شعر

اذهب الى الأسفل

شعر

پست من طرف j.j في 7/7/2007, 09:01



من كه از مذهب تزوير تخلف كردم flower به تو و روح تو و صورت تو تف كردم

تو كه از سفره ي بي معرفتي مي خوردي flower آمدي مدتي و سهم خودت را بردي

واي از آن خنده ي نيرنگ كه خامم مي كرد flower واي از آن گيسوي شبرنگ كه رامم مي كرد

واي از آن صورت زيبا كه چنان ابليس است flower واي از آن تن كه تراشيده چنان تنديس است

حيف از من كه چنين بي هده ، دل بسته شدم flower اي خدا از تو از مردم تو خسته شدم

گرچه كيفيت مطلوب من اين طور نبود flower همه خوبند ، ولي خوب من اين طور نبود

خوب من با دگران مثل همه خوب نبود flower روح سرشار در او بود ، چنين چوب نبود

از كساني كه به ترفند اسيرند ، نبود flower چون مترسك – كه به بازي ش بگيرند – نبود

اهل بد قولي و بي چارگي و قهر نبود flower خوب من مثل همه مردم اين شهر نبود

هيچ كس جز من از او جرات تاثير نداشت flower خوب من زندگي اش اين همه تغيير نداشت

عشق در لحظه ي خنديدن او گل مي كرد flower خستگي هاي مرا ، خوب ،‌تحمل مي كرد

رنگ افسردگي زرد مرا مي فهميد flower خوب من بود فقط ، درد مرا مي فهميد

مثل باران خدا ، رحمت بي پايان بود flower بين حيوانيت دور و برم ،‌انسان بود

آي مردم ! من از اين خوب ، بدم مي آيد flower من از اين خوب دل آشوب ، بدم مي آيد

آي مردم ! به خدا بهتر ازاين هم مي شد flower يك نفر بين شما – كاش ! كه – آدم مي شد

يك نفر بود كه مانند شما ، سخت نبود flower يك نفر بود كه بي چاره و بدبخت نبود

كسي از طايفه ي نور ، به رنگ خورشيد flower يك نفر بود كه اشعار مرا مي فهميد

يك نفر صادق يك رنگ – چو من - اين جا نيست ؟ flower يك نفر خسته ز نامرد شدن ، اين جا نيست ؟

واي از اين واژه ي بي معني و سرد ( تنها ) ! flower خسته ام زين همه دل بستن و دل كندن ها

واي بر من ! كه به اين واژه مرا رنگ زدي flower واي بر من ! كه به تنهايي من چنگ زدي

به سطور دل پر مطلب من ، پي بردي flower واي بر من ! كه به اسم شب من پي بردي

كاش من ساده نبودم كه چنين خام شوم flower كاش چون بره نبودم كه چنين رام شوم

كاش تصميم تو در بازي تو ، روشن بود flower كاش تمساح تر از اشك تو ، اشك من بود

كاش از اول آن خنده ، خدا با من بود flower يا من ديگري اين جاست ، كه او يا من بود

من نبودم كه چنين ساده نفس گير شوم flower من نبودم كه چو گنجشك ، قفس گير شوم

تو كه دل در گرو عشق دگر داشته اي flower و ندانم كه جز او هم چه قدر داشته اي !؟

نو كه دل بسته ي بي چارگي مرداني flower تو كه ابليس ترين وسوسه ي شيطاني

تو كه شهوت زده و تشنه ي مشتي پستي flower به همان ناله ي زن واره ي شان ، دل بستي

جز كه اين مرد نمايان ، اگرت عاشق نيست flower هيچ لفظي به جز از « پست » تو را لايق نيست

گرگ باران زده افتاده در اين خيل رمه flower حمله كن ! تا كه براي تو بميرند همه

من شبانم كه به چنگال تو خونين نشوم flower ز خدا خواسته ام ساده تر از اين نشوم

تو بمان با همه ي جمعيت مشتاقت flower روح ابليسي تو ، پيشكش عشاقت

هيچ عشقي به جنون تو كه مرهم نشود flower گرگ هرگز به چنين شيوه اي ، آدم نشود

همچو پس مانده غذايي كه به مطبخ ببرند flower باش ! روزي كه تو را نيز به مسلخ ببرند

گرچه بر سفره ي من خورده اي از نان و نمك flower مي روي با دگران ، بود و نبودت ، به درك

avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعر

پست من طرف j.j في 7/7/2007, 12:17

ای گوهر نام تو تاج سر دیوان‌ها flower

ذکر تو به صد عنوان آرایش عنوان‌ها

در ورطه‌ی کفر افتد انس و ملک ار نبودflower

از حفظ تو تعویضی در گردن ایمانها

ای کعبه‌ی مشتاقان دریاب که بر ناید flower

مقصود من گم ره از طی بیابان‌ها

جان رخش طرب تازد چون ولوله اندازدflower

غارت گر عشق تو رد قافله‌ی جان‌ها

شد در ره او جسمم با آن که ز خوبان بود flower

این کشتی بی‌لنگر پرورده‌ی طوفان‌ها

آن ابر کرم کز فیض مشتاق خطا شوئیست flower

حاشا که بود در هم ز آلایش دامان‌ها

چون محتشم از دردش می‌کاهم و می‌خواهم flower

رنجوری خود در خود مهجوری درمان‌ها
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعر

پست من طرف j.j في 12/9/2007, 05:48

خر منم يا تو؟
الا اي داور دانا تو ميداني كه ايراني
چه محنتها كشيد از دست اين تهران و تهراني
چه طرفي بست از اين جمعيت ايران جز پريشاني
چه داند رهبري سرگشته صحراي ناداني
چرا مردي كند دعوا كسي كو كمتر است از زن
الا تهرانيا انصاف مي كن خر توئي يا من ؟
***
تو اي بيمار ناداني چه هذيان و هدر گفتي
به رشتي كله ماهي خور به طوسي كله خر گفتي
قمي را بد شمردي اصفهاني را بتر گفتي
جوانمردان آذربايجان را ترك خر گفتي !
تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدي دامن
الا تهرانيا انصاف ميكن خر توئي يا من ؟
***
تو اهل پايتختي بايد اهل معرفت باشي
به فكر آبرو و افتخار مملكت باشي
چرا بيچاري مشدي , وحشي و بي تربيت باشي
به نقص من چه خندي خود سراپا منقصت باشي
مرا اين بس كه ميدانم تميز دوست از دشمن
الا تهرانيا انصاف مي كن خر توئي يا من ؟
***
تو از اين كنج شيركخانه و دكان سيرابي
بجز بد مستي و لاتي و الواطي چه دريابي ؟
در اين كولژ كه ندهندت بجز ليسانس تون تابي
نخواهي بو علي سينا شد و بونصر فارابي
به گاه ادعا گويي كه ديپلم داري از لندن
الا تهرانيا انصاف ميكن خر توئي يا من ؟
***
چرا با دوستدارانت عناد و كين و لج باشد
چرا بيچاره آذربايجان عضو فلج باشد
مگر پنداشتي ايران ز تهران تا كرج باشد
هنوز از ماست ايران را اگر روزي فرج باشد
تو گل را خار ميبيني و گلشن را همه گلخن
الا تهرانيا انصاف مي كن خر توئي يا من ؟
***
تو را تا ترك آذربايجان بود خراسان بود
كجا بارت بدين سنگيني و كارت بدين سان بود
چه شد كرد و لر ياغي كزو هر مشكل آسان بود
كجا شد ايل قشقائي كزو دشمن هراسان بود
كنون اي پهلوان چوني نه تيري ماند و ني جوشن
الا تهرانيا انصاف مي كن خر توئي يا من ؟
***
كنون گندم نه از سمنان فراز آيد نه از زنجان
نه ماهي و برنج از رشت و نه چائي ز لاهيجان
از اين قحط و غلا مشكل تواني وارهاندن جان
مگر در قصه خواني حديث زيره و كرمان
دگر انبانه از گندم تهي شد ديزي از بنشن
الا تهرانيا انصاف مي كن خر توئي يا من ؟
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعر

پست من طرف Melika في 16/9/2007, 13:58

خیلی شعرهای زیبایی بودند flower اینجا چه نوع شعرهایی میشه نوشت ؟؟؟
avatar
Melika
عضو

انثى تعداد پستها : 34
Registration date : 2007-09-04

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعر

پست من طرف j.j في 18/9/2007, 05:21

دست سرودنده و شاعر آنها درد نكنه flower
اينجا اشعار تبديل شده شاعران يا شعرهاي فكاهي و طنز بنويسيد .
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعر

پست من طرف Flora في 11/12/2007, 17:10

حافظ:

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

صائب تبریزی:

اگر آن تک شیــــــــرازی بدست آرد دل ما را
بخال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آن کس چیز میبخشــد ز مال خوی میبخشد
نه چون حــافظ که میبخشد سمرقند و بخارا را

شهریار:

اگــر آن ترک شیــــــــــــــرازی بدست آرد دل ما را
به خال هنـــــــــــــدویش بخشم تمـام روح و اجزا را
هـــــــر آنکس چیز میبخشد مثـــــــــــال مرد میبخشد
نه چون صائب که میبخشد سر و دست و تن و پا را
ســــر و دست و تن و پـــا را به خاک گور میبخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلهــــــــــا را
avatar
Flora
گفتمانی

انثى تعداد پستها : 57
موقعيت : City Of Angels
Registration date : 2007-06-23

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعر

پست من طرف j.j في 12/12/2007, 12:36

یکی از بزرگان اهل خرد
برای خرش ساندویچ می خرد
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد