اولين تجربه" از هر جهت، به خودي‌خود درخور ستايش است.
-----------
مکابیز:منظور من از تکنیک کیفیت صدای خروجی از سازها و همچنین تلفیق این صداها است.به نظرم نامجو نوازنده ی زیاد خوبی نیست و قرار هم نیست باشد.اما بسیاری از ترک هایی که از او شنیده ایم حاصل نوازندگی خود او است که طبیعتا برای اجرای کنسرت بد نیست.اما کیفیتش در ضبط خوب در نمی اید(یا نیامده)همچنین گمان می کنم نوعی اشفتگی نا به دلخواه که حاصل تنظیم سردستی است در بعضی ترک ها وجود دارد که صرفا نبوغ خواننده و شعوری که در کل اثر جاری است باعث می شود که ازاردهنده نباشد.ضمنا اضافه کنم من برای تکنیک(به همین منظوری که توضیح دادم و نه آنچه مورد نظر شما است)اولویت و اهمیت چندانی قائل نیستم و به همین دلیل بعنوان اولیل خصیه ان را اوردم.اگر مثلا بگوییم ونگوک از نظر تکنیک طراحی ضعیف بود یا چمیدانم بتهون انگشت هایش را غلط روی پیانو می گذاشت.

در مورد موسیقی سنتی این ایراد نیست به نظرم.اینکه خواننده ی عام نمی تواند رابطه برقرار کند.اگر ایراد باشد به موسیقی کلاسیک غربی هم وارد است.اما ایراد موسیقی اوازای ایران به نظر من این است که کلمه را قدر نمی داند و اخته اش می کند.همچنین لحنی یک نواخت دارد که اگرچه در بسیاری از لحظات نیاز ما را برآورده می کند(به تعبیر مانی مثل مایع ولرمی که در سوز سرما در آن غوطه ور می شویم) اما توقع ما را از جامعیت یک هنر(بیان همه ی عواطف)برآورده نمی کند.بهرحال این ایراد را به قطب دیگر هنر سنتی ایران(خوشنویسی نستعلیق)هم می توان گرفت.شما با این خط هر چه کنید نمی توانید اضطراب یا ترس را به مخاطب منتقل کنید.
با این جمله هم به شدت موافقم :
"نامجو توانسته با استفاده گسترده از "تلفيق" در اين موسيقي جاني دوباره بدمد."و همچنین توصیه تان درباره ی توجه به خود موسیقی هم به نظرم توصیه ی درستی است و چیزی است که در مواجهه با نامجو از ان غفلت می شود و خوشحالم که شما به آن توجه کرده اید.
--------------
ایرج:توجه من بر خلاف توصيه ي جناب غلومي بيش از موسيقي در يك ترانه به نحوه ي بيان شعر در ترانه و موقعیت کلام در برابر صوت در اجرا است. من شخصا نسبت به هنر بودن موسيقي محض چندان خوشبين نيستم. نمي گويم موسيقي محض هيچگاه هنر نيست. اما موسيقي را بسيار از زبان بيشتر مستعد اسطوره زده شدن مي بينم. چرا كه زبان و كلام با داشتن تباري مشترك در ذهن همه ي آدميان؛ با انصراف از معنا و روي آوردن به مفهوم پردازي مي تواند آسانتر نقد شود و در واقع حاشيه ي امنيت كلام بي معنا كه صرفا به جهت دست درازي در شخصيت آدميان پرداخته شده است بسيار كمتر از موسيقي است كه به گونه اي مستقيم و بي نياز به مخزني شبيه "زبان" بر مخاطب خود تاثير مي نهد.
به اين ترتيب من موسيقي همراه با كلام را قطعا بر موسيقي محض ترجيح مي دهم و آن موسيقي همراه با كلامي را نيز مي پسندم كه در آن موسيقي در خدمت كلام و موثرتر كردن معاني مندرج در آن باشد.
از اين نظر است كه آنچه خانم رويا صدر در نقد خود بر نامجو به عنوان نقطه ي ضعف مطرح كرده است (برتري اصوات حنجره بر اصوات آلات موسيقي) در ديد من يك نقطه ي قوت است. صداي نامجو صدايي قوي است كه موسيقي را تحت سلطه مي گيرد و خواه ناخواه توجه شنونده را بيش از ضرباهنگ به كلامي كه خوانده مي شود جلب مي كند.
كارهاي نامجو تا جاييكه من ديده ام از اين لحاظ حسن ديگري هم دارند و آن اينكه نه تنها موسيقي ترانه بلكه همچنين موسيقي خود شعر (وزن) را نيز در رتبه ي اهميت چندم مي گذارد. وقتي به كاري از نامجو گوش مي دهيم او كلام را گاه كاملا بر خلاف جهت موسيقي نواخته شده ادا مي كند. در نقطه ي اوج ضرباهنگ لحنش ملايم مي شود و در نقطه اي كه – با توجه به ضرباهنگ ترانه- انتظار زمزمه داريم فرياد مي كشد. فريادي كه با درونمايه ي معنايي شعر همراه است نه با وزن آن. نمونه ي خوب چنين كاري را در ترانه ي "ترنج" من ديدم. "گفتم منم غريبي از شهر آشنايي" را من نخستين بار كه ترانه را گوش مي دادم انتظار داشتم با لحني در فراز بشنوم. اما نامجو آن را در فرود خواند و خوب هم كرد چرا كه درونمايه ي شعر طلب فرياد نمي كند.
در همين زمينه نكته ي ديگري كه جلب توجه مي كند كنار زدن و جايگزين كردن اصوات موسيقي با آواي انساني در بعضي ترانه ها (مانند آنچه در "عدد" يا ديازپام ده و همچنين در ابتداي زلف بر باد مي شنويم) است. اين شايد هميشه خوب و زيبا نباشد. اما براي من جذاب بود (دهن كجي آدمي به ابزار؟!)
به اين ترتيب يكي از مشخصات –مطلوب از نظر من- كار نامجو "اصالت بخشيدن به كلام در قياس با موسيقي" و همچنين "اصالت بخشيدن به آواي انساني در قياس با اصوات ابزاري" بوده است.
صداي نامجو نقطه ي قوت ديگر او است. وسعت صداي او به او اجازه مي دهد كه لحن ترانه را به هرشكل كه مايل است تغيير دهد. اين البته هرچند نقطه ي قوتي بالقوه است. اما متاسفانه شخصا از روش او در اين زمينه دلخوش نيستم.
همچنانكه مكابيز اشاره كرد صدا و نوع اداي كلمات نامجو بر مخاطب بسيار تاثيرگذار است. اين تاثير ناشي از شعور درك زبان فارسي را نبايد تيغي دانست كه بتواند در دست زنگي مست نيز قرار گيرد. شناخت عميق از ماهيت زبان و واژگان حتي اگر غريزي باشد به آن آگاهي سليم مي انجامد كه جز تاثير مثبت بر خواننده نگذارد.
اما نقاط ضعف كار نامجو از نظر من بيش از هرچيز به همان نكته اي بازمي گردد كه مكابيز آن را به عنوان نقطه ي قوت مطرح كرده است. يعني به كار بردن –گاه بي جهت- هجو.
مثلا در ديازپام ده (عدد) او كلام بسيار آبرومندي چون "ببين احاطه كرده است عدد فكر خلق را" در كنار "ببين كه بشكنند جاي شيشه تلق را" نهاده است. اين نوع طنز دلچسب من نيست. اين مبتذل ساختن كلام حامل حقيقت است. اين هجو را من نمي توانم طنز بنامم. يك سخني از نيچه نقل شده كه مضمونش اين است: "خواردارندگان بزرگ برپادارندگان بزرگ هستند." آنكه طنز را به كار مي گيرد؛ بايد توجه داشته باشد كه طنز به عنوان نقد متبسم موظف است "سنجشگر" باشد. يعني خطي باشد ميان بد و نيك. نه آنكه همه چيز را به يك چوب براند. هجوي كه خود عشق را در كنار زنجموره و ضجه هاي حقيرانه به يكسان هدف قرار دهد (درياي خزر گردم) هرقدر از نظر تكنيك جذاب باشد از ديد من ديگر خاصيت طنز ندارد. ديگر سنجشگر نيست و بيش از غايت پيروي نتيجه است.



--------------

mekabiz
مهمان

ذكر تعداد پستها : 3
Registration date : 2007-06-04

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: گفتگو درباره ي آثار محسن نامجو

پست من طرف Darkest Forest في 5/6/2007, 18:02

اول سلام

قبل از هر چیز ورود مکابیز عزیز را به سایت خوش آمد می گم flower ( بگذار متهم بشم به اینکه مثل فوتبالیست های جلوی میکروفون حرف می زنم ، اما خوشحالیم واقعی است flower )
بعد هم تقاضا دارم این فاروم رو هم تنها نزاره ، مثل گزاره flower

در مورد نامجو هم :
من سوادم در مورد موسیقی زیاد نیست ، در حقیقت موسیقی سنتی را اصلا نمی شناسم ، این به این معنی نیست که مثلا موسیقی کلاسیک را می شناسم flower البته کلاسیک گوش می دم ، اگر یک آهنگ جدید هم بشنوم می توانم حدس بزنم که کار باخ است یا شوپن flower اما موسیقی سنتی را اصلا نمیشناسم flower چرا ؟! حدس خودم این است که شور و حرکت ندارد ، قدرت استفاده از شعر فارسی را ندارد ، اعتراض گونه ( مثل راک و رپ) یا وجد آور ( مثل برخی نمونه های پاپ) یا پر ابهت ( مثل کلاسیک ) نیست !

اما کارهای نامجو تا آنجایی که من گوش کردم و دنبال کردم ، تمام خصوصیت های برتر سبک های دیگر موسقی را به موسیقی سنتی برگردانده flower جایی که در " ترنج" به تعبیری عربده می زند ، باید عربده زد ، به قول جناب ایرج شعر این گونه می طلبد flower
البته در مورد طنز من با معیار های جناب ایرج بیشتر موافقم تا مکابیز عزیز ، اما درست مانند مکابیز از این هجوی ( نه طنز ! ) که در کارهای نامجوست لذت می برم flower زیرا نقدی است بر کار خود ، خواننده با نقد خود ، یادآور می شود که او هم متعلق به همین اجتماع و دوران خنده آور است و اگر قرار است به این بدبختی خندید ، باید به او هم خندید و درست در همین نقطه متوجه می شویم که ما هم به عنوان شنونده جزئی از این کل بی معنی و خنده داریم و باید به خودمان هم ...

flower
avatar
Darkest Forest
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 274
Registration date : 2007-04-18

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

نامجو قطعه «باد نوبهاري» را به ناظري تقديم کرد

پست من طرف Fidelio في 6/6/2007, 16:57

هميشه متفاوت بودن خوب است. اينکه مثل بقيه نباشي و همان چيزي باشي که دوست داري و حرف هايي که ديگران تا به امروز گفته اند را نزني. اين همان نکته اي است که محسن نامجو رعايت کرده و توانسته مخاطب بسياري را پيدا کند اما از اوايل سال 85 بود که موسيقي نامجو لو رفت و سي دي برخي از آلبوم هاي او بدون اجازه صاحب اثر، دست به دست بين مردم چرخيد. موسيقي نامجو که تلفيقي از موسيقي کلاسيک و سنتي ايران با موسيقي غربي بالاخص راک و بلوز است، کم کم مورد قبول مردم به خصوص جواناني شد که مدت ها بود موسيقي سنتي ايران را گوش نمي کردند. او اين روزها سخت مشغول پشت سر گذاشتن مراحل فني آلبوم «ترنج» است تا آن را به بازار بدهد. نامجو در اين باره به شرق مي گويد؛ «فعلاً مراحل پاياني آلبوم ترنج را آماده مي کنم تا بعد از اخذ مجوز آن را به بازار بدهم.» خيلي ها مي گويند نامجو خواننده اي است که موسيقي سنتي را تلفيق داده و قواعد و قوانين آن را مو به مو اجرا نمي کند. به اساتيد موسيقي سنتي ايران هم وقعي نمي نهد. نامجو درباره اين موضوع مي گويد؛ هيچ گاه از ياد نخواهم برد که در کدام بستر موسيقايي آموزش ديده ام. تمام خاطرات دوران گذشته ام به لذت از فضاي موسيقي سنتي از جمله کارهاي شهرام ناظري مربوط مي شود. بديهي است که من هم به اين فضا تعلق دارم. چاقو هيچ گاه دسته خود را نمي برد. به خاطر همين تصميم گرفته ام تا قطعه «باد نوبهاري» را به خواننده پيشکسوت موسيقي سنتي استاد «شهرام ناظري» تقديم کنم. محسن نامجو همچنين درباره فعاليت هنري اخير خود مي گويد؛ «قرار است تيتراژ مجموعه تلويزيوني «چارخونه» به کارگرداني سروش صحت را بخوانم و اين روزها مشغول کارهاي آن هستم. اين قطعه با شعري از احمد اخوان و آهنگسازي حميدرضا صدري تهيه مي شود. او پيش از اين تيتراژ مجموعه «ترش و شيرين» را خوانده بود که مورد استقبال هم قرار گرفت.








منبع: شرق
avatar
Fidelio
عضو ثابت

انثى تعداد پستها : 44
Registration date : 2007-06-04

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: گفتگو درباره ي آثار محسن نامجو

پست من طرف j.j في 16/6/2007, 04:10

من زیاد نمیشناسمش ؟ خواننده سنتی خوان هست یا پاپ ؟
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 41
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: گفتگو درباره ي آثار محسن نامجو

پست من طرف darath في 5/7/2007, 15:59

سلام
گفتگوی خوبی را آغاز کردید که ازش استفاده کردم.می خواهم پیشنهاد کنم که قدری سمت صحبت را به طرف بحث راجع به خود قطعات نامجو ببریم.با توجه به شرایط غیراستاندردی که در تولید این کارها حاکم بوده شاید اینطوری بهتر بشود راجع بهشان جداجدا حرف زد. من از یکی دوتایشان به سلیقه خودم شروع میکنم:
آواز تلفیقی : از آن کارهایی است که ذاتا کمتر جلب توجه میکنند و به راحتی میتواند نادیده گرفته شود آن همه تمرین و تلاش برای رسیدن به چنین اجرایی. پس تکرارش میتواند ضروری باشد. خیلی ها هنوز نمیداند آن تحریرهای دمی راروی نت اجرا کردن یعنی چه. اما فقط یک نکته: صمیمیت و خلوص نهفته در ذات آواز ترکمن و اصولا آوازهای نواحی در آمیختگی و یکدستی موسیقی و شعرشان است. لحن و کلام ساده و صمیمی ای که همیشه رکن است. اما در بخشی از اشعار این قطعه « جانا به خرابت آ تا لذت جان بینی » آن هم درست بعد از آن« ندارد یار بیادِ » دیوانه کننده، یک شیکیِ عرفانی هست که وقفه میاندازد و توی ذوق میزند.
آه که اینطور : با علم به اینکه این قطعه و خیلی های دیگر اتود و sample به حساب می آیند و یکجورهایی اصلا بی جامی کنیم که درباره شان اظهار نظر می کنیم، باید بگویم که با شگفتی غریبی از آن سیر نمی شوم. از دریچه ی تنظیم موسیقیایی وارد نمی شوم که می دانم بی ربط است. با وجود آنکه در یکی دو عبارت از اشعار آن وقفه های کوچکی دارم ( هرچند که می دانم در این طور سرودن ممکن است تعهدی برای تسلسل دیالکتیک معانی وجود نداشته باشد)، این قطعه را نمونه ای از توانایی شگرفِ رسیدن به ریشه های بنیادینِ گوشه های آوازیِ ایرانی میدانم. جایی که بتوانی لمس کنی چه جور حسی با چه لحنی اصفهان را زاییده است. با توجه به درجه ی محبوبیت این دستگاه برای مولف اثر ، آرزو می کنم برای دستگاه های دیگر هم چنین اشتیاق تمام عیاری داشته باشد. جایشان هنوز خالی و البته زمان باقیست..
در پایان برای مکابیز یادآور شوم که پیغامی برایش گذاشته ام.

darath
مهمان

انثى تعداد پستها : 1
Registration date : 2007-07-05

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: گفتگو درباره ي آثار محسن نامجو

پست من طرف j.j في 9/7/2007, 03:03

با اجازه استارتر برای اونهایی که نامجو رو نمی شناسند (مثل خودم ) بیوگرافی ایشون رو ابتدا بیان کنیم flower
درباره محسن نامجو؛ پدیده موسیقی ایران - ۱۳ آبان ۸۵

یادداشت یک هوادار درباره یک موزیسین



ترنج موسیقی فارسی

J4p- «محسن نامجو» متولد سال 1355 در تربت جام است. از سال 67 با یادگیری سولفژ و نت خوانی، همچنین آموزش ردیف آوازی نزد «نصرالله ناصح پور» (که از جمله شاگردانش می توان به صدیق تعریف یا هنگامه اخوان اشاره کرد) پی گیری جدی هنر موسیقی را آغاز کرد. نامجو سال 73 وارد دانشکده تئاتر شد و سال بعد هم به دانشگاه هنرهای زیبا پا گذاشت تا موسیقی بخواند. او تاکنون برای حدود 8 نمایش موزیک ساخته که از جمله آن ها می توان «تکیه ملت» (به کارگردانی حسین کیانی) را نام برد که سال گذشته به روی صحنه رفت. همچنین «من باید برم، خیلی دیرم شده» (نوشته محمد چرم شیر و کارگردانی محمد عاقبتی).

نامجو برای چند فیلم هم موزیک متن ساخته؛ از جمله: برای آمدنت دعا می کنم (که نوروز امسال از تلویزیون ایران پخش شد)، حفره، اقوام، کنتراست، در سه ثانیه اتفاق افتاد، مرگ مرگ و... ضمناً «سامان سالور» از فعالیت های نامجو فیلم مستندی ساخته به نام «آرامش با دیازپام ده».

این موزیسین جوان از سال 82 شروع به ضبط آثار خود کرد که حاصل این کار، تهیه حدود 30 تراک در قالب 4 آلبوم منتشر نشده است؛ آلبوم هایی که نام های عجیب و غریبی هم دارند: باد و بودا، جبر جغرافیایی، ترنج و عقاید نوکانتی. تهیه کننده همه این آلبوم ها خود او بوده است. اما مشکل اینجاست که نامجو هنوز موفق نشده کارهای خود را منتشر کند. او مشکلاتی که سر راه انتشار آلبوم هایش وجود دارد را مورد به مورد شرح می دهد: «اول این که کارهای من سبک شناخته شده ای ندارند؛ یا بهتر بگویم: در هیچ سبکی نیستند!»

در اینباره باید گفت به خاطر تلفیقی بودن موزیک نامجو، نه تنها تهیه کنندگان و تولید کنندگان موسیقی، بلکه مسئولان مرکز موسیقی اداره ارشاد هم تمایل چندانی به انتشار آلبوم های نامجو ندارند.

او توضیح می دهد: «چون در کارهایم آواز سنتی با سبک هایی مثل راک و بلوز تلفیق شده و کلیشه های رایج آواز ایرانی را شکسته، مسلماً حساسیت برانگیز است. تا به حال چنین موزیکی نبوده و همه علیه اش جبهه می گیرند.»

نامجو مشکل دیگر را اشعار کارهاش می داند؛ انتخاب های او غالباً توجه برانگیز و البته دردسر ساز از آب در آمدند، چیزی که از قبل هم پیش بینی می شد و رد ترانه های او چندان غیرمنتظره نبود. علاوه بر چند شعر از حافظ و مولوی، بیشتر این ترانه ها از سروده های خود خواننده و آهنگساز هستند. نامجو می گوید: «به من می گویند چرا خودت شعر می گویی؟! بدتر هم این که می پرسند چرا از مولوی یا حافظ خوانده ای؟»

با این که استفاده از اشعار کلاسیک و کارهای شاعران بزرگ ایران، روالی پذیرفته شده و حتی مورد تایید و تاکید است، ولی یک استثنا وجود دارد و آن این که مسئولان موسیقی ایران تمایلی به خوانده شدن این اشعار توسط خوانندگان راک و همراه با این سبک موسیقی غربی ندارند. این سیاست نانوشته ایست که به شدت اعمال و تا به حال برای خوانندگان و گروه های دیگری هم دردسر درست کرده است که به عنوان بزرگ ترین نمونه، می توان به گروه راک «اوهام» اشاره کرد. اوهامی ها (که از قدیمی ترین گروه های پس از انقلاب در ایران هستند) به دلیل استفاده از اشعار حافظ در تمامی تراک هایشان، با وجود سال ها فعالیت و تلاش، هرگز موفق به گرفتن مجوز نشدند و دست آخر آلبوم هایشان را در خارج از کشور منتشر کردند.

به هرحال محسن نامجو آلبوم «ترنج» اش را به اداره ارشاد ارائه کرد ولی مطابق انتظار، نتوانست مجوز بگیرد. و حالا گرچه این جوان ناامید از انتشار قانونی آثارش، شاهد پخش زیرزمینی CDکارهایش است ولی همچنان بر دنبال کردن سبک خود تاکید دارد و دست از ساختن، خواندن و نواختن بر نداشته است.

مطلب زیر توسط «سندباد نجفی» یکی از دوستداران نامجو نوشته و در وبلاگ او منتشر شده است.



***

شنیدن موسیقی پاپ یا راک فارسی تهران یا لس آنجلس، همانقدر برای امثال من -که بیست سال است روزی 6 تا 12 ساعت موسیقی خاص گوش می کنم- سخت است که مثلاً شنیدن موسیقی رپ برای یک رهبر ارکستر! البته می دانیم در این 25 سال بلاهایی در لس آنجلس و تهران بر سر موسیقی فارسی آمده که انتظاری جز این هم نمی توان داشت.

اما برای آن ها که با سخت گیری در شنیدن نوع موسیقی اخت شده و با سبک های خاص رشد کرده اند، یا مثلا در شنیدن آواز فارسی به کمتر از صدای اقبال آذر و مرضیه رضایت نمی دهند؛ درک ظهور پدیده ای به نام «محسن نامجو» در کنار موسیقی پاپ سطحی ای که تحت کنترل دولت است یا در موسیقی زیرزمینی که تقلید اسف بار موزیک غرب است، آسان نیست.

تصور بر این بود که در موسیقی پاپ، هر نوآوری نهایتاً چیزی مثل گروه «سندی» (!) خواهد بود که با تغییراتی در استفاده از عناصر غربی و بومی -اما نه به شکل تلفیق غربی و شرقی- حال و هوایی به موسیقی خواهد داد. درک می کردیم که نوآوری، با «حسین علیزاده» و «کیوان ساکت» احتمالا ادامه امیدوار کننده ای نخواهد داشت. و موسیقی ما در این هفت دستگاه -که رابطه عموم و خصوص من وجه دارند- به دور باطل خود ادامه خواهد داد و غربی کارهای ما هم به مسخ خویش در برابر موسیقی غرب. تا اینکه به پدیده محسن نامجو بر خوردیم. اما او کیست؟

سایت بی بی سی درباره نامجو نوشته است: «بیش از سی سال سن دارد و آموزش موسیقی را در نوجوانی از كلاسهای آواز و نت خوانی شروع كرده؛ دستگاهها و ردیف های موسیقی سنتی ایرانی را ابتدا با استاد شاکری و بعد پیش یکی از بهترین ردیف دان ها، نصرالله خان ناصح پور، یاد گرفته است. بعد از ورودش به دانشکده موسیقی هنرهای زیبا، با دنیای موسیقیایی جدیدی آشنا شد و کم کم موسیقی هایی که می شنید، استادانش شدند؛ و دیگر نه فقط مثل گذشته موسیقی سنتی، بلکه همه نوع سبک موسیقی را گوش می کرد. با این روحیه جدید، ماندن در دانشگاه (که هنوز با موسیقی، متعصبانه برخورد می کند) برایش سخت شد و دانشگاه را ذهناً و عملا ترک کرد. محسن نامجو سبکهای مختلف موسیقی را آنقدر خوب می شناسد که توانسته از آنها در خلق آثاری منحصر به فرد، استفاده کند. در آهنگ های او ریتم ها و سبک های راک، سنتی، جاز، محلی، بلوز، خراباتی و... به گونه ای شنیده می شوند که گویی با نامجو هویتی تازه یافته اند.

از آنجایی که او یک موزیسین و شاعر است، تلفیق نه فقط در وجه موسیقیایی کارهای او بلکه در کلام هم دیده می شود، مثلاً عبارات روزمره کوچه را با عبارات ادبی کتاب تلفیق کرده. خودش در این باره می گوید: «تلفیق از نظر من اپیدمی زمانه است. تلفیق موسیقیایی دو شكل دارد: یکی تلفیق ابزار است، مثل قرار دادن گیتار در برابر سه تار که چیز جدیدی نیست؛ و دیگری تلفیق گام که تا به حال كمتر در موسیقی ایران به آن پرداخته شده. مثلاً کافیست که دو نت از دستگاه شور حذف شود تا به گام بلوز برسیم.»

از دیگر خصوصیت های موسیقی نامجو، نگاه او به خوانندگی است؛ از حنجره او هر صدایی که از موجودات زنده در می آید را می توان شنید. او در توضیح این نکته می گوید: «حنجره یك ابزار صوتی است كه هر صدایی می توان با آن ایجاد كرد. با چنین نگاهی به حنجره، دیگر مقوله سبك موسیقی بی معنی می شود و رنگ می بازد. یعنی ما دیگر چیزی به عنوان سبك آوازی نخواهیم داشت. من به عنوان یک خواننده، نمی توانم بگویم که خواننده سنتی، پاپ و یا خواننده راک هستم، فقط می توانم بگویم که می خوانم، فقط همین؛ البته اگر بشود اسم این ها را خواندن گذاشت. بهتر است بگویم که من از خودم صدا در می آورم، حالا این صدا شامل همه چیز حتی صدای حیوانات می شود.»

در موسیقی محسن نامجو از آهنگسازی گرفته تا سرودن شعرها و نواختن ساز، نوعی بازیگوشی یا به گفته خودش شیطنت یافت می شود. او در خلق آثارش شیطنت كردن با هر معیار و هر مصداقی را می پسندد.»

چه چیز می توان به این نوشته ها اضافه کرد وقتی نمی دانیم او چگونه جز و بلوز را در فولک و سنتی، درونی کرده است (یا بالعکس!)؟ یا چگونه چنین توانایی هایی در آواز پیدا کرده است؟ چه چیز می توان گفت وقتی او سبک ها را تلفیق می کند اما برچسب موسیقی تلفیقی بر کار او، کمی خامی به نظر می رسد؟ (چنان تم آهنگی از دیوید بووی -به نام «مردی که دنیا را فروخت» که نیروانا هم آن را کاور کرده است- را با ترانه ای از داوود مقامی پیوند داده که حاصل چند بار گوش دادن آن فقط تعجب است.)

اگر تا به امروز اسم موسیقی تلفیقی در ایران، از شدت تصنعی بودن حالتان را بد کرده است؛ درباره آلبوم «جره باز» (joreh baz) محسن نامجو چه خواهید گفت؟ می توان گفت فقط با چند آهنگ «بیابان را»، «ترنج»، «ای کاش»، «چشمی و صد نم» و «تلخی نکند» محاسبات و پیش فرض ها را در موسیقی ایران به هم می ریزد. و صد البته که آهنگ هایش اجازه نشر نیافته اند! و ای کاش قضاوتی در کار بود...

به هر حال محسن نامجو ترنجی در موسیقی فارسی است که بهتر از ترنج است؛ زیرا که می شکند و آنگاه می سازد و خوشبختانه به دست رسیده است.

گوش دهید به معنای موسیقی او وقتی می خواند: «دست بردار از این میکده سر به سری/ پای بگذار به اون راهی که فکر کنی بهتری/ که فقط فکر کنی بهتری/ دست وردار و برو، ول کن این خم ساغری/ ای عشق با تو حرف می زنم/ ای رنج، مگر آجری؟/ ای کاش ای کاش ای کاش داوری ای در کار بود. کاشکی، کاشکی، کاشکی قضاوتی در کار بود...»


اين مطلب آخرين بار توسط در 9/7/2007, 03:09 ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 41
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: گفتگو درباره ي آثار محسن نامجو

پست من طرف j.j في 9/7/2007, 03:06

شوخی با محسن نامجو در تلویزیون - ۶ فروردين ۸۶

پدیده موسیقی در ترش و شیرین



شوخی با محسن نامجو در تلویزیون
J4p- سال 1385 با سیل توجه به پدیده موسیقی سال یعنی «محسن نامجو» به پایان رسید. CD آلبوم هایش - هنوز مجوز نگرفته- بین علاقه مندان پخش شد، چند نشریه مصاحبه های مفصلی با این موزیسین جوان انجام دادند، وبلاگ ها و سایت های اینترنتی پر شدند از تمجید و تعریف از او یا لینک آهنگ هایش و...

اما سال جدید با خودنمایی تازه نامجو همراه بود؛ صدای او بالاخره از صداوسیما و آن هم روی تیتراژ یک سریال مورد توجه، پخش شد. «ترش و شیرین» کار تازه «رضا عطاران» که یک مجموعه روتین طنز از شبکه سوم است و از ترانه ای با صدای نامجو و خود عطاران سود می برد.

عطاران پیشتر هم در مجموعه های طنز هنرش در خوانندگی را به رخ کشیده بود، چیزی که بیشتر از اعتماد به نفسش سرچشمه می گیرد تا صدای خوبش! جالب این که عطاران به سبک جوان پسند رپ (که در سال های اخیر به شدت میان جوان های ایران محبوبیت پیدا کرده) می خواند و با افزوده شدن صدا و موزیک محسن نامجو، معجونی باب طبع مخاطب فراهم آمده که نشان از به روز بودن و شناخت خوب این کارگردان جوان از مخاطبین تلویزیون دارد.

ضمناً در چهارمین قسمت ترش و شیرین، تصویر نامجو هم نشان داده شد؛ در یکی از سکانس ها که در نیروی انتظامی اتفاق می افتاد، عکسی از محسن نامجو – تصویری نه چندان زیبا که در اینترنت هم پخش شده و اینجا می بینید- در میان تصاویر مجرمین تحت تعقیب و فراری ها روی دیوار کلانتری دیده شد!

این شوخی را به پای علاقه عطاران به نامجو بگذارید. ضمن این که با توجه به سابقه بازیگری محسن خان (در فیلم «چند کیلو خرما برای مراسم تدفین»)، بعید نیست در روزهای آینده شاهد هنرنمایی او در سریال های تلویزیونی هم باشیم.
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 41
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: گفتگو درباره ي آثار محسن نامجو

پست من طرف کرگدن في 17/9/2007, 03:13

درود

به شخصه از کارهاش خوشم نمیاد و ترجیح می دم گوش نکنمkhejalat

البته نو آوری رو تو این دیار که تنوع خیلی کمی داره خیلی خیلی واجب می دونم

شاید شروع این کارها در پیداش زودتر کارهای متتفاوت اثر خوبی داشته باشهflower
و طبیعتاً موجب پیشرفت و شکوفایی موسیقی این دیار بشه
avatar
کرگدن
عضو ثابت

ذكر تعداد پستها : 37
Registration date : 2007-09-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: گفتگو درباره ي آثار محسن نامجو

پست من طرف j.j في 18/9/2007, 04:57

منظور شما از كارهاي نامجو كل كارهاي محسن هست يا كارهاي موسيقي يا كارهاي بازيگزي نامجو؟
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 41
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: گفتگو درباره ي آثار محسن نامجو

پست من طرف محتوى إعلاني


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد