عرفان و عارفان

اذهب الى الأسفل

عرفان و عارفان

پست من طرف j.j في 24/6/2007, 08:03

تکیه بر تقوا و دانش در طریقیت کافریست راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
از دفتر عشق:

خطاست اگر بیندیشیم [size=18 ]عشق [/size]حاصل هم نشینی و مصاحبت دراز مدت و با هم بودنی مجدانه است.
عشق حاصل خویشاوندی روحی است که اگر در یک لحظه تحقق نیافت در طول سالها و حتی نسلها هم اتفاق نخواهد افتاد.
عشق میزبانی مهربان است.گر چه برای میهمان ناخوانده ، خانه عشق سراب است و مایه خنده.
عشق از عمق خود آگاه نمیشود جز در لحظه جدایی.
نخستین نگاه معشوق به روح ازلی میماند که بر سطح آبها روان شدبهشت و جهنم را آفریدسپس گفت باش و همه چیز موجود شد.
هنگامی که عشق دامن میگسترد کلام خاموش می شود.
آدمیان محصول عشق را تنها بعد از غیبت یار و تلخی صبر و تیرگی یاس و نومیدی درو خواهند کرد.
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عرفان و عارفان

پست من طرف j.j في 24/6/2007, 08:17

رازهای قاموس فرزانه گی

بین من و دنیا شیشه ایست! نوشتن راهی ست برای گذر از این شیشه ، بی آنکه بشکند/ نادر ابراهیمی
جايی هست كه جز تو هيچ كس نمی تواند آن را پر كند كاری هست كه جز تو كسی قادر به انجام اش نيست.

من از خار سر دیوار فهمیدم که ناکس کس نمی گردد بدین بالانشستن ها ؛
من از افتادن سوسن به روی خاک دانستم که کس نا کس نمی گردد از اين افتان و خيزان ها
من به یک آینه یک بستگی ی پاک قناعت دارم/ سهراب سپهری

وسیع باش، و تنها، و سر به زیر، و سخت/ سهراب

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند، طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

اگر هنر و حقیقت نمی توانند یک جا جمع شوند، بگذارید هنر قربانی شود/ رومن رولان

نمی خواهم چهره اش را به دستمالی فرو پوشند تا به مرگی که در اوست خو کند! برو ایگناسیو! به هیا بانگ شورانگیز حسرت مخور! بخسب! پرواز کن! بیارام! دریا نیز می میرد/ لورکا

بهترین چیز رسیدن به نگاهی ست که از حادثه ی عشق تر است/ سهراب

همیشه عاشق تنهاست/ سهراب

من بر می خیزم! چراغی در دست، چراغی در دل ام، زنگار روح ام را صیقل می زنم، آینه یی برابر آینه ات می گذارم تا با تو ابدیتی بسازم/ احمد شاملو

کوه ها با هم اند و تنهایند هم چو ما، با همان تنهایان/ شاملو

جماعت من دیگه حوصله ندارم، به خوب امیدُ از بد گله ندارم، گرچه از دیگرون فاصله ندارم، کاری با کار این قافله ندارم/ شاملو

هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست که من به زنده گی نشستم/ شاملو

کوه با نخستین سنگ آغاز می شود و انسان با نخستین درد! من با نخستین نگاه تو آغاز شدم/ شاملو

من حقیقت را در زنجیر دیده ام! من حقیقت را پاره پاره بر خاک دیده ام! من حقیقت را بر سر نیزه دیده ام/ بهرام بیضائی

ای آزادی چه زندان ها برایت کشیده ام و چه زندان ها خواهم کشید! و چه شکنجه ها تحمل کرده ام و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد! اما خود را به استبداد نخواهم فروخت! من پرورده ی آزادی ام، استادم علی است! مردی بی بیم و بی ضعف و پر صبر!/ دکتر علی شریعتی

مستی ی غزل با هیچ شرابی نیست! وقتی غزل می نویسم مست می شوم! مستی که نیست می شوم! مستی که هست می شوم/ شهیار قنبری

آی گل های فراموشی ی باغ! مرگ از باغ چه ی خلوت ما می گذرد داس به دست/ سیاوش کسرائی

آدم ها به دو گروه خوب و بد تقسیم نمی شوند، آدم ها به سمت خوبی یا بدی حرکت می کنند، یا حرکت داده می شوند

عشق می ورزیم، چرا که او نخست به ما عشق ورزید/ یوحنای قدیس

یک انسان می تواند آزاد باشد، بی بزرگ بودن! اما هیچ انسانی نمی تواند بزرگ باشد، بی آزاد بودن

به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی ی نازک تنهایی ی من/ سهراب

به سراغ تو می آیم ! نرم و آهسته می آیم اما دل من می لرزد

اشک هایم دریا را وسیع تر می کند/ گابریل گارسیا مارکز

سپاس خداوندی را که دشمنان ما را از میان احمق ها برگزید/ دکتر علی شریعتی

زنده گی هیچ ارزشی ندارد، اما هیچ چیز هم ارزش زنده گی را ندارد/ سعیده اسلامیه

اگر یار، یار باشد و وصالش رسیدنی، احتیاجی به فال نیست! اگر فال برای رسیدن یا نرسیدن به یار است؛ پس یار، یار نیست

به فرمان حقیقت رفتم ان در قبر با شادی، که تا بیرون کشم از قعر ظلمت نعش آزادی/ کارو

دیروز با خدا تنها بودم! امروز با خودم و خدا ! فردا باز با خدا

همین سوسوی تو از آن سوی پرده ی دوری، برای روشن کردن اتاق تنهایی ام کافی ست/ یغما گلرویی

من از عناصر چهارگانه اطاعت می کنم و کار تدوین نظام نامه ی قلبم، کار حکومت محلی ی کوران نیست/ فروغ فرخ زاد

پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردنی ست/ فروغ

آرامش شفافی ست آن جا که بوسه هامان با نقش رساترین آوازها، آن دورترها می شکفند! تنها قلب مهربان تو و دیگر هیچ/ فدریکو گارسیا لورکا

هر گاه شاعری را دیدی که می گفت:"در زنده گی ی خود دوبار عاشق شده ام!" بدان هرگز عاشق نشده است/ نادر ابراهیمی

درد تن، درد روح را سبک تر می کند/ نادر ابراهیمی

تحمل تنهایی از گدایی ی دوست داشتن آسان تر است و تحمل اندوه از گدایی ی همه ی شادی ها/ نادر ابراهیمی

اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم، کسی که حرف دل اش را نگفت من بودم

با راه رفتن، راه درست می شود/ پائولو کوئلیو

دیوانه بمانید، خطر متفاوت بودن را بپذیرید اما بیاموزید که بدون جلب توجه متفاوت باشید/ پائولو کوئلیو

این روزها همه ی مردم مرده اند، چرا که کسی را نمی یابند تا دوست اش بدارند/ جبران خلیل جبران

قلبت را دنبال کن! قلب تو راهنمای راستین تو در هر کار عظیم است/ جبران خلیل جبران

بهتر است زنده نباشم اگر عشق ندارم/ پائولو کوئلیو

اما نیم شبی من خواهم رفت از دنیائی که مال من نیست از زمینی که به بی هوده مرا بدان بسته اند/شاملو

آه به جهنم! پیراهن پشمین صبر بر زخم های خاطره ام می پوشم و دیگر هیچ گاه به دریوزه گی ی عشق های وازده بر دروازه ی کوتاه قلب های گذشته حلقه نمی زنم/شاملو

L'amor che move il sole e l'altre stelle/ به عشق می گردند آفتاب و هر ستاره یی/کمدی الهی ی دانته/ بهشت

Make Love Not War

گرگ های بیابانی امشب خیابانی شده اند

بعد از آن که رفتم، به درک! می خواهد کسی کاغذ پاره های مرا بخواند ، می خواهد هفتاد سال سیاه هم نخواند! / صادق هدایت

در زنده گی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد / صادق هدایت

من فقط برای سایه ی خودم می نویسم که جلوی چراغ به دیوار افتاده ست، باید خودم را به ش معرفی کنم / هدایت

آدم باید با خودش سخت گیر باشد / هدایت

دشمن خویش را ببخش ؛ اما او را دوست خود ندان / پائولو کوئلیو

برای آموختن فروتنی لازم است / کوئلیو

عشق یعنی با دیگری یگانه شدن ؛ و اخگر ایزدی را در دیگری یافتن / کوئلیو

اگر تنها باشی ، هیچ حاصلی ندارد که سراسر جهان را درک کنی / کوئلیو

عشق هرگز انسان ها را از رویاهاشان جدا نمی کند / کوئلیو

Love Is All

از زمانی که همه ی روابط خودم را با دیگران بریده ام؛ می خواهم خودم را بهتر بشناسم / هدایت

از روشنایی خوش ام نمی آد ، جلو آفتاب همه چیز لوس و معمولی می شه ؛ ترس و تاریکی منشاء زیبایی ست / هدایت

من از جملات براق و تو خالی یه منورالفکرها چندش ام می شه / هدایت

لعنت به جاده ها ، اگه معنی شون جدایی یه! / بهرام بیضائی

فقط مرده گان از مرگ نمی ترسند / بهرام بیضائی

آسمون آراسته ؛ مرگ به پا خاسته ! ... می زنم طبل بلا ؛ می روم پیش خدا ! ... باد و برق و آتش ام ؛ نعره از دل می کشم ! ... ای دلیل اولیا ؛ پس چه شد آن وعده ها؟ ... وعده ی روز خوش ات ؛ آیه ی دشمن کش ات ! / بهرام بیضائی

مرده یی در گور، زنده گی را خواب می بیند !!! / بهرام بیضائی

باد زمستونی ، شاخه ی نیلوفر رو می شکنه ! تقصیر باد نیست؛ زمستون بی رحمه ! / بهرام بیضائی

معشوق من ! تو آنی که مرا از وحشت تردید یک عشق به بلندای رفیع یقین می رسانی ! با خوبی هایت و با قدردانی هایت... نیستی؟ باشد عزیزم ... خوش بخت باشی ... خداحافظ

آدم یا حرف دارد و یا ندارد؛ وقتی حرف دارد باید مهم ترین شکلی را که با حرف اش جور است انتخاب کند / هدایت

هر چه قضاوت دیگران درباره ی من سخت بوده باشد، نمی دانند که من بیش تر خودم را سخت تر قضاوت کرده ام / هدایت

اون چیزهایی که در انسون لطیف و مخفی س در اثر دونده گی ی زنده گی و جار و جنجال و روشنایی خفه می شه و می میره، فقط توی تاریکی و سکوته که به انسون جلوه می کنه ! / هدایت

همه از مرگ می ترسند ؛ من از زنده گی ی سمج خودم / هدایت

آدم باید کارش را تمام و کمال بکند تا مو لای درزش نرود وگرنه بقیه اش ، این که کی چه می گوید، اهمیت ندارد / هدایت

گاهی خنده بیخ گلویم را می گیرد! آخرش هیچ کس نفهمید ناخوشی ی من چیست ؛ همه گول خوردند ! / هدایت

به یادگار نوشت ام خطی به دل تنگی ... به روز گار ندیدم رفیق یک رنگی / هدایت

زکی ! مردن هم جدی نیست ... شاید از هر کار و هر چیز دیگری کم تر باشد / هدایت

تنها مرگ است که دروغ نمی گوید / هدایت

مرگ ! چه لغت بیم ناک و شورانگیزی ست ؛ اگر مرگ نبود همه آرزویش را می کردند ، فریادهای ناامیدی به آسمان بلند می شد ، به طبیعت نفرین می فرستادند... / هدایت

در زنده گی عشق باید ممکن باشد؛ حتا اگر بازتاب و پاسخ آنی ندارد! عشق تنها در صورتی زنده می ماند که امیدی برای فتح معشوق باشد / پائولو کوئلیو

تنهایی می تواند باعث ارتباط انسان با جهان نامرئی شود؛ اما باعث نابودی ی ارتباط او با انسان های دیگر نیز خواهد شد / کوئلیو

لازم نیست بدانیم چه گونه ، لازم نیست بدانیم کجا ؛ اما در آغاز هر کاری باید از خویش بپرسیم : " چرا باید این کار را بکنم ؟ " / کوئلیو

عشق حقیقی اجازه می دهد هر کس راه خویش را پی بگیرد / کوئلیو

تاریک ترین ساعت ، پیش از طلوع خورشید فرا می رسد / کوئلیو

معرفت بدون استحاله ، فرزانه گی نیست / کوئلیو

به خاطر هراس از دست دادن؛ چه چیزهایی را از دست داده ییم ! / کوئلیو

تمام این دنیا مقدس است ؛ و یک دانه ی شن می تواند پلی به سوی جهان نامرئی باشد / کوئلیو

عشق می ماند؛ انسان ها هستند که عوض می شوند / کوئلیو

ایمان ، فتحی دشوار است و برای استقرار ، نیازمند نبردهای روزمره / کوئلیو

مرگ هم راه دائمی ی ماست ؛ و اوست که به زنده گی ی ما معنایی حقیقی می بخشد / کوئلیو

روح جهان ، بخشی از روح خداوند ست ؛ و روح خداوند ، روح خود ماست / کوئلیو

عشق ، نیروی انجام غیرممکن را به انسان می بخشد / کوئلیو

جاده ی تو ، تنها یکی از جاده هایی ست که به خدا می رسد / کوئلیو

کشتی در ساحل بسیار امن تر است، اما به این خاطر ساخته نشده / کوئلیو

هر چه بیش تر درباره ی خودت بدانی ، این جهان را بیش تر می فهمی / کوئلیو
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عرفان و عارفان

پست من طرف j.j في 24/6/2007, 11:36

«دعا نور است و نور حالتي يكتا و يگانه دارد. هرگاه بتواني كلام خود را به طريقي يكتا نوراني كني، كلام تو دعا مي‌شود و اين نمي‌شود، مگر آن كه كلام از سرچشمه نور كه ذات الهي است مدد يابد.»
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عرفان و عارفان

پست من طرف j.j في 24/6/2007, 11:36

از ديدگاه باطني، دعاي حقيقي با «اصل دعا نور است» برابري مي‌كند. در قرآن كريم نيز آمده است:«خداوند نور آسمان‌ها و زمين است.» از آنجا كه نور حالتي يكتا و يگانه دارد، هرگاه بخواهيم كلام خود را به دعا تبديل كنيم، مي‌بايست آن‌را از نظر ارتعاشي، سرعتي و سطح فركانس، به نور نزديك نمائيم كه در آن‌صورت خود در معرض بارش‌هاي نور الهي واقع شده و موفق به تجربه حضور زنده خداوند خواهيم شد.
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عرفان و عارفان

پست من طرف j.j في 24/6/2007, 11:37

حضور فيزيكي انسان در اين جهان وابسته به سطح نوسانات و ارتعاشات انرژيك اوست، براي تداوم حيات مي‌بايست ارتعاشات روح او كه از طريق ذهن و مغز جاري مي‌شوند، با ارتعاشات جهان مادي هم‌فركانس بوده تا تداوم حضور جسماني او ميسر گردد. از طرفي با كاهش ارتعاشات لطيف الكترومغناطيسي روح، و تنزل به سطوح غليظ‌ تر، از ميزان انرژي باطني و هماهنگي ذهن انسان با ذهن كيهاني كاسته شده، حساسيت گيرنده‌هاي فراحسي او به شدت تقليل يافته و بعضاً امكان برقراري ارتباط با خداوند در او تضعيف مي‌شود. در نتيجه امكان دعا و فرستادن خواسته به نواحي روح خلاقه و تحقق آن نيز با كندي و عدم موفقيت مواجه مي‌شود.
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عرفان و عارفان

پست من طرف j.j في 24/6/2007, 11:38

اما آيا امكان تبديل كلام (صوت) به نور وجود دارد؟ امواج صوتي (امواج مكانيكي) و امواج الكترومغناطيسي (امواج نوري) هر دو داراي ماهيتي انرژيائي و منتشرشونده هستند و انرژي‌ها (در علم فيزيك) قابليت تبديل شدن به يكديگر را دارند. بنابراين مي‌توان امواج صوتي را به نور و بالعكس تبديل نمود. هر چند كه پس از اين تبديل، هر يك كيفيت‌هاي متفاوت از هم داشته باشند. در حالت ديگر مي‌توان با افزايش دامنه يا نوسانات صوتي، دامنه برد آن‌ها را افزايش داده تا در فواصل دورتري انتشار يابند. مانند امواج راديوئي اف.ام.
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عرفان و عارفان

پست من طرف j.j في 24/6/2007, 11:39

براي اين منظور، اصطلاحاً امواج صوتي و اطلاعات آن‌را بر امواج الكترومغناطيسي(نوري) سوار كرده و منتشر مي‌سازند. قرينه اين نوع ارسال در دعا را مي‌توان به توسل جستن يا حلقه زدن به افراد مستجاب‌الدعوه - ‌كساني كه از قدرت كلام بالائي برخوردارند و مي‌توانند كلام خود را به كلام نوراني تبديل كنند و هر خواسته‌اي را محقق سازند- تشبيه نمود. در اين روند، شخص دعاكننده از طريق واسطه‌ها، صداي خود را به گوش خداوند مي‌رساند.
در صورت اول، شخص از خيرگي و تسليم بالائي برخوردار و مقاومت او بسيار ناچيز است. و در صورت دوم، مقاومت‌ها و آشفتگي‌هاي ذهني شخص دعاكننده هنوز به حداقل مطلوب خود نرسيده است. ذكر، دعا، نذر و قرباني از ابزار باطني انسان براي كاهش مقاومت‌ها و افزايش هماهنگي در ارتباط الهي به شمار مي‌روند
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عرفان و عارفان

پست من طرف j.j في 24/6/2007, 11:39

با استمرار در تكرار(ذكر) نام‌هاي راهگشاي خداوند، ارتعاشات ذهني- روحي شخص تغيير يافته و با ارتعاشات و اراده الهي هماهنگ‌ترگشته و باعث جذب رحمت و فيض الهي مي‌شود. در نذر و قرباني، و به خصوص در قرباني، از ميزان مقاومت‌هاي منفي و زنگارهاي روحي مانند انواع خواسته‌هاي نفساني و منيت‌ها كاسته مي‌شود و از اين طريق شخص به مرز تسليم نزديك‌تر مي‌گردد. هر چه او به مرز تسليم نزديك‌تر و در آن استقرار بيشتري يابد، به قابليت و امكان تبديل كلام وي به نور افزوده مي‌شود
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عرفان و عارفان

پست من طرف j.j في 24/6/2007, 11:40

تسليم، شاه كليد اصلي در دعا و تبديل‌كننده صوت به نور است كه همانند نقطه مقاومت صفر در قوانين فيزيكي عمل مي‌كند و قادر است تا شخص دعاكننده را به يك‌ ‌هادي ابررسانا مبدل سازد و باعث القاي جريانات نور و صوت الهي به او گردد. دعا زبان بي‌مرز و بي‌ترجمان روح است و در تمام اعصار، يكي از بنيادي‌ترين و مستقيم‌ترين راه‌هاي تماس با خداوند بوده و هست. دعا بي‌مرز است زيرا ما در اقيانوسي از ارتعاشات به هم تنيده انرژي زندگي مي‌كنيم و ارتباط ما با كل هستي ارتباطي يكپارچه و پيوسته است و از اين رو حوزه عملكرد آن حتي در وراي جغرافياي كيهاني است و توسط فضا، زمان و مكان محدود نمي‌شود
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عرفان و عارفان

پست من طرف j.j في 24/6/2007, 11:41

دعا بي‌نياز از ترجمان است زيرا مخاطب آن بي‌نياز از هر ساختار زباني و فرهنگي است و از اين لحاظ بهترين و كارآمدترين كليد گشودن درهاي روح ما به سوي خداوند است. فقط كافي است بياموزيم، يا دقيق‌تر بگوئيم به خاطر بياوريم كه چگونه با «يكي» و نيروي «يكي» كه منبع انرژي لايزال و ابدي تمام كائنات مشهود و غيرمشهود است، ارتباط بگيريم. و بدانيم كه: دعا دعوت مستقيم خداوند است. هنر گشودن دريچه‌اي به روي سرچشمه نور است. دعا، هنر گفتگوي با خداست. هنر ارتباط با روح خلاق هستي است. هرچه اين گفتگو و اين ارتباط زنده‌تر باشد، به همان ميزان با حضور زنده خداوند كه حوزه همه امكانات است بهتر مي‌توان ارتباط برقرار كرد. در چنين فراخواني و ارتباطي است كه خداوند پاسخگو و اجابت‌كننده دعاهايمان خواهد بود، و در چنين شرايطي است كه مي‌توانيم هماهنگي لازم براي اعلام خواسته‌اي معلوم را بيابيم.
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عرفان و عارفان

پست من طرف j.j في 24/6/2007, 11:52

بدترين شيوه ها و كارها، از خود راضى بودن است
راضى بودن انسان از خويشتن دليل پستى و انحطاط فكرى او مى باشد.
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عرفان و عارفان

پست من طرف j.j في 18/9/2007, 05:45

"پنج مرحله عشق"

نخستین مرحله عشق، محبت است.
باید قلب خود را به گونه ای بپرورانیم که شادمانی موجودات زنده، حتی دشمنانمان را آرزو کنیم.

دومین مرحله عشق، شفقت است.
چنان که به رنج تمامی موجودات هستی بیندیشیم، آنگونه که اندوه و تشویش آنها در خیالمان جان بگیرد و حس شفقت و همدلی نسبت به آنان در درونمان بیدار شود.

سومین مرحله عشق، شادمانی است.
چنان که به فکر بهروزی دیگران باشیم و از شادمانی آنها شاد شویم.

چهارمین مرحله عشق، تمرکز بر ناپاکی هاست.
چنان که به پیامدهای شیطانی گناه و گمراهی بیندیشیم. در این مرحله درک می کنیم که خوشی های آنی چه اندازه حقیر هستند و می توانند چه عواقب فاجعه باری به بار آورند.

پنجمین مرحله عشق، تمرکز بر متانت و بزرگواری است.
چنان که از عشق و نفرت، ظلم و جور و فقر و غنا فراتر رویم و به سرنوشتمان با آرامشی منصفانه و صفا و آسودگی کامل بنگریم.
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد