تقديم به هيچ کس

صفحه 6 از 7 الصفحة السابقة  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف Darkest Forest في 18/9/2007, 18:16

no_name نوشته است:
Darkest Forest نوشته است:اول سلام

چندی اینجا نوشت ، اما گویا فعلا لایقمون نمی بینه flower

no nameجان اگر اینجا رو می بینی ، روی من رو زمین ننداز ، منتظرتیم flower

سلام. به عادت پدرم آدمVery Happy
آدم تنبلي كه فرصت خيلي محدود تري نسبت به گذشته داره رو ببخشيد. سعي مي كنم بيش تر بيامflower .
اول سلام
البته نه به عادت آدم های عادت زده Wink flower
متوجه ام و البته این درک باعث بر طرفی حس ناراحتی نمی شه ، به قول خودت کاش می شد flower منتظریم flower

__________________________________
باری
دل در این برهوت ،
دیگر گونه چشم اندازی می طلبد

Darkest Forest
مدیر
مدیر

ذكر تعداد پستها : 274
Registration date : 2007-04-18

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف j.j في 19/9/2007, 08:41

</IMG>
كاش ميشد هيچ كس تنها نبود
كاش ميشد ديدنت رويا نبود
گفته بودي با تو ميمانم ولي
رفتي وگفتي كه اينجا جا نبود
من دعا كردم براي بازگشتت
دستهاي تو ولي بالا نبود
باز گفتي كه فردا ميرسد
كاش روز ديدنت فردا نبود

j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 41
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف naz khatun في 25/9/2007, 14:47

no_name نوشته است:


ايني كه گفتي كي بود؟khejalat

هیچی تو خودشو ناراحت نکن بگیر بخواب
Mad

البته بفرمایید سیگار
Twisted

naz khatun
عضو ویژه

انثى تعداد پستها : 898
Age : 32
موقعيت : تبريز
Registration date : 2007-04-12

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف j.j في 30/9/2007, 08:32

سيگارم مي كشي ؟ Mad

j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 41
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف hichkas في 6/10/2007, 13:29

من که بدم میاد

hichkas
عضو برتر

انثى تعداد پستها : 1173
Registration date : 2007-06-05

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف j.j في 7/10/2007, 12:19

خدا رو شكر flower
سگ با هوش




قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید .کاغذ را گرفت، روی کاغذ نوشته بود" لطفا ۱۲ عدد سوسیس و یک ران گوشت بدهید" ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت .سگ هم کیسه راگرفت و رفت .

قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود، سریعاً تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد .

سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید . با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند .اتوبوس آمد, سگ جلوی اتوبوس رفت و شماره آنرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت و صبر کرد تا اتوبوس بعدی آمد، دوباره شماره آنرا چک کرد، اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز مانده بود سوار شد.

اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود و سگ منظره بیرون را تماشا می کرد .پس از چند لحظه سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد ،اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد.قصاب هم به دنبالش.

سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید .گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید، اینکار را چند بار تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد.

سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.

مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن به سگ و تنبیه او کرد.قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است .این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم.

مرد نگاهی به قصاب کرد و گقت:تو به این میگی باهوش ؟ این دومین بار تو این هفته است که این احمق فراموش می کنه کلیدش را با خودش ببره !!!



نتیجه اخلاقی :

اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود.

دوم اینکه چیزی که شما آنرا بی ارزش می دانید بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است .

سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است.



پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهمتر اینکه قدر داشته هایمان را بدانیم


j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 41
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف j.j في 7/10/2007, 12:31

هميشه دانشمندان يا هنرمندان نبودهاند كه با انجام كارهايي كه قبلاً كسي آن را انجام نداده و يا با خلق اثري كه مشابه آن وجود نداشته، به تاريخ پيوسته باشند. كلاهبرداران هم در تاريخ جايي براي خود دارند:
ويكتور لوستيگ
ويكتور لوستيگ victor lusti
-
سلطان كلاهبرداران تاريخ، مردي كه برج ايفل را فروخت، مسلط به پنج زبان زنده دنيا، صاحب 45 اسم مستعار با سابقه بيش از 50 بار بازداشت آن هم فقط در كشور آمريكا، مردي كه ميتوانست زيركترين قربانيانش را نيز گول بزند، در سال 1890 در بوهميا (كشور كنوني چك) در يك خانواده متوسط به دنيا آمد و در سال 1920 به آمريكا رفت. سالي كه بازار سهام به شدت رشد ميكرد و به نظر ميرسيد كه همه روزبهروز پولدارتر ميشوند و لوستيگ آنجا بود كه از اين موضوع و حماقت ذاتي آمريكاييها سود برد.
در سال 1925 و پس از انجام چندين فقره كلاهبرداري بيعيب ونقص و پرسود، ويكتور به فرانسه و شهر پاريس رفت و در آنجا شاهكار خود را اجرا كرد. فروختن برج ايفل!
ايده اين كلاهبرداري بعد از خواندن يك مقاله كوچك در روزنامه به ذهن ويكتور رسيد. در اين مقاله آمده بود كه برج ايفل نياز به تعمير اساسي دارد و هزينه اين كار براي دولت كمرشكن خواهد بود.
دينگ! زنگي در سر ويكتور صدا كرد و بلافاصله دست به كار شد. ابتدا اسناد و مداركي تهيه كرد كه در آنها خود را به عنوان معاون رياست وزارت پست و تلگراف وقت جا زد و در نامههايي با سربرگهاي جعلي، شش تاجر آهن معروف را به جلسهاي دولتي و محرمانه در هتل كرئون(creon ) كه محلي شناخته شده براي قرارهاي ديپلماتيك و مهم بود، دعوت كرد.
شش تاجر سر وقت در سوئيت مجلل ويكتور حاضر بودند. ويكتور براي آنها توضيح داد كه دولت در شرايط بد مالي قرارگرفته است و تأمين هزينههاي نگهداري برج ايفل عملاً از توان دولت خارج است. بنابراين او از طرف دولت مأموريت دارد كه در عين تألم و تأسف، برج ايفل را به فروش برساند و بهترين مشتريان به نظر دولت تجار امين و درستكار فرانسوي هستند و از ميان اين تجار شش نفر دعوت شده به جلسه مطمئنترين افرادند. ويكتور تأكيد كرد به دليل احتمال مخالفت عمومي، اين مسئله تا زمان قطعي شدن معامله مخفي نگه داشته خواهد شد.
فروش برج ايفل در آن سالها زياد هم دور از ذهن نبود. اين برج در سال 1889 و براي نمايشگاه بينالمللي پاريس طراحي و ساخته شده بود و قرار بر اين نبود كه به صورت دائمي باشد. در سال 1909 برج بهخاطر اينكه با ساختمانهاي ديگر شهر همچون كليساهاي دوره گوتيك و طاق نصرت هماهنگي نداشت، به محل ديگري منتقل شده بود و آن زمان وضعيت مناسبي نداشت. چهار روز بعد خريداران پيشنهاد خود را به مأمور دولت ارائه كردند. ويكتور به دنبال بالاترين رقم نبود، او از قبل قرباني خود را انتخاب كرده بود؛ مردي كه نامش در كنار ويكتور در تاريخ جاودانه شد! آندره پويسون (Andre poisson). در بين آن شش نفر، آندره كمسابقهترين بود و اميدوار بود كه با برنده شدن در اين مناقصه، يكشبه ره صدساله را طي كند و كلاهبردار باهوش به خوبي متوجه اين موضوع شده بود. ويكتور به آندره اطلاع داد كه در مناقصه برنده شده است و اسناد جهت امضا و تحويل برج در هتل آماده امضاست. اما همانطور كه تاجر عزيز ميداند، زندگي مخارج بالايي دارد و او يك كارمند ساده بيش نيست و در اين معامله پرسود با اعمال نفوذ خود توانسته است ايشان را برنده كند و... آندره به خوبي منظور ويكتور را فهميد! پس از پرداخت رشوه، اسناد معامله امضا شد و آندره پويسون پس از پرداخت وجه معامله، صاحب برج ايفل شد! فرداي آن روز وقتي آندره و كارگرانش به جرم تخريب برج ايفل توسط پليس بازداشت شدند، ويكتور لوتينگ كيلومترها از پاريس دور شده بود. در حالي كه در يك جيبش پول فروش برج بود و در جيب ديگرش رشوه!
2-هان ون ميگهرن (Han Van Meegeren)
نقاش و كپيكننده آثار هنري، باهوشترين و زبردستترين جاعل تابلوهاي نقاشي، مردي كه سر نازيهاي آلماني كلاه گذاشت، مردي كه اگر كلاهبردار نميشد، بيشك يكي از مهمترين نقاشان قرن بيستم بود، در سال 1889 در هلند به دنيا آمد. از كودكي عاشق رنگها بود و در جواني با تأثير از نقاشيهاي دوره طلايي هلند، تابلوهاي زيادي خلق كرد. اما منتقدان، آثار او را بيروح و تقليدي و تكراري ناميدند و ميگهرن سرخورده از اين برخورد و براي اثبات تواناييهايش به منتقدان تصميم گرفت كه آثار بزرگان دوره طلايي همچون فرانس هالس (Frans Hals ) و ورميه را كپي كند. ميگهرن با پشتكار زياد فرمول رنگهاي قديمي و نحوه ساخت بومهاي آن زمان را پيدا كرد. او كار را شروع كرد و آنقدر ماهرانه اين كار را انجام داد كه تيزبينترين كارشناسان نيز از تشخيص بدلي بودن آثار ناتوان بودند و ميگهرن با اطمينان كامل، در نقش يك دلال، تابلوهايش را بهعنوان آثار كشفشده دوره طلايي به مجموعهداران و گالريها فروخت. در همين دوران بود كه اروپا درگير جنگ جهاني دوم شد.
يكي از مشتريان پر و پا قرص او، مارشال گورينگ از سران درجه اول حزب نازي آلمان بود كه علاقه فراواني به آثار نقاشان هلندي داشت و تعداد زيادي از كارهاي ميگهرن را به مجموعه خود اضافه كرد. اما زمانه بازي ديگري را در سر داشت. آلمانها در جنگ شكست خوردند و ميگهرن به جرم فروش ميراث فرهنگي هلند به نازيها بازداشت و در دادگاه متهم به خيانت به وطن شد كه مجازاتش اعدام بود. ميگهرن در دادگاه واقعيت را ابراز كرد، اما هيچكس حرفهايش را باور نكرد. تابلوهاي جعلي در دادگاه توسط كارشناسان مورد بازبيني قرار گرفت و همگي بر اصل بودن آنها صحه گذاشتند. هيچكس باور نميكرد كسي بتواند با چنين دقت و ظرافتي اين آثار را جعل كند. ميگهرن از دادگاه درخواست كرد كه وسايل مورد نيازش را در اختيارش بگذارند تا در حضور همه يكي از آثار دوره طلايي جعل كند!
ميگهرن از اتهام خيانت تبرئه شد، اما به جرم جعل آثار هنري به زندان محكوم شد و چند سال بعد درگذشت. ميگهرن بهعنوان يك كلاهبردار در كار خود موفق بود، اما مشتري اصلي او گورينگ از او زيركتر بود. اسكناسهايي كه گورينگ در ازاي تابلوها به ميگهرن ميداد همگي تقلبي بودند!
3- فرانك ويليام آباگنيل (Frank William Abagnale )
صاحب كلكسيوني از انواع كلاهبرداريها، قاضي، خلبان، جراح و استاد دانشگاه! و كسي كه زندگياش دستمايه ساخت فيلم «اگه ميتوني منو بگير» شد، در سال 1948 در آمريكا به دنيا آمد. وقتي او 14 ساله بود، پدر و مادرش از يكديگر جدا شدند و اين ضربه روحي بزرگي براي فرانك بود. دو سال بعد از خانه فرار كرد و به نيويورك رفت و در آنجا بود كه فهميد براي امرار معاش چارهاي بهجز كلاهبرداري ندارد. پس از مدت كوتاهي او به يكي از حرفهايترين جاعلان چك بدل شد و چنان در كار خود مهارت پيدا كرد كه هيچ بانكي قادر به تشخيص جعلي بودن چكهاي او نبود. فرانك براي آنكه بتواند بدون پرداخت پول بليت با هواپيما سفر كند، با جعل كارتهاي شناسايي و مدرك خلباني، خود را به عنوان خلبان خط هوايي پانامريكن جا زد و از امتياز خلبانها براي مسافرت مجاني استفاده كرد. اين موضوع لو رفت، اما قبل از آنكه دست پليس به او برسد، به شهر جورجيا فرار كرد و با هويت جعلي تازهاي، به عنوان يك دكتر در يك آپارتمان ساكن شد. از قضا در همسايگي فرانك يك دكتر واقعي زندگي ميكرد و به فرانك پيشنهاد داد تا در بيمارستان شهر مشغول به كار شود و فرانك اين پيشنهاد را پذيرفت و 11ماه به عنوان متخصص جراحي اطفال در آن بيمارستان به درمان بيماران پرداخت! پس از آن به شهر لوئيزيانا رفت و با جعل مدرك حقوق از دانشگاه هاروارد به عنوان دادستان در دادگاه محلي لوئيزيانا استخدام شد. او پس از چندماه توسط يكي از فارغالتحصيلان واقعي هاروارد شناخته شد، اما قبل از آنكه دستگير شود، از آنجا به ايالت يوتا گريخت و با جعل مدرك دانشگاه كلمبيا، در دانشگاه بريگام در رشته جامعهشناسي شروع به تدريس كرد!
او سرانجام در سال 1969 در فرانسه دستگير شد و زماني كه پليس فرانسه اين موضوع را اعلام كرد، 26 كشور خواستار محاكمه او در كشورشان شدند! فرانك به آمريكا منتقل شد و در آنجا به 12 سال زندان محكوم شد، ولي پس از گذراندن پنج سال آزاد شد.
فرانك آباگنيل هماكنون بهعنوان كارشناس خبره جعل اسناد و چك با پليس آمريكا همكاري ميكند و با تأسيس شركت آباگنيل و شركا به بانكها نيز مشاوره ميدهد!
4- حسين.ك
كلاهبردار وطني، مردي كه كاخ دادگستري را فروخت، حدود 70 سال پيش در شهريار متولد شد. ح.ك مردي بيسواد ولي باهوش بود و بيترديد اگر تحصيلات مناسبي داشت، به يكي از بزرگان ادب و علم كشور بدل ميشد. اما او از جواني به راهي غير از آن كشيده شد. حسين.ك با كلاهبرداريهاي كوچك روزگار ميگذراند، اما اين كارها براي مردي با هوش او كارهايي كوچك محسوب ميشدند. تا اينكه يك روز طعمه بزرگترين كلاهبرداري خود را در جلوي در سفارت انگليس شكار كرد؛ دو توريست آمريكايي (و طبعاً احمق!) كه به دنبال خريد يك هتل در ايران بودند. ح.ك آنها را به دفترش كه در خيابان گيشا بود دعوت كرد و در آنجا به آنها پيشنهاد خريد يك ساختمان بزرگ و مجلل را به قيمت بسيار مناسب داد. اين ساختمان، كاخ دادگستري بود كه در خيابان خيام قرار داشت و هنوز هم به عنوان ساختمان دادگستري از آن استفاده ميشود. قرار بازديد از كاخ براي فرداي آن روز گذاشته شد و ح.ك همان روز عصر به آنجا رفت و با تطميع اتاقدار وزير وقت دادگستري، دفتر كار وزير را براي مدت يكساعت اجاره كرد. فرداي آن روز قبل از آمدن مشتريها، 200 جفت دمپايي پلاستيكي تهيه كرد و جلوي در اتاقهاي كاخ كه يك ساختمان اداري محسوب ميشد و در آن ساعت خالي بود، گذاشت. به اتاق وزير رفت و منتظر شكارهايش شد. آمريكاييها سروقت آمدند و ح.ك به عنوان صاحب آن عمارت، تمام ساختمان را به آنها نشان داد و وقتي مشتريها درخواست ديدن داخل اتاقها را داشتند، به بهانه بودن مسافران و با نشان دادن دمپاييها، آنها را منصرف ميكرد. مشتريان ساختمان را پسنديدند و به پول رايج آن زمان 500 هزار تومان به ح.ك پرداخت كردند و خوشحال از اين معامله پرسود،

j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 41
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف hichkas في 12/10/2007, 16:57

جوادجان از پستات ممنونم flower

hichkas
عضو برتر

انثى تعداد پستها : 1173
Registration date : 2007-06-05

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف j.j في 14/10/2007, 09:27

خواهش مي كنم flower

j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 41
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف ali123 في 27/10/2007, 17:00

نمیدونم چرا اینجام اما فقط اومده بودم به کسی که همه زندگیم بود سلام کنم وبرم
اما قبل ازرفتن باید بگم که هیچ وقت نمیبخشمش اگه اون حرفای اخرش که بهم زده
بود دروغ بوده باشه .....

ali123
مهمان

انثى تعداد پستها : 1
Registration date : 2007-08-12

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف soltaneabha في 28/10/2007, 08:04

بچه ها بالاییو میشناسین؟
کی همه ی زندگیت بود آقا؟ Suspect

soltaneabha
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1104
موقعيت : ترینیداد و توباگو
Registration date : 2007-09-08

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف j.j في 28/10/2007, 11:51

ali123 نوشته است:نمیدونم چرا اینجام اما فقط اومده بودم به کسی که همه زندگیم بود سلام کنم وبرم
اما قبل ازرفتن باید بگم که هیچ وقت نمیبخشمش اگه اون حرفای اخرش که بهم زده
بود دروغ بوده باشه .....
عليك سلام ببينم اوممممممم تو سارا29 نيستي Twisted

j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 41
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف j.j في 28/10/2007, 11:52

اي واي اينكه اسمش علي123 هست khejalat
داش سيا ببين با كي كار داره Very Happy

j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 41
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف soltaneabha في 3/11/2007, 08:03

j.j نوشته است:اي واي اينكه اسمش علي123 هست khejalat
داش سيا ببين با كي كار داره Very Happy

احتمالا با سامی گردن خورد کار داره Suspect

soltaneabha
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1104
موقعيت : ترینیداد و توباگو
Registration date : 2007-09-08

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف j.j في 3/11/2007, 08:38

آره اين سامي به همه بدهكاره khejalat تازه اين اواخرگفتمان مي خواست خودشو جاي سحر ناز جا بزنه

j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 41
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف soltaneabha في 3/11/2007, 09:42

j.j نوشته است:آره اين سامي به همه بدهكاره khejalat تازه اين اواخرگفتمان مي خواست خودشو جاي سحر ناز جا بزنه

سامی همه کار ازش برمیاد جز جازدن خودش بجای دیگران
تو این یه مورد بیچاره شانس نیاورد khejalat

soltaneabha
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1104
موقعيت : ترینیداد و توباگو
Registration date : 2007-09-08

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف j.j في 3/11/2007, 10:41

soltaneabha نوشته است:
j.j نوشته است:آره اين سامي به همه بدهكاره khejalat تازه اين اواخرگفتمان مي خواست خودشو جاي سحر ناز جا بزنه

سامی همه کار ازش برمیاد جز جازدن خودش بجای دیگران
تو این یه مورد بیچاره شانس نیاورد khejalat
سامي تو هر كاري كم مياره flower

j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 41
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف soltaneabha في 4/11/2007, 03:21

از این که سامی کلا کم داره شکی نیس
مشکل اینجاس که دیگه چیزی نداره کم شه ازش که کم بیاره khejalat

soltaneabha
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1104
موقعيت : ترینیداد و توباگو
Registration date : 2007-09-08

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف j.j في 5/11/2007, 10:38

يه چن وقتي هم هست كه كم مياد

j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 41
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف soltaneabha في 6/11/2007, 15:43

عاشق شده بیچاره یادش رفته الان همزمان عاشق 232 نفره تو هم بودی کمتر میومدی khejalat

soltaneabha
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1104
موقعيت : ترینیداد و توباگو
Registration date : 2007-09-08

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف j.j في 7/11/2007, 13:14

اين ديگه عشق نيست حموم عمومي زنونست khejalat

j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 41
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف parande في 7/11/2007, 16:28

فردا که بشه فردا ؛ باید یه سال صبر کنم که بشه پس فردا !!!!

parande
گفتمانی

انثى تعداد پستها : 162
Registration date : 2007-06-26

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف soltaneabha في 7/11/2007, 19:10

parande نوشته است:فردا که بشه فردا ؛ باید یه سال صبر کنم که بشه پس فردا !!!!

چه ربطی به روز جهانی کودک داشت حالا؟Rolling Eyes Suspect

soltaneabha
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1104
موقعيت : ترینیداد و توباگو
Registration date : 2007-09-08

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف soltaneabha في 7/11/2007, 19:14

j.j نوشته است:اين ديگه عشق نيست حموم عمومي زنونست khejalat

واسه سامی همین عشقهkhejalat

soltaneabha
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1104
موقعيت : ترینیداد و توباگو
Registration date : 2007-09-08

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف j.j في 10/11/2007, 09:54

soltaneabha نوشته است:
j.j نوشته است:اين ديگه عشق نيست حموم عمومي زنونست khejalat

واسه سامی همین عشقهkhejalat
سامي هم شده نصوح ؟khejalat

j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 41
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: تقديم به هيچ کس

پست من طرف محتوى إعلاني اليوم في 15:05


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

صفحه 6 از 7 الصفحة السابقة  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد